سلام دوستاي خوبم...
حالم خوبه ديدي بعضي وقتا خدارو خيلي خوب كنارت حس ميكني احساس ميكني كنارت نشسته و داره به حرفات گوش ميده اين روزا از او بعضي روزاست چه خوب ميشه اگه از بدياي زندگي و مشكلاتش ميگيم از خوبيا و اتفاقاي خوبشم بگيم تا باعث بشه در مقابل مشكلات كم نياريم...
همسرم يه جايي خيلي خوب كار پيدا كرده خدايا شكرتديگه غصه ي كار و نميخوريم...
قرار شده بره با خانوادش حرف بزنه تا ببينيم ميخوان واسه عروسي چيكار كنن اگه قراره اونا عروسي و بگيرن كه هيچي زود اقدام كنن اگه نه بابام گفت خودم واسه همه چيز پشتتونم بعضي وقتا توو بيخياليه بعضي پدر مادر را ميمونم!!!!
همه جوره ميخواييم تا آخر تابستون عروسي بگيريم و بريم سر خونه زندگيمون بخدا بيشتر مشكل از دوران عقد طولاني شروع ميشه
بعضي وقتا يه دفعه همسرم ميره توو قيافه اعصباني ميشه نميدونم سر چي قبلاً بهش هي گير ميدادم كه چرا ناراحتي و وقتي ميگفت خودم اعصابم بهم ميريخت اما ديشب از پرسيدم چرا ناراحتي گفت ميگم من ديگه گير ندادم و اونم تا الان هيچي نگفته اينجوري خيلي بهتره هم اون خودش زود تر آروم ميشه هم من ديگه اعصابم خرد
نميشه...چه خوب ميشد كه همه ميخنديدن و اين روزاي خوب هميشگي بود اما اين نيز بگذرد مثل همه روزاي بد...واسه همه بهترين آرزو ها رو دارم و از خدا و شهدا ميخوام كه همه مردم دنيا از ته دل واسه بهترين اتفاق زندگيشون بخندن...
من با خودم قرار گذاشتم كه اگه حتي ذره اي از مشكلاتم حل شد و به زندگي اميدوار شدم همه تلاشم و بكنم كه مشكلات همه ي بچه هاي همدردي حل بشه...![]()








ديگه غصه ي كار و نميخوريم...

علاقه مندی ها (Bookmarks)