سلام
منم مشکل شما رو دارم. وقتی بی خیالی های همسرم رو می بینم عصبانی میشم. این خشم نسبت به اون داره دایمی و همیشگی میشه تو زندگیم. درسته که به بزرگی مشکلات باقی افراد نیست ولی باور کنید زندگی از همین مسایل کوچیک هم خراب میشه. وقتی دو سال تمام شیر اب حموم چکه می کنه و همسرتون درستش نمیکنه تمام مدت که کاشی های زرد و کثیف حموم رو نگاه می کنید از همسرتون ناامید میشید.
وقتی برای نصب هر تابلو یا پرده باید شش ماه حرصبخورید و اخرش با زبون نرم کار انجام نشه و فقط بعد از دعوای شدید و با اکراه انجام بشه چه نتیجه ای تو دراز مدت داره؟
یعنی واقعا تنها مشاوره که میشه داد اینه زندگی بقیه رو ببین و خدا رو شکر کن!!!؟؟؟؟
همسرم سر این مسایل به ظاهر کوچیک داره احترامش رو پیش من از دست میده. دیگه مثل قبل قبولش ندارم. مرتب تو ذهنم تکرار می کنم عرضه نداره
واقعا روش درست برخورد با این مشکل چیه؟ باید رو کنترل عصبانیت خودم کار کنم و منم بیخیال بشم؟ خودم کارها رو انجام بدم؟ به همین روش فعلی با دعوا و عصبانیت کارها رو پیش ببرم؟؟؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)