سلام
امین آقا خیلی تاپیکت کمکم کرد اول بگم ببخشید دیر جواب دادم چون درگیر آزمون ارشدم و چیزی نمونده باید تمرکز بیشتری روی درسم می کردم
درست میگی الان که از بالا دارم نگاه می کنم و کار هایی رو که در اون موقع انجام دادم خیلیاش اشتباه بوده ولی می دونی لحظات قشنگی بود به هر حال گذشته گذشته
روی تاپیک اولت که مثال کوزه گر رو زده بودی خیلی فکر کردم و تصمیم گرفتم این 20 درصد فکری که اون کنج ذهنم سو سو می کنه رو خاموش کنم و بیشتر روی اهدافم تمرکز کنم راستشو بگم از لحاظ تحصیلی موفقم و درس خوندن و درس دادن رو دوست دارم مخصوصا کتاب های مخصوص کامپیوتر که دیگه هیچ لذت می برم وقتی توی دنیای بزرگ کامپیوتر کاوش می کنم. بعد کنکور 15 روز دیگه می خوام خودمو Update کنم و روی یک طرح بزرگ که یک سایته کار کنم و همچنین می خوام کلاس زبان برم و زبانمو تکمیل کنم چون خیلی نیاز دارم. تا مهر که انشالله به امید خدا برم سر کلاس ارشد بشینم لطفا دعام کنید.
ولی قبل از این ها می خوام رو خودم کار کنم روی استرس و اضطراب الکی که می گیرم ، روی اعتماد به نفس پاییینم ، خیلی شکاکم مثلا یه کار رو انجام دادم شک می کنم که درست انجام دادم یا نه؟ اگه در دسترس باشه دوباره چک می کنم. که خیلی از مواقع باعث عصبانیتم می شه.
مثلا موقع کنفرانس خیلی اضطراب دارم با اینکه می دونم عالی میشه ولی باز... بعد چند دقیقه صحبت و بیان موضوع آروم میشم ... ! در ارتباط با خانم ها مشکل خاصی ندارم بخصوص از موقعی که دانشگاه رفتم ولی موقعی که می فهمم می خوام با خانواده خالم رو به رو شم استرسی می گیرم که نگو تابلو تابلو که با گذشت 3 سال از قطع رابطه هنوز خوب نشده ماشالله خالم هم 9 تا دختر داره! آخریشو من می خواستم که نشد ! خدارو شکر با توجه به شرایط جسمانیم هیچ موقع خجالتی ناراحت نبودم و خیلی راحت در خیابان قدم می زنم و همیشه از خدا به خاطر شرایط خاصم متشکرم
خوشحال می شم شما دوستان عزیز کمکم کنید ممنون
یا علی
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)