با سپاس بی کران از مدیر همدردی عزیز
تو همون جلسه اول اکثر مواردی که شما اشاره کردید کاملا مشهودبود.
مثلا برای مورد 10 ؛ زمانی که پدر ایشون دیدگاه کلی خودشون رو (منهم با ایشون موافق بودم) در مورد زندگی مطرح میکردند دختر خانوم چهره عبوسی گرفتهبودن که برای من جای خیلی سوال ایجاد کرد و زمانی که تو گفتگوی خصوصی دیدگاه شونبه زندگی رو دیدم شکم به یقین تبدیل شد.
درکل با جمع بندی گفته های شمابا کمال ادب و احترام از ادامه این ارتباط و آشنایی صرف نظر و برای ایشون آرزوی خوشبختیکردم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)