سلام خانوم دکتر عزیز
امیدوارم حرفایی که میزنم بتونه بهت کمک کنه
خانوم دکتر اینهمه مشاورهای مختلف روی هم کفو بودن تاکید میکنن فکرمیکنید واسه چیه؟
شاید شما بگید که مشکلتون به تفاوت تحصیلاتی که بین شما و همسرتونه ربط نداره شاید بگید اگه اون درست رفتارکنه به من علاقه داشته باشه اصلا این بحثها مطرح نمیشه
اما باور کنید اصلا اینطوری نیست این واقعیته که ایشون از شما از لحاظ تحصیلات خیلی پایین تره و تو خودش این ضعف رو احساس میکنه اگرچه در ظاهر اصلا اینونشون نده
من فکر میکنم این رفتارا چنددلیل میتونه داشته باشه اینکه ذاتا مرد دوس داره پناه و تکیه گاه باشه همون طوری که زن هم دوس داره به کسی تو زندگی تکیه کنه اینا ذاتیه
یه زن هرچقدر از لحاظ تحصیلاتو درامدو ....بالا هم که باشه بازم تو زندگی دوس داره به یکی تکیه کنه مرد هم دوس داره که از همسرش حمایت کنه این تفاوت زیاد بین شما و
همسرتون باعث شده این نیازذاتی پاسخ داده نشه ایشون قلبا حس میکنه اون نمیتونه تکیه گاه شما باشه وهمین قضیه اونو نسبت به شما حتی قبل از ازدواجم مردد کرده وهرچی بیشتر جلو برید مطمئن باش این حس شدیدترمیشه
دلیل بعدی هم به نظرم باز برمیگرده به تفاوت تحصیلات
شما تحصیلکرده هستید و ایشون اصلا دانشگاه نرفته این قضیه اونقدرها هم ساده نیست نمیتونید منکر تاثیر تحصیلات دانشگاهی روی طرز تفکرادما بشید منظورم این نیست کسی که دانشگاه نرفته تفکرش غلطه نه بلکه باعث میشه نگاهش به بعضی مسائل متفاوت باشه
یه مثال ساده بزنم شوهر خواهر من به هیچ وجه معتقد به خریدن گل و...برای همسرش نیست و این کارا رو سوسول بازی و زن ذلیلی میدونه در حالیکه از یه خونواده امروزیه
ولی همسر من به این کارا افتخار میکنه و دوس داره که همه بدونن منودوس داره واینو نشون میده با اینکه همسرم از یه خونواده فوق العاده ساده وسنتیه
به نظرت تفاوت کجاست؟
البته این قضیه راجع به همه صادق نیست اما واقعیته که تحصیلات دانشگاهی یه مقدار رفتار ادمارو تحت تاثیر قرار میذاره
ایشون نگاهشون تو خیلی چیزا با شما متفاوت خواهد بود شک نکنید
همه چیز مثل گل خریدنو چیزای اینجوری نیست که ادم خیلی واسش مهم نباشه
دلیل دیگه این رفتارا هم اینه شاید ایشون احساس میکنه که ممکنه شما تاهمیشه نتونید با این تفاوتها بسازید و باز هم این قضیه ایشونو مردد میکنه راجع به ادامه ی زندگی
شایدم شما رو میخواد فقط واسه پز دادن پیش بقیه که بگه بله ما اینیم ولی قلبا بهتون احساسی نداشته باشه
اگر میتونید واینقدر همسرتونو دوس دارید که حاضرید به هر قیمتی شده زندگیتونو حفظ کنید به نظرم باهاشون حرف بزنید از احساستون و احترامی که براشون قائلید حرف بزنید ویه مقدار مطمئنشون بکنید راجع به خودتون دلیل رفتاراشونو بپرسید از ناراحتی هاتون در کمال ارامش حرف بزنید اگر تغییر کردن که چه بهتر نشون میده فقط مشکل نگرانیشون بوده اما اگر دیدید نه تاثیری نداشت بدونید که ایشون علاقه ای به ادامه زندگی نداره
خانوم دکتر این مسیری که انتخاب کردید مسیر پر پیچ و خمیه
یه ذره بیشترفکر کنید ادامه ی این زندگی به این شکل مشکلات زیادی به همراه داره واستون فقط به این فکر نکنید که برم سر خونه زندگیم به احساستون نسبت به زندگیتون دراینده فکر کنید
منم پزشکم وخودمو جای شما گذاشتم این حرفها فکره من بود شایدم اشتباه باشه اما یه ذره محتاط تر باشید راجع به ادامه ی این رابطه به این شکل
براتون ارزوی بهترین ها رو دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)