حديث نوزدهم
غیبت
قسمت دوم
بزرگى گناه غيبت و تبعات آن
آنچه لازم اسـت در ايـن مـقام ذكر آن ، تنبه دادن بر فساد اين سيئه موبقه و تبعات آن است كه بلكه انـشـاءالله بـا تـفـكـر در آن بـدان مبتلا نشويم ، يا اگر خداى نخواسته شديم ، بزودى رجـوع كـنـيـم ، توبه كنيم و قلع ماده فساد آن را كرده نگذاريم با اين آلودگى و ابتلاى به اين كبيره ايمان كش از اين عالم منتقل شويم ، كه از براى اين موبقه كبيره در عالم غيب و پـس پـرده ملكوت صورت مشوه زشتى است كه علاوه بر بدى آن موجب رسوائى در ملاء اعـلى و مـحـضـر انبياء مرسلين و ملائكه مقربين مى شود.
صورت ملكوتى آن همان است كه خـداونـد تـبـارك و تـعالى در كتاب كريمش اشاره به آن مى فرمايد: غيبت نكند بعض شما بعضى را . آيـا دوسـت دارد يكى از شما كه گوشت برادر خود را بخورد در صورتى كه مردار است ؟ پس كراهت داريد او را البته .
مـا غـافـليم از آنكه اعمال ما عينا با صورتهاى مناسبه با آنها در عالم ديگر به ما رجوع مـى كـنـد. نـمـى دانـيـم كـه ايـن عـمـل صـورت مـردار خـوردن اسـت . صـاحـب ايـن عمل همان طور كه چون سگهاى درنده اعراض مردم را دريده و گوشت آنها را خورده ، در جهنم نيز صورت ملكوتى اين عمل به او رجوع مى كند.
رسـول خـدا (صلى الله عليه و آله ) به واسطه زنا مردى را سنگسار فرمود. يكى از حـضـار بـه رفـيـقـش گـفـت :" ايـن شـخـص در جـاى خـود كـشـتـه شـد مثل سگ ." پس از آن پيغمبر (صلى الله عليه و آله ) با آن دو نفر به مردارى عبور كردند. فـرمـود بـه آنـهـا:"بـا دنـدانـهـاى خـود از گـوشـت ايـن مـردار بـكـنـيد." عرض كردند: يا رسـول الله ، از گـوشـت مـردار بـخـوريـم ! فرمود:" آنچه از برادرتان به شما رسيد، گندش بيش از اين است !"
آرى ، رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، بـه قـوت نـور بـصـيرت و مشاهده مى ديد عمل آنها را كه گندش از مردار بيشتر است و صورت آن فضيحتر و فظيعتر است .
فـرمـود رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله : كـسـى كـه غـيـبـت كـنـد مـرد مسلمى را، بـاطـل شـود روزه او و شـكـسـتـه شـود وضوى او، و بيايد روز قيامت در حالى كه از دهن او بـويـى مـى آيـد كـه از بـوى مـردار گـنـدش بـيـشـتـر اسـت ، در آزار مـى آيـنـد از آن اهـل مـوقـف . و اگـر بـمـيـرد قـبـل از تـوبـه ، مـرده اسـت در صـورتـى كـه حـلال شـمـرده چـيـزى را كـه خـداونـد حـرام شـمـرده اسـت.
انـس بـن مـالك گـويـد:
رسـول خـدا، صلى الله عليه و آله ، فرمود: گذشتم در شب مـعـراج بـه قـومـى كـه رويـهـاى خـود را بـا چـنـگـال خـويـش خـراش مـى دادنـد.
از جـبـرئيـل پـرسـيـدم ايـنها كيان اند؟
گفت : "اينها كسانى هستند كه غيبت مردم را مى كردند و واقع مى شدند در اعراض آنها."
پـس ، مـعـلوم شـد كـه شـخـص مـغـتـاب (غیبت کننده) در بـرزخـش رسـوا و مـفتضح است ، و در موقفش پيش اهل آن خجل و شرمسار است ، و در جهنم نيز با رسوايى و بى آبرويى خواهد به سر برد، بلكه بعض مراتب آن نيز اسباب رسوايى در اين عالم شود.
خـداونـد تـبـارك و تعالى غيور است و هتك مستور مؤمنين و كشف عورات آنها هتك ناموس الهى اسـت . اگـر انـسـان بـيـحـيـايـى را از حـد گـذرانـد و هـتك حرمات الهيه نمود، خداوند غيور مـسـتـورات او را، كـه بـه لطـف و ستاريت خود ستر فرموده بود، مكشوف مى فرمايد و هتك مستور آن را مى فرمايد، و در بين مردم در اين عالم و ملائكه و انبيا و اوليا، عليهم السلام ، در آن عـالم مـفـتـضـح مـى شـود.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)