به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 93 [ 20:32]
    تاریخ عضویت
    1393-8-04
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    18
    سطح
    1
    Points: 18, Level: 1
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    6
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    وای واقعا دستتون درد نکنه ...باورتون نمیشه من وقتی داشتم می نوشتم گفتم عمرا این همه مشکلو کسی بتونه تو یه جوابیه بهش پاسخ بده
    متاسفانه تا حالا بسیار درگیر حرفاشون بودم و تمام این دوسالی که تو عقدم رو به غصه گذروندم همش فکر کردم که چرا وقتی دارن دروغ می گن من هیچی نباید به روشون بیارم حتی یه بار اومدم واسه مامانم گفتم و گفتم که تصمیم گرفتم از این بعد هر کدوم دهنشون رو باز کنن دروغ بگن جوابشونو بدم و حالیشون کنم، اما مامانم خیلی ناراحت شد و گفت نمی بخشمت اگه همچین کاری بکنی چون اونا از چشم من می بینن و خیال می کنن ما یادت میدیم
    متاسفانه مامان من خیلی آدم سیاستمداری نیست که بخوام از تجربیاتش استفاده کنم تمام روزاش الحمدلله خوشی بوده مادرشوهرش عمه اشه که یه دنیا دوسش داره خواهر شوهراش دختر عمه هاشن که از بچگی با هم رفیق بودن تمام جاری هاش هم به نوعی فامیلاش بودن چه کیفی داره


    اما حالا من بعد محرم صفر میرم خونه خودم...به شدت استرس دارم...خونه نوسازی که خودم با ذوق و شوق در مورد دکور داخلیش نظر دادم حالا به چه بهونه بگم نمیخوام و می خوام برم اجاره نشینی؟؟؟ حتی بابام هم بهم گفته که من دوست ندارم تو بری تو اون خونه چون به مشکل میخوری!!!(بابام هیچی از این مسائل نمیدونه)

    همسرم واقعا خوبه و من در مخیلم نمی گنجید که همسر به این خوبی نصیبم بشه و میگم هیچ مشکلی هم نداریم با هم اما خوب اگه من از بدیهای خونوادش بگم تاییدم نمی کنه و میگه منظوزشون چیزه دیگه بوده و خلاصه توجیه می کنه واسه همینم یکی دوبار گفتم و دیدم اینجوریه دیگه نمی گم

    ساید تنها وسیله ایی هستش که اونا لطف می کنن و میخرن...به خدا من راضی تر بودم اگه خودشو خواهرش میرفتن تا اینکه من برم اونجا و خانوم هی بگردن تو فروشگاه و هی شاهانه نظر بدن ...یعنی یه طوری با من برخورد می کرد که انگار اینا یه خونواده پولدار و مرفه هستن و اومدن منو که بچه گدا بودم گرفتن واسه پسرشون و من هر چی که انتخاب کنم آشغاله و سلیقه ندارم !!!!من که میخواستم وسیله برقی هام رو بگیرم هی می گفتن هرچی غیر از مولینکس بخری آشغال خریدی حالا که میخوان ساید بخرن تو مغازه دور میزنن دور سایدای گرون و هی تعریف می کنن و... بعدش میگن اسنوا بخرین مگه چی خیلی هم مارک خوبیه حتی کارکردش از ال جی بهتره!!!منم گفتم خوب اشکالی نداره اگه شوهرم حالا نداره می تونیم فعلا ساید نخریم روی هم بخریم یا کنار هم...شوهرم گفت نه بابا همین اسنوا خوبه می خریم یعنی تو میگی بده؟منم گفتم نه خوبه ولی میگم اگه نداری اونم گفت نه همین خوبه و رفت جای فروشنده...بعد که رفت خواهر پر روش برگشته می گه طفلی داداشم چی بگه تقصیر باباته که رفته 25 میلیون واست میز و مبل خریده این اگه نخره فردا میگن عرضه نداشته همین یه تیکه رو درست حسابی بخره...هی اومدم بگم بابای من اگه نمیخرید شماها کلشو میکندین مجبور بود ولی ما اینجوری نیستیم... باز نصفشو قورت دادم گفتم نخیر خونواده ما شآن خودشون رو بالاتر از این می بینن که ازین حرفای خاله زنکی بزنن... سر برگشتنا باز می گه خوب ما که سایدمونو خریدیم حالا شمام باید برین جهیزیه تکمیل کنین !!!!

    نمی دونم رو چه حسابی خودشون رو محق می دونن؟؟؟ جالبه بدونین خونه ایی که ما خریدیم ماله پدر شوهرم بود ساخته بود می خواس بفروشه... کارای مهندسیش رو شوهرم انجام داده بود تمام گیرو گرفتاریای تو شهرداریشو شوهرم رفته بود انجام داده بود و تمام امضاهای تایید خونه رو شوهرم کرده بود بدون اینکه ریالی از باباش پول بگیره... وقتی شوهرم گفت خونه بابا رو بخریم منم سریع گفتم آره. آخه فکر می کردم پول هم اگه کم داریم فعلا باهامون راه میاد و قسطی میگیره یا همون اول یه مبلغی رو کم می کنه واسه پسرش خوب خونه منطقه خوبی هم که هست چرا که نه!!اما چشمتون روز بد نبینه فقط یه میلیون تومن کم کرد به خاطر پسرش و گفت که الان 210 مشتری داره نقد اگه داری 209 واسه تو میدم اما نقد ...بابای من هم که دید اینجوریه و شوهرم دوست داره همون خونه رو برداره چون خودش نقشش رو کشیده و کاراشو انجام داده 20 تومن بهمون قرض داد تا اونجا رو خریدیم 1 ساله که نتونستیم پس بدیم و تا 2-3 سال دیگه هم نمی تونیم بعد هر جا میشینه مامانش میگه خدا خیر بده حاج آقا رو اینا رو صاحب خونه کرد اولا فکر می کردم بابای منو میگه بعد فهمیدم پدرشوهرمو میگه!!!!!!الان همه فکر میکنن اون خونه رو پدرشوهرم بهمون داده !!!بعد بابای ساده من همون اول که پولو به شوهرم قرض داد گفت به کسی نگو از من پول گرفتی منم نمی گم که من بهت پول دادم...بعد که من پرسیدم چرا گفتش آخه واسه مرد لذت بخش نیست که از پدرزنش پول بگیره اگرم میگیره خودش دوست نداره که دیگران بفهمن پول از پدر

    - - - Updated - - -

    دیگران بفهمن پول از پدر زنش گرفته...واقعا مامان و بابای من آدمای ساده ایی هستن لجم در میاد

    سر مراسم عقدمون هم همه هزینه رو بابام داد اونا فقط آرایشگاه آتلیه و میوه شیرینی گرفتن که ای کاش اونا رو هم بابام گرفته بود با اون آشغال میوه ها و اون آرایشگاه درپیت آبرومون نمی رفت و چقدر ما واسه تالارو شام هزینه کردیم تازه اونجا 300 تا مهمون شامی دعوت کردن!!!و گفتن که ما رسم داریم مراسممامون باشکوهه اگه مشکل دارین خودمون پول مهمونامون رو بدیم مام که تا حالا مجلساشون نرفته بودیم فکر کردیم راست میگن ولی مجلس پسر دیگشون که نصف خرج با اونا بود گفتن 100 تا مهمون داریم و تازه 50 تا هم نداشتن... حالا هم که به عروسی ما رسیده می گن مراسم به اون خوبی واستون گرفتیم باز عروسی هم میخوای؟؟؟ منم گفتم بابام واسم میگیره شما دوست ندارین سمت خودتون عروسی نگیرین الان اونا نمیخوان مراسم بگیرن فقط یه شام تو رستوران خودشونو مهمون شوهرم کردن از اونجا هم میان دنبال من:(
    ببخشید پر حرفی کردم آخه قد تموم این دو سال که اذیت شدم حرف نگفته داشتم خواستم بگم که یه کم آروم شم

    واسه خونه لطفا بیشنر راهنماییم کنید چیکار کنم چطور از اون خونه برم؟؟؟آیا اصلا راهی هست؟؟؟
    ویرایش توسط me.amiri : دوشنبه 05 آبان 93 در ساعت 20:25


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دروغگویی های شوهرم و رابطه داشتن با دیگران
    توسط دخترک در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 شهریور 92, 18:17
  2. دروغگویی مادر شوهر
    توسط رنیا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 11 شهریور 91, 00:42
  3. دروغگویی همسرم
    توسط nature در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 21 مرداد 91, 00:29
  4. راه حلی برای دروغگویی در مورد گذشته
    توسط دلدادهه در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: یکشنبه 30 بهمن 90, 22:11
  5. لطفا راهنمایی کنید با دروغگویی همسرم چه کنم؟؟؟
    توسط mahtab1 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 74
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 دی 90, 13:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.