دوست عزیز
واقعا تعجب میکنم از واقعیت جامعه صحبت میکنید و عوض شدن دید مردم نسبت به خودتون صحبت میکنید در حالیکه
خودتان به عنوان یک عضو جامعه با دروغ گفتن و پنهانکاری "طلاق" کاری که آنرا برای زندگیتان لازم میدید عمل خود را زیر
سوال می برید و بار سنگین دروغ را یدک می کشید.
اینچنین خودتون را در شکنجه و عذاب و دروغ قرار میدهید بخاطر نگفتن یک حقیقتو نداشتن شهامت پذیرفتن و اعلام یک واقعیت هرچند تلخ
جامعه را من و شما و اطرافیانمان میسازیم وقتی ما اینقدر به خودمون سخت میگیریم بخاطر حرف مردم و خودمون را
در عذاب مضاعفی بخاطر دروغ به همکاران قرار میدهیم یعنی علاوه بر عذاب و ناراحتیهای جدایی و طلاق
شکنجه و عذاب دیگری هم برای خود سانسوری و پنهانکاری بر خودمان تحمیل میکنیم واقعا برای چه؟؟
برای یکسری بیکار که در هر صورت حرفی برای گفتن و سوژه ای برای صحبت میابند؟ چه شما مزدوج باشید چه مطلقه
جامعه را تک تک ما میسازیم چرا با دروغ فضای نفس کشیدنمان را مسموم و تلخ کنیم و محل کار را که
بهترین ساعات بازدهی کاری و مفید ما در آن است تبدیل به محلی پر استرس و مضطرب کنیم.
با یک کلام که من با همسرم برای ادامه زندگی به تفاهم نرسیدم مسیله را یکبار برای همیشه مطرح کنید و تمام
اگر کسی کنجکاوی کرد پاسخ دهید دوست ندارم در این باره صحبت کنم و موضوع را مختومه اعلام کنید.
کافی است در برابر یکی از همکاران این کار را انجام دهید مطمین باشید بقیه هم در آینده حساب کارشان را میکنند.
از طرفی مطمین باشید از گوشه و کنار این موضوع را خواهند فهمید یا از روی مدارکی که در مشخصات پرسنلی شما در
پرونده تان یا در خدمات بیمه تان هست به این موضوع پی خواهند برد چه بهتر که خودتان زودتر آنها را خلع سلاح کرده
و بار این دروغ را از از ذهن و فکرتان برداشته و از طرفی راحت و آسوده نفس بکشید و مراحل فراموش کردن همسر سابقتان
را طی کنید.
به قول خانم نامداری مجری تلویزیون در مورد طلاقش " بسیار به اینکه ما باید آدم های راستگو و صادقی باشیم معتقدم.من تحمل این بار سنگین دروغ را ندارم"
نامداری:من یک زن کاملا سنتی ایرانی هستم که درمرامم نیست جار بزنم جدا شده ام









و نداشتن شهامت پذیرفتن و اعلام یک واقعیت هرچند تلخ






علاقه مندی ها (Bookmarks)