شرر جان اوضاع زندگی من درهم برهم شده همه چی باهم قاطی شده .... ما سن ازدواج خاصی نداریم که اساس مشخصی داشته باشه .... مادرم مخالف چون من انتخاب کردم چون خودم گفتم که فلانی پیشنهاد ازدواج داده .... دوستی هم نیست حق با شماست میشه گفت اشنایی قبل ازدواج اما طولانی مدتش خوب نیست مامانم میگه من کلا دوست دارم همه رو یعنی اونایی رو که من انتخاب میکنمو 1سال اذیت کنه ببینه وایمیسه یا نه اما نمیدونه تو این دوره زمونه دیگه کسی که موقعیتش خوب باشه واینمیسه حرف بشنوه و غرورش رو خورد کنه ....
این آقا هم دربارش تو پست های ابتدایی توضیح بدم پسر خوبیه بد نیست میشه واسه زندگی روش حساب کرد درد من فقط دخالت های بقیه و دهن بین بودن و ثبات نداشتن مادرم گیر کردم نزدیک یک سال و خورده ای زندگیم رو هواست نمیزاره به میل خودم زندگی کنم یعنی خاله هام پرش میکنن ....
شرر جان من از بعد از ظهر میترسم