ممنون از توجهتون و پاسخ هایی که دادین ...
راستش این دخترخانم از فامیلای خیلی نزدیک دامادمونه . دختر خواهرم که معمولا با ایشون در ارتباطه میگه من اونو می شناسم . براش اخلاق خوب خیلی بیشتر از مادیات اهمیت داره . برا همینم به این مسئله خوشبین شدم که دختره اهل چشم و هم چشمی نیست و طبق چیزایی که از خانواده خواهرم شنیدم اخلاقش خیلی شبیه خودمه. بنابراین یه کم خاطرم از دختره جمع تره .
در مورد اینکه گفتین باید اهل کار باشین و تلاشی که می کنین ، خدا رو شکر دستم به دهنم می رسه و همه سعی و تلاشمو برای خوشبختیش می کنم ولی فکر نمی کنم به پای اون دامادشون برسم . دامادشون تحصیلاتش از من پایین تره و شغل آزاد داره ولی توی این هفت هشت سالی که ازدواج کرده الان ماشین و خونه از خودش داره و هر روزم پیشرفت می کنه . من امیدم رو هیچ وقت از دست نمی دم و همه سعی خودمو می کنم که بهترین ها رو به دست بیارم تو زندگیم ، و راستش یکی از مسائل مهم تو زندگیم این بوده که هیچ وقت خودمو با کسی مقایسه بی جا نکنم و برای حرف مردم زندگی نکنم . ولی می ترسم بعدا غر زدنای خانواده های شروع بشه که اصلا تحمل شنیدن سرزنشای بیجا رو ندارم . می خوام خودم باشم و با توجه به اون چیزی که شرع و دین گفته زندگی خودمو با قدرت ادامه بدم و خودمو با کسی مقایسه نکنم.
ولی خانواده من اصرار می کنن که بهتره مورد دیگه ای پیدا کنی . به پای دامادشون نمی رسی . فقط هم مسئله دامادشونه وگرنه خودشون از نظر همه چی مثل خودمونن.
و مورد دیگه ای که خانواده باهاش مخالفن ترس از مخالفت اوناس ... چون بعدا چشمشون تو چشم اونا می افته و نمی خوان خودشونو بالاتر از ما فرض کنن !!!!!
ما از یه خانواده شهرستانی هستیم و ازدواج به شیوه سنتی اینجا خیلی رواج داره . ولی من خودم به شخصه موارد زیادی رو نمی شناسم و هر کسی رو معرفی می کنن ، تا حالا از نزدیک ندیدم و این که تو کوچه و خیابون به راحتی بشه کسی رو نشون داد و انتخاب کرد یه کم مشکله. ولی این دخترو من دیدم و پسندیدم و به طور کم و بیش با خانواده شون آشنا هستیم .
حالا به نظرتون بازم وصلت با خانواده ای که دامادش از آدم سرتر باشه ، کار عاقلانه ای هست یا بعدا باعث پشیمونی میشه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)