دوست عزیز؛ احساس بهاری
این صحبت شما که گفتی یه پسر تو اتاق دانشجویی دنبال همدم تو فیس بوک، برداشت درستی نبود. من و این آقا به واسطه گروه مشترکی که عضو بودیم و برای تبادل اطلاعات با هم شروع به صحبت کردیم. ایشون اصلا قصد ازدواج نداشت برای همیشه به دلایل خودش و من هم چون ایشون از من کوچیکتر بود به چشم برادر کوچیک باهاش رفتار میکردم شایدم همین رفتار من باعث شد که وابستگی از طرف اون ایجاد بشه. بعد از ابراز عشق برای اینکه لطمه نخوره سعی کردم از خودم دورش کنم.بداخلاقی زیاد کردم.رفتار سرد نشون دادم، خودمو خیلی بد و پرتوقع نشون دادم ولی اون یه قدم هم عقب نرفت و علاقش بیشتر شد.
حالا من نگران این هستم که اولا بخاطر سن نتونم بهش تکیه کنم و ثانیا با مشکلات بزرگ کار و سربازی نتونم کنار بیام.الان خانواده من کاملا در جریان هستند و میگن بگو با خانوادش بیاد و بعد بیشتر فکر کن ولی من میخوام اول درمورد خودش مطمئن شم.خانواده اونم تقریبا در جریان هستند و اون منتظره تا من بگم تا جریان رو براشون باز کنه و برای خواستگاری بهشون بگه.

دوست عزیز؛سپیده تاریک
تو پست اولم گفتم که دوسه بار بیرون رفتیم یعنی من از نزدیک برخورد داشتم با ایشون