این که اون دکتر باعث شده قبول دارم به هر حال خدا رو شکر کن که اتفاق بدی نیفتاده برات ولی خوب به هر حال سخت بوده برات ... مگه بازم میری پیشش؟
این آقای دکتره مورد نظر من دقیقا رفته یه جا مطب زده که من مجبورم از اونجا رد شم اما هر بار میترسم منو دوباره ببینه.
دلم میخواد برم باهاش حرف بزنم بپرسم مگه من چه گناهی کرده بودم اما اگه اون شعور داشت که اون موقع هم داشت دیگه .میدونی از هر کسی شبیه اونه بدم میاد تحمل دیدن همچین آدمی رو ندارم. تو تلوزیون اون آقاهه که چشاش رنگیه شامپو بس تبلیغ میکنه جدیدا هم میده وسط فروشگاه داره میخونه میگه نمیدونم شوره ی سر دیگه بسه اینا انگار خود اونه یعنی سیبو از وسط نصف کردن. از این پیام بازرگانی خیلی متنفرم. اصلا تحمل دیدنشو ندارم.
ببین تو سایت یه تکنیک هست با اسم متوقف کردن فکر اما من گشتم پیداش نکردم. ولی همه جا میگن برید بخونید. تو هم برو بخون .
ولی ما وضعمون از خیلی از کاربرای این سایت انصافا خوبه ها. مثلا از اونایی که ازدواج کردن و مشکل دارن. وای تحمل کردن یه آقا چقد سخته. فکرشو میکنم همه ی تنم میلرزه.
راستی میدونم که میدونی اما برای یادآوری گفتم بد نیست بعضی چیزا رو دوباره به خودت یاد آوری کنی من که اینجوری حالم بهتر میشه گفتم شاید تو هم مثل من باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)