سلام
از تک تک شما دوستان بابت نظراتتون سپاسگزارم
فکر میکنم من نتونستم که موضوع رو کاملا واضح شرح بدم.من به شخصه تا به حال استخاره نکردم.اما هزاران هزار بار توکل به خدا کردم و ازش لطف و کمک خواستم.من فقط یک بار این که آقا رو ندیدم که جواب این باشه خواستگاری بار اول همینه.گفتم که پدر ایشون دوست پدرم بودن و من مادر و خواهر این آقا رو بار ها و بارها توی مهمونی های زنونه دیدم.توی همون مهمونی ها هم ازم در مورد شرایط ازدواج پرسیدن.اطلاعات خانوادگی و فرهنگی کامل ازم داشتن.خود آقا هم که از همکارام بودن و کاملا با شناخت جلو اومدن.من 2 جلسه حضوری و یک جلسه تلفنی با این آقا صحبت کردم.بنا شد به شروع آشنایی که این غیبت پیش اومد و این استخاره
من واقعا دچار تناقض شدم.کسی که قبولتون داره و شما هم قبولش دارین و خونواده ای که کاملا راضین به یکباره با استخاره تغییر موضع بدن آدمو دچار تناقض میکنه.واقعا برای یه دختر فهمیدن اینکه آقای خواستگار خواهان هستش یا نه راحته.مگر اینکه بخواد خودشو گول بزنه.من واقعا قصد گول زدن خودمو ندارم که.آنالیز من از شخصیت ایشون پذیرش بود،نه تردید!!
والا منم قصد اینو داشتم که کمک بگیرم از اینجا که ذهنمو از موضوع دور کنم و به کار هام برسم که ظاهرا تعبیر دوستان اینه که عجله می کنی و نه به باره،نه به دار و این حرفا.به قول جناب آقای خاله قزی بهتره دیگه موضوعیو مطرح نکنم و وقت اعضا رو نگیرم.کاربر خاموش سایت باشم کارگشا تره برام.واقعا ذهنم خلاصی نداشت از افکاری که به یکباره چیدمان ذهنیمو تغییر داد(خراب کرد!)
- - - Updated - - -
دوست عزیزم جایی ننوشتم که ایشون اولین خواستگار من هستن.من 26 ساله هستم و توی خیلی از موقعیت های از این دست بودم.میدونم که نباید به خیلی از حضور ها حتی فکر کنم.با صحبت با یه آقا میتونم خیلی از موضوعاتو در موردشون بدونم.ممنونم بابت نظرتون![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)