با همسرم صحبت کردم بهش گفتم شرط ادامه به زندگی من دادن تعهد محضری و حق طلاقه
اولش قبول نکرد .... بعد دید من جدی هستم و مصمم گفت باشه فقط تو کاراشو انجام بده من یه لحظه برم امضا بزنم ( خیلی میترسه کسی بفهمه و آبروش بره ... ولی براش مهم نیست این همه پیش من خراب شده ) 
امروز صبح رفتم دفتر خونه یکی از اقواممون اونجا بود ... الکی پیچوندمو اومدم بیرون
دفتر خونه بعدی گفت خانوم من برای مسایل خانواده سند تنظیم نمی کنم تعهد باید قلبی باشه خانوم نه کاغذی .... راست می گفت .. دارم با این کار خودمو گول میزنم 
دفتر خونه سومی قبول کرد و گفت مدارکتون رو بیار ... ولی عقدنامه مون خونه پدرمه ... نمی دونم به چه بهونه ای بگیرم ازش ....
خدایا کمکم کن روزای سختی رو دارم می گذرونم ....
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)