فرشته مهربان پاسخ تکمیلی تر روگفتتد..اگه محیط کار برمبنای تعاون،همکاری و هماهنگی باشد که خستگی روانی بسیارکمترمیشه.
کار بیشتر ازوظیفه، درمحیطهای آموزشی ومعلمی معمولابدون مزایاوداوطلبانه هست چون تحکم دراین محیطها کمترازمحیط کارمندی سلسله مراتبی هست واهداف عالیه بیشتر؛اما درمحیط کارمندی اگر شرایط همکاری داوطلبانه وروحیه تعاون حاکم باشد که فبها..اما درغیراین شرایط ،معمولا کارمضاعف براساس این هست که
۱_ متقابلا چنین کارمضاعفی حتی به صورت بالقوه ازطرف رئیس نسبت به کارمندی که فراترازچارچوب تخصصی رفتارکرده امکانپذیرباشد.۲_براساس "نوعدوستی" باشد وشرایط اضطراری که برای همکاریاضیغ وقت و فرس ماژور برای رئیس مثلا رئیس کنفرانس یا مهمان زیاد یاچیزی شبیه این براش پیش اومده باشد۳_نسبت به همکار یامافوقی که موقتا مرخصی ساعتی رفته که اگراین موردبرای تو هم پیش آمد اونم جبران کند.۴_یا احتساب این کارهابه عنوان اضافه کاریا امتیازات ارتقا شغل.۵_کارمضاعف پورسانت جداواتوماتیک داشته باشد که این سیاست بعضی ازشرکت های خصوصی برای بهره وری بیشترهست. ۶_انجام دادن وانجام ندادنش برای مامساوی باشه وعرف وعادت وظایف بیشتر روایجاد نکنه که دراین موارد، قدردان بودن شخص برتصمیم به انجام اون کارموثره شبهه سواستفاده رورفع میکند.
اماهرگونه کارمضاعف که براساس تحکم واجبار غیرمنطقی رئیس برای نشان دادن قدرت واجبارنمودن کارمند به تمکین درغیرموارد تعیین شده،یاهرگونه سواستفاده دیگران باشد که فردبراساس ضعف اعتماد بنفس یاناتوانی درنه گفتن برخلاف رضایت قلبی خودش بخواد انجام دهد،کلا مطرودهست.(بعضی رؤساومافوقهاهم که کلا خودشون رومیزنن به اون راه واین درخواستهارو میکنن تا تشخیص نه گفتن برای کارمنددشوارباش. ظاهرارئیس شما ازاین دسته نیست)به همین خاطردربعضی محیطهای کارمندی وظایف هرکس به صورت قاب وبروشور باخط درشت پشت سراون کارمند نصب شده تا آشفتگی در روابط پیش نیاید..ب
دیگه خودت استادی








علاقه مندی ها (Bookmarks)