ببخشید کار بد چه توجیهی داره که شما خودتون دارید براش نسخه میپیچید؟؟؟؟ایا ادمی که گرسنه هستش به نظر شما باید بره دزدی کنه؟؟؟؟؟؟ ایشون حتی اگر از لحاظ عاطفه هم برا خانمش کم گذاشته باشه(که طبق گفته خودش نذاشته) باید خانمش پای کس دیگه رو به زندگیشون باز کنه؟؟؟؟خانم ایشون حتی با وجود اینکه فهمیده شوهرش بو برده از کارش بازم دست از کارش بر نداشته ،ایا برای چیزی به این بدیهی بازم نسخه پیچیدن نیازه؟؟؟؟؟؟؟ میگید از روی جهل و نادانی رفته؟؟؟؟پس حکم عقل چی میشه این وسط؟؟؟؟؟اونم برای موردی به این وازهی،اون طفل معصومی که ازش نام میبرید اگز مادرش فکرش بود به شوهرش اصرار نمیکرد که ببرش مهد کودک بذارش و بعد خودش....جای اون وقتش میذاشت برای تربیت اون و رسیدگی به شوهرش!!!!خانم محترم هوس توجیه نداره،کار نادرست توجیه نداره و نادرسته،شما میدونید امثال خانم ایشون باعث شدن من به شخصه از زن گرفتن میترسم و نمیتونم به کسی اعتماد کنم،چون اوقدر دارم میبنم این چیزها رو که دیگه انگیزه ای برای ازدواج برام نمونده،مردی که میره سر کار از صبح تا شب ایا باید دلش قرص باشه یا نه که یه وقت زنش با کسی نره؟؟؟؟؟؟ خانم ایشون که خوبن ،من کسی رو میشناسم که با داشتن 3 تا بچه با کس دیگه ای ریخته رو هم،ایا این چیزها ترس نداره؟؟؟؟؟؟؟؟ ادم میشناسم تو عقد که بهترین دوران زندگی هست رفته با کس دیگه،خب این ادم هدفش از ازدواج چیه؟؟؟؟برای یه مرد هیچی بدتر از این نیستش که بفهمه ناموسش با کس دیگه ارتباط داشته،حتی اگر اون مرد بدترین ادم دنیا باشه،من نظرم اینه ادم توی زندگی اگر مشکلی داره همه تلاششو میکنه تا زندگیشو درست کنه و اگر نشد به عنوان اخرین راه طلاق میگیره،نه اینکه نون ونمک کس دیگه رو بخوری قلبت و فکرت پیش کس دیگه باشه،جالبه خیلیها تو زندگی مشکلی ندارن و باز هم میرن سراغ این چیزها،این آیا نیاز به نسخه پیچیدن داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!









علاقه مندی ها (Bookmarks)