به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 99 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1392-7-21
    نوشته ها
    374
    امتیاز
    9,911
    سطح
    66
    Points: 9,911, Level: 66
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,128

    تشکرشده 851 در 242 پست

    Rep Power
    52
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط simin نمایش پست ها
    آقای reza12 می دونم که ممکنه از طرفه شما و خیلی از دختر ها و پسر های دیگه به عنوان یه آدم امل و غیر اجتماعی شناخته بشم. ولی من واقعا نمی تونم اینطوری با پسرها راحت باشم که باهاشون برم کوه یا به اسم کوچک صداشون کنم یا دست بدم ، من نمیگم با این کار ها اسلام به خطر می افته ولی من از اینکه زیاد با یک پسر راحت باشم احساس عذاب وجدان پیدا میکنم (. میدونم که ممکنه بگید چه افکار مسخره ای دارم و انگار که دارم در عصر حجر زندگی میکنم ) حتی گاهی از اینکه حواسم نبوده و به یک پسر لبخند زده ام عذاب وجدان پیدا میکنم (می دونم که این تفکر عقب افتاده به نظر میرسه ولی من اینجوریم . )

    الان مشکل من این هستش که نمیتونم حتی یه سلام و احوالپرسی ساده بکنم و این خیلی بده .البته از نظرات دوستان ممنونم .از راهکار جزوه گرفتن و اشکال درسی پرسیدن هم حتما استفاده میکنم.
    سلام خانم سیمین.ببینید عزیزم منم دقیقا همینجوری بودم حتی جواب سلام پسرهای همکلاسیم رو با هزار التماس توسط دوست دانشگاهیم میدادم.ولی اصلا برام مهم نبود .پس از این بابت خوشحال باش که کاری بهشون ندارید اما اگه مشکل شما در برخورد اجتماعی و حضور در جامعه هست قضیه چیز دیگری هست.مثلا اینکه حتی نمیتونید با اقایون خواستگارتون هم صحبت کنید .
    فرو افتادن در مقابلِ خدا ؛ تنها راه برخاستن است …

  2. 5 کاربر از پست مفید ستیلا تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 26 اسفند 92), simin (دوشنبه 26 اسفند 92), toojih (دوشنبه 26 اسفند 92), کاغذ بی خط (چهارشنبه 28 اسفند 92), مصباح الهدی (سه شنبه 27 اسفند 92)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [QUOTE=simin;322080]

    میشه خواهش کنم از شما لطف کنید تعریف (امل) رو باری من بنویسید؟خواهشا تعریف دقیق باشه

    مشکل شما بیشتر برمیگرده به اینکه باید اعتماد بنفس خودتان را تقویت کنید.انشاالله بهتر میشید مقالات مربوطه را هم آدرسش را گذاشته ام.لطفا مطالعه کرده و به آنها عمل کنید.از همان جزوه درسی و سوالات معمولی روزمره شروع کنید.
    راستی تا یادم نرفته بخش دلایل عینی منع دوستی را هم مطالعه کنید حتما چون برای شما احساس میکنم واجبه این کار.
    شما نه تنها (امل) که به والله قسم خجالت میکشم این واژه سخیف را بریا شما دختر پاک و نجیب ایرانی بکار ببرم نیستید بلکه بسیار فهمیده و باشخصیت و با وقار هستید

    این جمله طلایی هم یادت باشه برای همیشه

    مردای ایرانی برای ناموس دیگران روشنفکرترین انسان و برای ناموس خود متعصب ترین آدم هستند
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط فرشته مهربان : سه شنبه 27 اسفند 92 در ساعت 20:28 دلیل: لطفاً احساسات شخصی را در راهنمایی ها دخالت ندهید

  4. 6 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    e-lampard (یکشنبه 17 فروردین 93), simin (دوشنبه 26 اسفند 92), toojih (دوشنبه 26 اسفند 92), کاغذ بی خط (چهارشنبه 28 اسفند 92), مصباح الهدی (سه شنبه 27 اسفند 92), ستیلا (دوشنبه 26 اسفند 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 مهر 93 [ 20:36]
    تاریخ عضویت
    1392-5-04
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    1,226
    سطح
    19
    Points: 1,226, Level: 19
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    114

    تشکرشده 60 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای قزی من واقعا منظورم از به کاربردن وازه امل توهین به دیگران نبوده.من خودم هم حجاب دارم و بهش اعتقاد دارم. باور کنید گاهی دلم میخواد به جای 20 سال پیش 40 سال قبل به دنیا می امدم. من نمی دانم شما چند سالتن هستش ولی باور کنید اکثر هم سن و سال های من مثل شما فکر نمیکنند .

    بازم معذرت میخوام اگه ناراحت شدید. منظوری نداشتم........
    ویرایش توسط simin : دوشنبه 26 اسفند 92 در ساعت 19:30

  6. 6 کاربر از پست مفید simin تشکرکرده اند .

    1234567 (دوشنبه 26 اسفند 92), khaleghezey (دوشنبه 26 اسفند 92), toojih (سه شنبه 27 اسفند 92), کاغذ بی خط (چهارشنبه 28 اسفند 92), مصباح الهدی (سه شنبه 27 اسفند 92), ستیلا (دوشنبه 26 اسفند 92)

  7. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید بانو simin

    یکم تند نوشتم چون دلم پر بود از نوشته های شما و آقا رضا عزیز من سی سالمه و متاه بزار یک تجربه بهت انتقال بدم

    نظرات دیگران محترمه ولی یادتون باشه نظرشون شخصیه خوب شما با تمام احترامی که بنظر دیگران میزارید ولی دلیل نمیشه نظرشون را قبول کنید.احترام گذاشتن با قبول کردن فرق داره.امضائی که دارم را بخونید از ناپلئون بناپارت

    شما فکر کنم بخش دوستی دختر و پسر را نخواندید.
    میدونم چی نوشتید میدونم جو دانشگاه چجوریه دقیقا متوجه احساسی که پشت نوشته های شماست هستم برای همین یکم نگران شدم.اگرم تند نوشتم ببخشید چون وقتی شما در سایت همدردی مشکلی که دارید را مطرح میکنید من بعنوان کسی که جواب میدم برای شما ارزش و احترام قائلم و شما برای من با ارزش هستید مثل بقیه کاربرا که این رابطه دوطرفه بینمون هست و به اینکه در تالار همدردی عضو هستم به خودم می بالم

    بزار یکجور دیگه مطرح کنم الان شما اگه جایی رفته باشید بیرون جنگلی رودخانه ای کوهی مشاهده میکنید بعضی از خانواده ها شاید 30تا 40 درصد با خودشان قلیان می آورند و در کنار محیط خانودگی مصرف میکنند.این بنظر شما درسته؟چون یک عده انجام میدهند پس ما هم انجام بدیم؟توی پسرا این رسمه توی اینجور مواقع مثلا سیگار تعارف میکنن نکشی یا قلیون نکشی میشی (امل) یا بچه ننه و اینجور حرفا آیا معقولانست که اینکار را انجام بدهیم؟

    بزار نتیجش رو بهت بگم بد نیست.یکی از دوستان تعریف میکرد با یک خانواده آشنا بود هروقت میرفتن جنگ با خودشان قلیان میبردند و استفاده میکردن یه دختر کویچکم داشتن بقول معروف دود میگرفت و حلقوی بیرون میداد از دهنش اونموقع 4سالش بود میگفت این دوستمون چند سال بعد وقتی دیدمشون دختر 8سالش بود ولی مشکل تنفسی داشت.

    ببخشید از اینکه جنبه نصیحت گونه به خودش گرفته
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  8. 5 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    simin (سه شنبه 27 اسفند 92), toojih (سه شنبه 27 اسفند 92), کاغذ بی خط (چهارشنبه 28 اسفند 92), مصباح الهدی (سه شنبه 27 اسفند 92), ستیلا (دوشنبه 26 اسفند 92)

  9. #15
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 02:40]
    تاریخ عضویت
    1392-10-02
    نوشته ها
    73
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    42

    تشکرشده 124 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط simin نمایش پست ها
    آقای reza12 می دونم که ممکنه از طرفه شما و خیلی از دختر ها و پسر های دیگه به عنوان یه آدم امل و غیر اجتماعی شناخته بشم. ولی من واقعا نمی تونم اینطوری با پسرها راحت باشم که باهاشون برم کوه یا به اسم کوچک صداشون کنم یا دست بدم ، من نمیگم با این کار ها اسلام به خطر می افته ولی من از اینکه زیاد با یک پسر راحت باشم احساس عذاب وجدان پیدا میکنم (. میدونم که ممکنه بگید چه افکار مسخره ای دارم و انگار که دارم در عصر حجر زندگی میکنم ) حتی گاهی از اینکه حواسم نبوده و به یک پسر لبخند زده ام عذاب وجدان پیدا میکنم (می دونم که این تفکر عقب افتاده به نظر میرسه ولی من اینجوریم . )

    الان مشکل من این هستش که نمیتونم حتی یه سلام و احوالپرسی ساده بکنم و این خیلی بده .البته از نظرات دوستان ممنونم .از راهکار جزوه گرفتن و اشکال درسی پرسیدن هم حتما استفاده میکنم.
    فک کنم اگه در یه مورد با khaleghezey اشتراک نظر داشته باشم تو همین جوابی بود که در مورد این نوشته بهتون دادن
    ببینید شما به عنوان یه انسان هر فکر و عقیده ای میتونید داشته باشید و اصلا هم نباید به خاطرش به خودتون بگید امل چون فکر و عقیده حتما یه دلیل و منطقی پشتشه که شما اونا رو قبول دارید و منم برای همین بود که همش تاکید داشتم رو اینکه بعضی ادما با جنس مقابلشون راحت نیستن و اینکه شما هر طور احساس ارامش میکنی زندگی کن چون آدم برای دیگران زندگی نمیکنه که بخواد با متر و معیار اونا به خودش صفتای عجیب و غریب بده.
    اون چیزی رو هم که در مورد به خطر افتادن اسلام گفتم مخاطبم اصلا شما نبودی بلکه همون دوستمون بود که یه سری دخترا رو به خاطر یه سری چیزای دیگه هم ردیف دختران ...... دونسته بود!!!
    ببین دوست من اصن تنها دلیلی که میگم سعی کن با پسرا بیشتر ارتباط داشته باشی همینه که این مدل فکرا از ذهنت بره بیرون اینکه میگی:دوس ندارم با پسری دست بدم این که میگی دوس ندارم پسری رو با اسم کوچیک صدا کنم ..... چون اصن قرار نیس اگه با پسرا ارتباط داشته باشی این کارا رو انجام بدی!یکی از مشکلای بعضیا همینه که اینقد بهشون در مورد رابطه با جنسس مخالفشون بد گفتن که طرف از قبل فک میکنه اگه تو چش یه نفری نگاه کنه (بازم ببخشید که این جوری میگم) بعدش باید با هم بخوابن!!(معذرت)
    نه خیر اصن این چیزا نیست شما خیلی راحت میتونی با پسرا ارتباط داشته باشی بدون اینکه بقیه رو با اسم کوچیک صدا کنی یا دست بدی(والا من خودمم هنوز چنین کاری نکردم اصن!!)
    اصن ترس نداره اخه شما یکمی این فرضیه هایی که از قبل تو ذهنته بریز دور فک کن تازه میخوای همه چیو شروع کنی کم کم همه چیزا حل میشه
    بعد به من بگو این عذاب وجدان برا اون لبخنده دلیلش چیه!؟خب من نمیگم برو با همه پسرا لاو بترکون که بلکه هر دختری باید یه حدی ارتباطاتش رو قوی کنه حالا با توجه به افکار و عقایدش ولی هر چیزی که هست باید تلاش کنی به عنوان یه انسانارتباطاتت رو تعریف کنی که اینم هیچ ربطی به دوست پسرو اینا نداره بلکه مث هر آدمی تو این کشور.اخه شما فرض کن یه کارمند بانک یه مغازه دار یه مدیر یه معلم یه استاد یه مهندس یه پزشک یا ... وقتی جنس مقابلشون بهشون برسه فوری به لکنت بیفتن و غش و ضعف کنن تصور کن اون موقع چه بلایی سر این کشور میاد!!بدون اینکه به بد بودن رابطه به پسرا فک کنی در حد چیزایی که دین گفته یا عرف گفته و.... اینا رو بی خیالش چون اینا فعلن در حد ارتباطی که شما باهاش مشکل داری نیست و برای خیلی خیلی مرحله بعد این چیزیه که شما توش مشکل داری پس سعی کن کم کم خودت رو تغییر بدی.
    یه چیزی رو هم نفهمیدم چرا این قضیه چادر مطرح شد!!کی گفته دختر چادری امله!!کی گفته دختری که با پسرا نمیره کوه امله!
    دختر دختره حالا چه چادری چه غیر چادری،پاک پاک...همینجا باید اعتراف کنم یکی از دوستای منم تو دانشگاه که فوق العاده دختر اکتیو و پرنشاطی هستن چادرین و هیچ مشکلی هم تو ارتباطاتشون نیست شاید از خیلی از این دخترای فشن و ... هم تو ارتباطاتش موفق تره البته خب هر دختری یه سری حد و مرز برا خودش باید داشته باشه که اگه کسی از این خط و مرزا رد شد بلافاصله به طرف بفهمونه که جلو تر بیای قلم پاتو خورد میکنم!!و به نظر من این دخترا هستن که جذابن و فوق العاده
    بازم یه چیز دیگه بگم :هیچ وقت دختری رو به خاطر این ارتباطات راحت ترش با بقیه نسبت به رابطه ای که ما فک میکنیم درسته متر نکنیم و بعدش بگیم این دخترا ناپاکن!!!
    ویرایش توسط reza 12 : سه شنبه 27 اسفند 92 در ساعت 01:42

  10. 8 کاربر از پست مفید reza 12 تشکرکرده اند .

    e-lampard (یکشنبه 17 فروردین 93), khaleghezey (سه شنبه 27 اسفند 92), simin (سه شنبه 27 اسفند 92), toojih (سه شنبه 27 اسفند 92), کاغذ بی خط (چهارشنبه 28 اسفند 92), پونیو (سه شنبه 27 اسفند 92), مصباح الهدی (سه شنبه 27 اسفند 92), ستیلا (سه شنبه 27 اسفند 92)

  11. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام سیمین جان
    من کاملا احساست را درک کردم.این احساس اگر در سطح استاندارد خودش باشد وجهت بگیرد؛بسیار عالی است و اگر یک دختر همچین احساسی را به کل نداشته باشد باید نگران بود.چرا که یک ترمز مهم به نام حیا را ندارد.
    خب همه ما می دانیم دختران از آقایون یکم خجالتی تر هستند.
    در حد یکم واقعا اشکالی نداره.من خودم همین یکم را دارم ولی برای روابط اجتماعیم مشکلی پیش نیاورده.مثلا شده که موقع سمینار دادن وقتی آقایون بودن من کمی احساس خجالت می کردم.ولی به خودم می گفتم خب مردا هم آدمن دیگه!!! مگه می خوان چی کار کنن! خونه آخرش چی می شه مگه؟نمی میرم که!!!
    بعد می رفتم جلو اون همه آقا سمینار می دادم.تو خونه هم کلی تمرین کرده بودم و بابام و داداشام را گذاشته بودم جلوم و داداشم نقش استاد را بازی می کرد و به من گیر می داد و...
    خلاصه کلی تو تصورات ذهنی برای خودم آقایون را مجسم می کردم و اعتماد به نفسی که باید می داشتم برای خودم ترسیم می کردم.وقتی رفتم برای اولین بار جلوی آقایون کنفرانس دادم خیلی استرس داشتم.ولی همش پیش خودم می گفتم این هم مثل همون کنفرانسیه که جلوی بابا و داداشات دادی.این آقایون هم مثل اونا مردن!!!
    خلاصه رفتم و کنفرانس دادم.توصیه برادرم را در نحوه ارائه انجام دادم.ادای آدمای بااعتماد به نفس را در می آوردم.با اینکه قلبم داشت از سینه ام می زد بیرون ولی یک جوری برخورد می کردم انگار نه انگار!!!
    به تمام قسمت های کلاس نگاه می کردم.وقتی می خواستم قسمت مهمی را توضیح بدم به استادم نگاه می کردم.می رفتم بعضی چیز ها را پای تخته می کشیدم و توضیح می دادم و...انگار که یک پا استادم : )
    بعد از کنفرانسم همه خیلی تشویقم کردن و گفتن بهترین سمینار،سمینار من بود و چقدر اعتماد به نفس داشتی!!! در صورتی که تمام مدت استرس داشتم و فقط ادای آدمای بااعتماد به نفس را در می آوردم!!!
    خلاصه من بعدش ترسم ریخت و سمینارهای بعدی کم کم بهتر هم شدم!!!وقتی که داشتم از پایان نامه ام دفاع می کردم،کلی آدم و.. اومده بود.راستش تو ارائه ام سوتی هم دادم!!!
    خب همه هم خندیدن.منم پیش خودم گفتم خب ملت بذار یکم دلشون تو این اوضاع جامعه شاد بشه!مگه چیه!ثواب هم داره اتفاقا : )
    اصلا اهمیت ندادم و همینجوری ادامه می دادم.خیلی بااعتماد به نفس و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.بعدش هم از همه تشکر می کردم و باز هم سوتی دادم اما باز هم انگار نه انگار.خلاصه داور ها هم از من بعدش کلی سوال کردن،منم خیلی بااعتماد به نفس جواب می دادم.انگار که یک کشف مهمی انجام دادم و...خیلی از کار من خوششون اومده بود و می گفتن کارت نوآوری های زیادی داشته و دیگه این قدر ازم تعریف کردننننن.بچه ها بعدش می گفتن تو چه جوری این قدر بااعتماد به نفس برای خودت همینجوری حرف می زدی و...
    در صورتی که اگه تو اون سوتی ها غرق شده بودم که ای وای همه چی خراب شد و... نمی تونستم جواب سوالات داورها را بدم!
    خلاصه رمز موفقیت من این بود که به مسائل غیر مهم اهمیت نمی دادم و حالا یکی خندید!خب بذار بخنده!بذار دلش یکم شاد بشه!مگه چیه؟ مگه ما بخیلیم؟اگه اهمیت بدی او سوء استفاده خواهد کرد.اگر هم سوء استفاده نکنه هم تو در ارائه ات مضطرب میشی.اما اگه برات مهم نباشه و خودت را محکم نشون بدی در همون حد چند لحظه؛بیشتر ادامه نداره.و تموم میشه میره پی کارش.


    یک چیز دیگه هم اینکه همیشه شخصیت خودت را تو دانشگاه حفظ کن!اگه این طوری رفتار کنی عمرا کسی جرات بکنه دستت بندازه.
    ببین این ما هستیم که تعیین می کنیم دیگران با ما چه رفتاری داشته باشند!!!
    خیلی رسمی با آقایون صحبت کن.خیلی با شخصیت و متین.
    این رسمیت تو نحوه صحبت کردن بهت خیلی کمک می کنه که بی دغدغه تر ارتباط برقرار کنی
    حد و حدود را نگه دار.اصلا از این دخترایی که راحت پسرخاله می شن نباش.
    من یک بار داشتم با آقایی راجع به یک کار علمی صحبت می کردم.وسطش یک شوخی کرد.همون جا یک سکوت با معنی.بعد گفتم ببخشید من دیگه صحبتی ندارم و رفتم.بعدش بنده خدا اومد معذرت خواهی کرد و گفت منظوری نداشته و... اما می خواستم اینو بگم که بعد اتفاقا خیلی بهتر با من رفتار کرد.
    این هم درست نیست که فکر کنی اگه یک آقایی با تو خیلی راحت باشه خوبه و...خود آقایون اینجوری نمی پسندن.
    اما وقتی لازمه که با آقایی صحبت کنی خیلی رسمی و بااحترام(یعنی نه اینکه مغرورانه.کاملا مودبانه و استفاده از کلمات مودبانه)صحبت کن.استفاده از کلمات مودبانه مثل شرمنده که مزاحم وقتتون می شم.ببخشید که حرفتون را قطع می کنم.آقای فلانی ممکنه چند لحظه وقتتون را بدین،سوالی داشتم.یا ببخشید شما از برنامه ترم آینده خبر دارید؟و...
    یا در جواب حتی اگه او غیر رسمی حرف می زد،باز تو رسمی جواب بده و رویه رسمی حرف زدنت را به هیچ وجه تغییر نده.اگار نه انگار که او داره غیر رسمی حرف می زنه.(مثلا خواهش می کنم آقای فلانی ...).او خودش خواهد فهمید که باید با تو چگونه صحبت کند.
    این جملات با اینکه خیلی رسمی هستند اما اصلا بار غرور و تکبر ندارن (تازه متواضعانه هم هست)و در عین حال می شه با محکمی و قاطعیت گفت بدون اینکه تکبری درش باشه و استفاده کردن از چنین جملاتی اجازه اینکه طرف مقابلت بخواد با تو به نحو ناشایست صحبت کنه؛نمی ده!!!
    پس خیلی رسمی و مودبانه صحبت کن.
    می تونی تو خونه برای خودت تمرین کنی.می تونی از همون همکلاسی هات شروع کنی.
    این سمینار دادن هم واقعا خوبه
    .



    به نظرم آقای کیان بهت بهترین توصیه را کرد.تو باید با این ترست مواجه بشی!
    نترس خیلی از دخترا اینجوری بودن.من هم اینجوری بودم.اما باهاش مواجه شدم و در مسیر درست قرار دادم.همون طور که می بینی هنوز زنده ام و اتفاقی برام نیفتاده : ))



    به خودت بگو تا حالا که گزارش نشده کسی از صحبت کردن با یک آقا بمیره!پس هیچ اتفاق خاصی نمیفته! برو جلو و ادای آدمای بااعتماد به نفس را در بیار!!!
    اولش فقط داری ادای اعتماد به نفس را درمیاری ولی بعد از مدتی می بینی که خودت باورت شده که اعتماد به نفس که هیچی!اعتماد به سقف داری!





    امیدوارم تونسته باشم که بهت کمک کنم تا ارتباط صحیح و متین با آقایون داشته باشی نه هر جور ارتباطی که شایسته یک دختر باحیا و باوقاری مثل تو نیست
    موفق باشی خواهر گلم

    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  12. 9 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    e-lampard (یکشنبه 17 فروردین 93), khaleghezey (سه شنبه 27 اسفند 92), reza 12 (سه شنبه 27 اسفند 92), simin (سه شنبه 27 اسفند 92), toojih (سه شنبه 27 اسفند 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 27 اسفند 92), کاغذ بی خط (چهارشنبه 28 اسفند 92), پونیو (سه شنبه 27 اسفند 92), ستیلا (سه شنبه 27 اسفند 92)

  13. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 27 فروردین 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1391-7-06
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    2,660
    سطح
    31
    Points: 2,660, Level: 31
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    8

    تشکرشده 14 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمیدونم این خانم Simin بازم اینجا سر میزنن یا نه ولی خوش بحال شوهر آیندش! خوش بحالش از الان حسودی این چنین ادمایی رو کردم که همچین دخترایی نصیبشون میشن! چرا عذاب میکشین؟ همون بهتر از ما پسر جماعت کنار باشی دنیای بد دهنی و خارج از عرفی داریم با دختری هم حرف بزنیم یا پیش دوستان یا اکثرا تو فکر خودمون میگیم این زمونه دخترا چقدر بی حیا شدن! با پسرا دست میدن و خوش و بش میکنن این وسط دختر هم فکر میکنه روشنفکر و ادم صحیحی شده! پسرها چه پروفسور و غرب گرا باشن چه پسرای محله و ریش و سیبیل دار درون همشون یکیه! یاد دوره امتحانات سال قبل افتادم اقای مراقب خواست از یکی از خانم ها سر جلسه امتحان پاک کن بگیره دختر بیچاره یهویی هل شد دستاشو بالا پایین برد و انگار عقلش تاب ورداشته بود! خب اگر شما هم چنین وضعی دارید این وحشته شما از پسرهاست پسر هم ادمه دختر هم کسی این وسط صورت جونوری نداره! راحت باش ولی با پسرها دست نده تو رو خدا!!! ببین از پشت نت نشناخته همچین می گما!!! یعنی انقدر ازت خوشم اومد انقدرررر باورکن خوبی و بهترینی شاید بعضیاز پسرا بگن طرف جامعه ندیده است ولی اینو هم داشته باش پسرها این کلمه تو دهنشونه و به هر دختر میرسن میگن حراجی یا طرف خودشو به حراج گذاشته اینا همون دخترایی هستن که طبیعتشونو تو فشار گذاشتن و حجبشون به هوا رفت امروز دست میده فردا میشینه پس فردا کافی شاپ حالا چه این پسر چه اون پسر! این همه دختر ارزشی ببین چطور حفظ عفت و غرور می کنن اتفاقا مثل یه ادم محکم اصلا هم نمیشکنن!!! اگه دختری تو خونشه که با پسرا حرف بزنه و دست بده این دیگه خلقت خداست کاریش نمیشه کرد ادم بدی هم نیست! ولی اینکه بیاد طبیعتشو که حجب و حیاست له کنه فردا روحش هم صدرصد لطمه میخوره! اگه جامعه زیادی بهتون فشار میاره که صد البت اینطوریه سعی کنین راحت باشین اونم یه ادمه مثل شما اون اتفاقی مرد شده شما هم زن! هیچوقت خودتو تحت فشار نذار با کسایی هم که نزدیکتن مثل دخترا راحت درد دل کن

  14. 4 کاربر از پست مفید Ehsankhan تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 27 اسفند 92), simin (سه شنبه 27 اسفند 92), کاغذ بی خط (چهارشنبه 28 اسفند 92), مصباح الهدی (سه شنبه 27 اسفند 92)

  15. #18
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 93 [ 02:40]
    تاریخ عضویت
    1392-10-02
    نوشته ها
    73
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    42

    تشکرشده 124 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانوم simin لطفا به بعضی نوشته ها فعلا اگرم میخونیدشون بدون تفکر بهشون باشه چون بازم به همون قضیه ای برمیگرده که منم بهتون گفتم در حال حاضر مشکل شما نیست(حالا حالا خیلی مونده که شما چنین چیزایی برات پیش بیاد!)و دیگران در مورد این روابط اینقد بد گفتن(جالبه هر پسری فک میکنه فکر خودش و دوستان اطرافش میشه فکر کل پسرای یک کشور در مورد کل دختران!!!) که طرف اصن یه فکرای عجیب و غریبی میکنه با خودش!!خلاصه شما به این چیزا کار نداشته باش و فعلا رو خودت تمرکز داشته باش بدون هیچ فکر منفی و از پیش قضاوت شده ای نسبت به پسرا،سالم داره جدید میشه ایشلا شما هم یه سال خوب و بدون مشکل رو شروع میکنی!
    بابا جان چرا اخه میگید اینجوری!!امروز دست میده فردا کافی شاپ!!اخه چرا قضاوت میکنید اگه ما ایرانی ها یاد بگیریم کسیو قضاوت نکینم به خدا نصف مشکلات الانمون حل میشه..کاری به دست دادن ندارم چون هم از نظر دینی مشکل داره و هم هر کسی با توجه به فکر و عقیدش میتونه انجام بده یا نده!!بابا کی گفته اگه یه پسری با دختری بره کافی شاپ حتما دوس پسرشه یا اصن حتما یه سری بینشونه یا اصن دوستشم باشه بازم کی گفته اینا با هم کارای دیگه هم انجام دادن(ببخشید تو رو خدا اینارو میگم ولی بعضی فکرا ادمو داغون میکنه!)
    میدونی سیمین خانوم اینجا طرز تفکر جوریه که اگه سر یه پروزه ای که استادش خانومه بیاد و با یه پسری سر یه میز ناهار بخوره اون وقت همه ی این اقایون و خانومای قاضی پیش خودشون میگن حتما یه چیز بین اینا هست!!بابا جان بی خیال شو این حرفارو فقط هر کاری که راحتی و باهاش ارامش داری انجام بده و بازم میگم بعضی کارایی که شما انجام دادید نمونه ی بارز یه سری مشکل اجتماعیه که میشه خیلی راحت حلشون کرد حالا بازم یه سریا بیان بگن دختری که اینجوریه خیلی گله و خیلی پاکهو ما پسرا به همه اینجوری میگیم در صورتی که این اقایون فقط از نگاه خودشون یک دختر رو تعریف میکنن که با توجه به فکر و عقیده ی خودشون این پاک یا ناپاک تعریف میشه و فکر نمیکنن که اون دختر هم حق زندگی و کار کردن و خیلی چیزای دیگه رو تو این کشور داره یا نه!!از من میشنوی اگه میخوای یه آدم محکم و موفق تو این کشور باشی هر چی زودتر خودت رو تغییر بده و زیادم فکرای بد تو ذهنت نیار که فقط جلوتو میگیره برای تغییر.
    یه چیز دیگه هم بگم در مورد اون دوست که آخرش گفت برو با پسرخالت درد و دل کن چون هیچ وقت فاش نمیشه::ببین خانوم سیمین همین یه جمله کافیه که بدونی زیاد نباید به چیزای بد فکر کنی میگی چرا چون هر کسی میاد و با تجربه ی خودش یه سری چیزا رو میگه که بد بوده یا خوب!!اولندش همون پسرخاله ای که دوستمون گفتن نامحرمه و باید یه سری چیزا رو رعایت کنی کنارشون مث همون صمیمی شدن پیش از حد!!ولی خب ایشون خیلی خوب گفتن که با هم درد دل میکنن و هیچ مشکلی هم نیست!خب همینم میشه بین دوستان(هر چند اون حد و مرزا باید بیشتر باشه) به وجود بیاد(همین پسرایی که شماها بعضیا ازشون بد میگن و شما فکر منفی نسبت بهشون دارید) و مطمئن باشید همه ی پسرای این کشور فکرشون این نیست که فقط یه دختر رو پیدا کنن و یه مدت خوش بگذرونن بلکه میشه دوستی واقعی رو باهاشون تجربه کرد شما اول کم کم سعی کن اون مشکلت رو حل کنی و اگه دیدی دیگه مشکلی با پسرا نداری اون موقع یه سری قوانین برای خودت بزار که پسرا رو با اون متر کنی و هر کسی از اونا رد شد حذف شه و هر کسیم در اون حدود موند میشه یه دوست خوب برای شما و شاید اصن همین طوری همسر ایندت رو پیدا کنی!!دختر که نباید فقط بشینه تو خونه که یه نفر انتخابش کن!!بازم تاکید کنم شما هر طور احساس ارامش میکنید رفتار کنید و از قضاوت دیگران هم دوری کنید تا فکراتون مثبت بشه
    موفق باشید سال نو هم مبارک پیشاپیش

  16. 2 کاربر از پست مفید reza 12 تشکرکرده اند .

    simin (سه شنبه 27 اسفند 92), پونیو (سه شنبه 27 اسفند 92)

  17. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    این لینک از مدیر همدردی ممکنه برات مفید باشه

    http://www.hamdardi.net/thread-19072.html

    ترس یک زن تا جایی که از ناموس و آبروش محافظت کنه و از خطر دورش کنه اسمش میشه حیا و به نظر من خیلی ارزشمنده. اما بیشتر یا کمتر از اون ممکنه بهت آسیب بزنه. من یک سوال دارم و اون اینکه آیا در مسائل دیگر زندگیت هم دچار استرس می شوی؟
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  18. 4 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 29 اسفند 92), simin (سه شنبه 27 اسفند 92), کاغذ بی خط (چهارشنبه 28 اسفند 92), مصباح الهدی (سه شنبه 27 اسفند 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها
    توسط Amir ali1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 فروردین 97, 12:35
  2. تیکه انداختن پسرم وسط کلاس درس...بازیگوشی بی اندازه پسرم
    توسط آرام دل در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 00:57
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. علاقه ی شدید پسر به پسر از نوع دیوانه وارش
    توسط hadimoradi38 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 آبان 90, 10:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.