سلام
جناب کاپیتان ممنون که پیگیر احوالات اینجانب هستی
حقیقتش منتظرم تا خواهرم برای عید بیاد شهرمون (شهر دیگه ایه)
و اونجا طی یسری عملیات ضربتی مخ اون بنده خدا رو بزنم
فعلا دیگه نمیخوام خودم تنهایی محل کار اون دختر آفتابی بشم یا ایجاد مزاحمت کنم
با مرور زمان روز به روز علاقم بهش بیشتر شده
به هر زوری که باشه میگیرمش ، اون دیگه مال منه
- - - Updated - - -
راستی خانم صبوری عکس اون کوچولو رو لطفا بردارید
آخه چه خبره با اون لپاش
بچه ها سریعتر متفرق شید و بحث رو به روال عادیش برگردونید تا مدیر همدردی نیومده![]()












علاقه مندی ها (Bookmarks)