به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 33
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 93 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    209
    امتیاز
    2,399
    سطح
    29
    Points: 2,399, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    536

    تشکرشده 560 در 192 پست

    Rep Power
    36
    Array
    این جکو واسه خاله قزی میذارم اینجا اعصابش خیلی خرد شده از دست این خانمها . بهرحال مردا بهتر میتونن تو این مورد به ایشون کمک کنند چون ما داریم میگیم یه پسر به چی حساسه.

    پسر: با من ازدواج میکنی؟
    دختر: نه
    پسر: خواهش میکنم
    دختر : گفتم نه
    پسر: من دوستت دارم
    دختر: میخوام درسمو ادامه بدم
    پسر: فقط یه دقیقه دیگه بمون
    دختر: چقدر سیریشی تو
    بعد از مدتی منت کشی و درخواست از طرف پسر و انکار از طرف دختر بعد از ازدواج:
    پسر : من برم نون بگیرم
    دختر: منم میام
    پسر: برو پیش خواهرم بذار یه فیلم ببینیم
    دختر: از خواهرت متنفرممممممممممممم
    پسر: اومد خسته از سر کار با پنج دقیقه تاخیر
    دختر: کجا بودی تا الان
    و در نهایت پسر :


    شوخی کردم فقط خواستم فضای تایپیک جنجالی نشه .

  2. 3 کاربر از پست مفید capitan تشکرکرده اند .

    kamr (دوشنبه 14 بهمن 92), khaleghezey (دوشنبه 14 بهمن 92), دختر بیخیال (دوشنبه 14 بهمن 92)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 شهریور 94 [ 16:27]
    تاریخ عضویت
    1392-11-08
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    1,142
    سطح
    18
    Points: 1,142, Level: 18
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    خوب پس الان مشکل چیه من یکی متوجه نشدم

    شما هم مثل بانو kmr خوشی زده زیر دلتون خوبه مردا اینجوری هستش اخلاقشون منم تقریبا همینجوری هستم خوب میریم توی فاز مجردی و یکم خوشی چه ایرادی نمیتونین ببینین یکم برای خودمون باشیم.ایشون که تازه یه شهر دیگه هستین داره میاد شهر خودشون کلی ریفیق داره جا هست واسه دیدن تفریح با دوستاش اینا رو هم مد نظر قرار بدین.

    خدا وکیلی الان کسی بهم بگه ازدواج کنم با اینکه خیلی خشوبختم ولی خانومایی رو میبینم مثل شماها که فکر میکنن بجای شوهر برده گیر آوردن خوب اونم انسانه تفریحاته خاص خودشو داره میخوای یکم راحت باشه این بار مسئولیت رو برای یه مدتم شده از روی دوشش بزاره پایین یه نفسی بکشه جرمه این؟ بهشون میگم تا جایی که میتونی مجرد بمون لذت ببر تموم شد خسته شدی بعدش برو زن بگیر.

    شما لطف کن یکمقدار بزار برای خودش باشه ریکاوری کنه واسه یه مدت کوتاهه گناه داره بنده خدا

    شرمنده شبیه درد و دل شد

    راستی تا یادم نرفته واسه مردا دوران عقد فرق داره با عروسی توی دوران عقد همسر مثل ملکه میمونه واسه شوهر ولی بعد عروسی این جایگاه برمیگرده به همون جایگاه زن و شوهری یکم توقعتون زیاده.

    یکچیز یته دلم مونده عقده تشکر ندارم ولی دقت کن شما همینجا هم بلد نیستی یه تشکر کنی از کسایی که براتون وقت میزارن مطلب مینویسن از فکرشون ذهنشون وقتشون میزنن یه تشکر کنین جای دوری نمیره
    فقط امیدوارم توی زندگی معمولی حداقلش اینجور ینباشین تشکر کردن بلد باشین

    بانو kmr در مورد این نوشتتون :
    (( وقتی به خودشون میرسه میگن حواست به ما باشه مردا غرور دارن. وقتی به زنهای بدبخت میرسه میگن به ما ربطی نداره خودت مشکلتو حل

    کن . منو قاطی این خاله زنک بازیا نکن. نمیگن زنم آدمه دوست داره مواقعی که نمیتونه خودش جواب بده شوهرش تکیه گاهش باشه. نه اینکه

    اونم به خاطر رودربایستی که با خانواده اش داره واسه اینکه از کارش شونه خالی کنه موضوع رو خاله زنک جلوه میده ))

    خوب اینم برمیگرده به اختلاف بین زن و شوهر.ما مردا مشکل زن و خانواده خودمون رو بیشتر خاله زنکی میدونیم از نظر شما بزرگه درست ولی قرار نیست مثلا مادر من حواسش نبود سلام بده یا خواهرم یا نشستن جدا دارن حرف میزنن یا کارایی مثل اینو توی خونه خانوادم رو ترش کنی واسشون یا میریم از در بیرون شروع کنین به قر زدن خوب اون مرد هم به اندازه خوش مشکل داره ظرفیتش تکمیله تکمیله توی این گرونی و فلاکت بخواد خرج زندگی رو جور کنه بسشه از سرشم زیاده از پس همین یه کار بر بیاد شاهکار کرده.ما مردا نمیدونیم زن میگیریم آرامش داشته باشیم همفکرمون باشه یا اینکه با یه دختر بچه زندگی میکنیم که فقط جیغ و داد و غر زدن بلده.

    این دیدگاه مرداست.از این دید نیگاه کنیم ازتون خواهش دارم لطف کنین مسائل کوچیک بین خودتون رو حلش کنین با درایتی که یه مرد از همسرش انتظار داره اینا مشکل محسوب نمیشه میدونم حق دارین بهتون با این دید نیگا کنیم ظلم میشه ولی این دید ما مرداست.

    توقع احترام گذاشتن داریم وقتی حتی میریم خونه خانواده همسر.شما نیگا کن نوشته بانو مریم رو ازش غرور و تکبر شر شر داره میریزه.

    ولی در کل میگم دیدگاه مرد و زن باهم متفاوته وقتی رفتین خونه مادر شوهر بزارین یکم با خودشون خوش باشن راحت باشه مردتون بعد کم کم حرفاتون رو بهش بزنین .شما زن هستین و به اندازه کافی از نظر ما مردا داری خرد و درایت هستین که بتونین یه سری مسائل رو بینتون حل کنین پس تا جایی که میتونین خودتون مشکل رو حل کنین در مواقع ضروری با شوهر بیان کنین اینجوری بهتر حرفتون رو گوش میده.
    بذار اول از همینجا از همه خوانندگان محترمی که برای تاپیک بنده وقت گذاشتن تشکر ویژه بکنم ....ولی اینو بدونین من مطمینم کسایی که میان اینجا و به قول شما از وفتشون می زنن بدون منت میان و نمی خوان که حتما ازشون تشکر کنم مطمین باش اگه هم گرهی هم از کار کسی باز کنید خدا یه جایی که به مشکل برخوردین کمکتون می کنه
    تورندگیمونم شوهرم اگه کوچکترین ماری براام انجام بده ازش تشکر می کنم بو می دونم که خیلی اینکارمو دوست داره شما نگران نباشین
    بعدشم حواستون به حرف زدنتون باشه... خیلی دارین تند میرین....
    کدوم خوشی البته ناشکری نمی کنم ولی خوب مطمین باش اگه این مسیله مهم نبود می رفتم پی زندگیم خوش و خرم بیکار که نبودم بیام تاپیک برنم هم وقت خودمو بگیرم هم دوستان رو

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamr نمایش پست ها
    خاله قزی بابا آروم تر داداش. من به نوبه خودم از شما مردا که فکر میکنید ما خانمها ملاحظه شما رو نمیکنیم معذرت میخوام.

    بابا من خودم خیلی ملاحظه همسرم رو میکنم و اوایل که بلد نبودم چطور زندگیمو مدیریت کنم ولی الان کاملا میدونم همانطور که من خودم

    دوست دارم یه وقتهایی واسه خودم باشم اونم این حقو داره و الان خیلی ملاحظه همسرم رو میکنم و خداروشکر اونم راضیه.

    ولی مشکلات من برمیگرده به گذشته ام که جاش نیست توضیح بدم که همون گذشته است که همچین ناراحتی رو در من ایجاد میکنه و

    میترسم تازه که همسرم رو بدست آوردم و عاشقانه همو دوست داریم دوباره یکی پیدا شه با حرف تو گوشش خوندن اونو ازم دور کنه.


    من که به شخصه نگرانم. الان هم با خوندن این تاپیک انگار ترسم چند برابر شد.

    - - - Updated - - -

    مثلا همسر من هر روز 2 بار به مادرش سر میزنه و الان کاری هم که واسش تو شهر دیگه جور شده شنیدیم اداره اش تا 4شنبه است و

    5شنبه ها هم تعطیله. همسر منم یه روز حرف پروند که آره خوبه 5 شنبه عصر میایم و تا جمعه شب شهرستان خودمونیم و بعد دوباره میریم

    اونجا. ولی من از همون شب پنج شنبه قراره اینجا بخوابیم ناراحتم. چون همسرم خونه ما به هیچ عنوان واسه خواب نمیاد و منم دوست ندارم

    هر هفته برم اونجا بخوابم تا کی؟ واسه همین ازش خواستم 5 شنبه ها رو تو همون شهر واسه خودمون باشیم و جمعه ها صیح زود بیایم و

    شبش هم برگردیم. حالا فهمیدید نگرانی من کجاست؟ همسر من خیلی آدم احساسیه و به مادرش هم خیلی وابسته است. چون بی پدر

    بزرگ شده. البته من کاملا درکش میکنم ولی به خاطر ضربه هایی که از مادرش هم من و هم خودش تازگی خورده و یک و نیم سال از

    بهترین روزای زندگیم رو خراب کرد نگرانم. نگران زندگیمم که البته شاید بی مورد باشه و بعدا اصلا همچشن مشکلی پیش نیاد .

    ولی خب همیشه گفتن پیشگیری بهتر از درمانه.
    سلامkamr جان
    ماهم اوایل زندگیمون خیلی مشکلات داشتیم شاید هفته ای یه بار دعوا بود ولی الن خداروشکر خیلی بهتر از قبل شده
    راست گقتی زندگیمون خیلی شبیه همه فقط با این تفاوت که شوهرم خواهرشو خیلی دوست داره و ازش حساب می بره یعنی اگه خواهرش بزنه توگوشمم هیچی نمیگه حتی اگه حق بامن باشه تا جالا هزاران بار ما سر همین مسله دعوا کردیم خواهرشوهرم خیلی دوبهم زنی می کنه اگه ببینه من یه کار اشتباهی میکنم فوری میره کف دست شوهرم میذاره و شوهرمم که خواهر دوست و حرفشو بدون چون و چرا قبول می کنه اخه قبل از این که شوهرم ازدواج کنه خیلی به خواهرش وابسته بوده و الان تازه داره کم کم از وابستگیشون بهم کم میشه
    راستشو بخوای منم خیلی نگرانم اخه هر وفت که میریم شهرستان معلوم نیست چی زیر گوشش می خونن که از این روبه اون رو میشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط capitan نمایش پست ها
    این جکو واسه خاله قزی میذارم اینجا اعصابش خیلی خرد شده از دست این خانمها . بهرحال مردا بهتر میتونن تو این مورد به ایشون کمک کنند چون ما داریم میگیم یه پسر به چی حساسه.

    پسر: با من ازدواج میکنی؟
    دختر: نه
    پسر: خواهش میکنم
    دختر : گفتم نه
    پسر: من دوستت دارم
    دختر: میخوام درسمو ادامه بدم
    پسر: فقط یه دقیقه دیگه بمون
    دختر: چقدر سیریشی تو
    بعد از مدتی منت کشی و درخواست از طرف پسر و انکار از طرف دختر بعد از ازدواج:
    پسر : من برم نون بگیرم
    دختر: منم میام
    پسر: برو پیش خواهرم بذار یه فیلم ببینیم
    دختر: از خواهرت متنفرممممممممممممم
    پسر: اومد خسته از سر کار با پنج دقیقه تاخیر
    دختر: کجا بودی تا الان
    و در نهایت پسر :


    شوخی کردم فقط خواستم فضای تایپیک جنجالی نشه .

    ممنون ازتون که جو تاپیک رو عوض کردین
    ویرایش توسط maryam-64 : دوشنبه 14 بهمن 92 در ساعت 17:29

  4. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam-64 نمایش پست ها

    سلامkamr جان
    ماهم اوایل زندگیمون خیلی مشکلات داشتیم شاید هفته ای یه بار دعوا بود ولی الن خداروشکر خیلی بهتر از قبل شده
    راست گقتی زندگیمون خیلی شبیه همه فقط با این تفاوت که شوهرم خواهرشو خیلی دوست داره و ازش حساب می بره یعنی اگه خواهرش بزنه توگوشمم هیچی نمیگه حتی اگه حق بامن باشه تا جالا هزاران بار ما سر همین مسله دعوا کردیم خواهرشوهرم خیلی دوبهم زنی می کنه اگه ببینه من یه کار اشتباهی میکنم فوری میره کف دست شوهرم میذاره و شوهرمم که خواهر دوست و حرفشو بدون چون و چرا قبول می کنه اخه قبل از این که شوهرم ازدواج کنه خیلی به خواهرش وابسته بوده و الان تازه داره کم کم از وابستگیشون بهم کم میشه
    راستشو بخوای منم خیلی نگرانم اخه هر وفت که میریم شهرستان معلوم نیست چی زیر گوشش می خونن که از این روبه اون رو میشه
    دوست عزیزم تو صیف تو از خواهرشوهرت دقیقا توصیف من از مادرشوهرمه. تنها فرقمون فقط تو آدمشه. مال تو خواهر شوهر و

    مال من مادرشوهر. آخه مادر شوهر منم خیلی وابسته پسرش بود.تازه 6 ماه بعد عروسیمون (قبل اونم خیلی نارحتم میکرد هم

    با رفتاراش هم با زبونش) عید امسال یه دعوای مفصل انداخت خونمون و بعد هم بین حرفاش گفت پسرمو شما از من گرفتین.

    تا حالا هر شب با من میخوابید. بالشش کنار بالش من بود.

    انگار من هووش بودم. تازه فهمیدم این همه خورد کردن من و رو ندادنش به من واسه چی بود؟ آخه تو رو خدا ببینید این حرف

    گفتن داره آخه؟ خاله قزی برادر عزیزم ببین ما خوشی زده زیر دلمون داداشم یا این خانواده شوهر نمیذارن ما زندگیمون رو بکنیم؟

    - - - Updated - - -

    اشکال نداره خدا جای حق نشسته. همیشه ماه پشت ابر نمیمونه. خدا یه روزی چهره واقعی خواهر شوهر تو رو به همسرت

    نشون میده. فقط صبور باش و بسپرش به خدا. چوب خدا صدا نداره.
    ویرایش توسط kamr : دوشنبه 14 بهمن 92 در ساعت 18:00

  5. #24
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانو kmr من عادات مردانه رو بهتون گفتم.بله این نوشتتون رو کاملا درک میکنم سختی که دارین میکشین.منظورم شما نیستین خدارو شکر تا حدودی مهارت هاش رو بدست آوردین و انجام میدین.شما هم تازه ازدواج کردین نمیگم کارش غلط نیست نه ولی تا مادر نشی متوجه نمیشی چه حسی داره مخصوصا پسردار بشی که واویلا شاید شما هم بشین مثل مادرشوهرتون

    من یکی به ان نتیجه رسیدم صبر و حوصله مدیر همدردی و فرشته مهربان رو ندارم.ببخشید نمیخوام تایپیک شلوغ بشه واسه همین دیگه چیزی نمینویسم.

    ولی غرور و خودخواهی داره از سر و روی این نوشته میباره.امیدوارم حداقل بقیه بانوان تالار بدینگونه به رابطه بین خودشون و شوهرشون و خانواده شوهرشون نگرش نداشته باشن.


    بدرود

  6. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    kamr (سه شنبه 15 بهمن 92)

  7. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 93 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    209
    امتیاز
    2,399
    سطح
    29
    Points: 2,399, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    536

    تشکرشده 560 در 192 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام دوباره. خانم مریم سعی کنید زیاد حساس نباشید روی این مسائل. ببینید یه مثال میزنم ما پسرا وقتی میریم خواستگاری بعد از دخترخانم باید پدر دختر رو هم راضی کنیم، بعضی وقتها هم این آقای پدر حساسیتهای زیادی نشون میده. بعضی وقتها به ما میگن جلوی پدرزنت با همسرت معاشقه نداشته باش خب اینا همش برمیگرده به حفظ حرمت و البته حساسیت پدر روی دختر. در مورد شوهر هم همین مساله هست . ببین رفتارای شما جلوی خواهر و مادرشوهرتون چجوریه . سعی نکنید حساسیت ایجاد کنید.

    یه راهکار میدم شما بهتره وقتی پیش خانواده شوهرتون هستید برید تو جبهه خانواده شوهر نه شوهر، نمیدونم بیشتر با خانوادش خودمونی بشید، مثلا با خواهرشوهر سربه سر شوهرتون بذارید، از این دست مسائل .

    یه نکته مهم: هم اینکه سعی کنید تو خانواده خودتون هوای شوهرتونو داشته باشید تا احترام شوهر بره بالا و تو خانواده شوهر هوای خانوادشو داشته باشید تا احترام خودتون بره بالا

  8. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    2,683
    سطح
    31
    Points: 2,683, Level: 31
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,932

    تشکرشده 348 در 164 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام مریم بانو به نظر من خاله قزی حرفای بدی نمی زنه....
    من به نطرم میاد ایشون حق دارن منم همسرم میریم خونه مامانش شبیه دوران پسریش میشه...و من همیشه بش تذکر میدم ولی یکی در میون دوزاریش می افته...
    ببین یه راهکار بگم بیا با هم یه شیوه ای رو پیش بگیریم.....به خودت بگو من که هر بار میریم شهرستان این بلا سرم میاد ولی من تلاشم رو می کنم نمی ذارم زندگیم این جوری بمونه...
    1-لیست همه کارهایی که همسرت از بی توجهی بهت انجام میده رو برام لیست کن..
    2-اصلا نگرانی به خودت نسبت به اونجا رفتن راه نده
    3-به خودت بگو یه درصد پیشرفت هم یه درصد است
    4-از روابطت با تک تک اعضای خانواده همسرت به ما بگو و بگو اونجا با کی از همه راحت تری....
    5-فکر کن و به خاطر بیار که همسرت ممکنه دفعه قبلی که رفتی شهرستان چه کار خوبی نسبت بهت انجام داده باشه....
    6-و دایم به خودت بگو فردا روز دیگری است...من برای زندگی بهتر تلاش می کنم
    7-ببین هر وقت با هم دعوا تون میشه بیشتر کی اسیب می بینه

  9. 2 کاربر از پست مفید کاغذ بی خط تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 18 بهمن 92), دختر بیخیال (پنجشنبه 17 بهمن 92)

  10. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 شهریور 94 [ 16:27]
    تاریخ عضویت
    1392-11-08
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    1,142
    سطح
    18
    Points: 1,142, Level: 18
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط capitan نمایش پست ها
    سلام دوباره. خانم مریم سعی کنید زیاد حساس نباشید روی این مسائل. ببینید یه مثال میزنم ما پسرا وقتی میریم خواستگاری بعد از دخترخانم باید پدر دختر رو هم راضی کنیم، بعضی وقتها هم این آقای پدر حساسیتهای زیادی نشون میده. بعضی وقتها به ما میگن جلوی پدرزنت با همسرت معاشقه نداشته باش خب اینا همش برمیگرده به حفظ حرمت و البته حساسیت پدر روی دختر. در مورد شوهر هم همین مساله هست . ببین رفتارای شما جلوی خواهر و مادرشوهرتون چجوریه . سعی نکنید حساسیت ایجاد کنید.

    یه راهکار میدم شما بهتره وقتی پیش خانواده شوهرتون هستید برید تو جبهه خانواده شوهر نه شوهر، نمیدونم بیشتر با خانوادش خودمونی بشید، مثلا با خواهرشوهر سربه سر شوهرتون بذارید، از این دست مسائل .

    یه نکته مهم: هم اینکه سعی کنید تو خانواده خودتون هوای شوهرتونو داشته باشید تا احترام شوهر بره بالا و تو خانواده شوهر هوای خانوادشو داشته باشید تا احترام خودتون بره بالا
    سلام دوست عزیز
    ممنون که این تاپیکو دنبال می کنی
    شاید باورتون نشه ولی هر وقت میریم اونجا خیلی سعی می کنم که حساس نباشم ولی نمیشه اخه می دونید شوهرم اگه من تو خونشون کمک مامان وخواهراش کنم و براشون ظرف بشورم میوه وچایی بیارم زن خوبی ام و تحویلم می کیره وگرنه که ...
    زاستشو بخواین با یکی از خواهرشوهرام خیلی صمیم ام ولی با اون یکی دیگه اصلا نمی تونم رابطه داشته باشم خیلی سعی کردم ولی نشد که نشد...شانس من شوهرم همین خواهرشو خیلی دوست داره و ازش خساب می بره بهم میگه اگه می خوای باهات خوب باشم باید با همین خواهرم صمیمی باشی ودوسش داشته باشی می بینی شوهرم چقدر بچه ست...
    ممنون راهکار خوبی بود حتما انجامش بدم

    - - - Updated - - -

    ممنونم دوست عزیز
    ولی من اصلا حرفای خاله رو فبول ندارم همش از مردا طرفداری می کنه و ما زنا رومقصر صددرصد می دونه
    1.فقط با خواهراش حرف می زنه و منو تحویل نمی گیره و اگه هم صداش کنم جواب نمیده بعدشم در جواب اعتراضم میگه نشنیدم به خواسته هام بی توجهی می کنه مثلا اگه بگم بریم بیرون دور برنیم یه بهونه ای میاره ولی اگه خواهراش بگن با جون و دل قبول می کنه من قبول دارم که خانوادشو بعد از چندماه دیده ولی خوب می تونه یه کاری بکنه که منم ناراحت نشم و حساس نشم
    2. سعی می کنم
    4.با پدرشوهرم خیلی کم مادرشوهرم نسبتاخوبه خواهرشوهر1خیلی خوبه ولی 2 اصلا خوب نیست وبهتره بگم رابطه ای نداریم.بااولی راحت ترم
    5.راستشو بخوای یادم نمیاد
    7. من چون اگه مقصر من باشم یا نباشم باید برم عذرخواهی کنم ازش وگرنه اون که نمیاد
    ممنون که وقت گذاشتی...

  11. 2 کاربر از پست مفید maryam-64 تشکرکرده اند .

    کاغذ بی خط (پنجشنبه 17 بهمن 92), دختر بیخیال (پنجشنبه 17 بهمن 92)

  12. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    2,683
    سطح
    31
    Points: 2,683, Level: 31
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,932

    تشکرشده 348 در 164 پست

    Rep Power
    35
    Array
    ببین من با این که بری طرف خونواده شوهر موافقم حتی اگه لازم باشه ظرف بشوری و این چیزا....من خودم توی خونه همسرم گاهی موقع ها شده همه نشستن و من می رم طرفا رو می شورم دلم واسه مادر شوهرم می سوزه....ولی به خودم میگم کسی از کار کردن ازش کم نشده....
    خوار شوهرات هر دو ازدواج کردن؟چند سالشونه؟
    ببین مردا نود درصد بچن...پس تو اون مدت به این فکر کن که همسرت کوچلو شده
    تا حالا شده از خوانواده همسرت پیش همسرت شکایت کنی؟

  13. کاربر روبرو از پست مفید کاغذ بی خط تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (پنجشنبه 17 بهمن 92)

  14. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    سلام دوست عزیزم. نمیدونم چرا همیشه همین مشکلاتو منم داشتم و البته شاید بعضی هاشون کم رنگ شده یا دیگه با

    به بی خیالی زدن من در نظرم کم رنگ شدن. ولی تاپیکتو دنبال میکنم تا از راهکارهای دوستان منم استفاده کنم.

    همسر منم مواقعی که میره خونه مادرش انگار نه انگار که هر روز خدا اونجاست ، انگار تازه همون لحظه بعد چند ماه دیدتشون.

    نمیدونم چرا مردا بعد اینکه ازدواج میکنند تازه خانواده یادشون میفته.

  15. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 12 تیر 93 [ 18:53]
    تاریخ عضویت
    1392-11-08
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    57

    تشکرشده 89 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مریم عزیز.
    شاید مشکل شما واسه بعضی از ماها ساده باشه اما مهم اینه واسه خودتون رنج آور شده و حق دارید و میتونید رفعش کنید.
    خب مگه خواهرش که به قول شما دوسش داره چه ویژگی هایی داره که شوهرتون این حس رو داره؟ ببینید چه رفتاری داره که این همسرتون خوشش میاد... حتما دلیلش رو پیدا میکنید.
    برعکس همسر شما، همسر من اوایل که غذا میخوردیم زیاد توجهی به من نداشت چون خواهرم نداشت بلد نبود ولی الان داره هر روز بهتر میشه، چون خودم بهش توجه میکنم، مثلا تو خونشون تا یه کاری میکنه اولین نفر منم که تشویقش میکنم تا سردش میشه اولین نفر من واسش یه چیزی میارم و ...
    اصلا هم واسه وقت گذاشتن برای خانوادش محدودش نمیکنم تازه نشون میدم که خوشحال هم هستم، واسه همین حتی اگه بخواد بره دنبال مادرش ازم میپرسه برم؟ منم با اطمینان میگم آره و کیف میکنه و به جاش جبران میکنه علاوه بر اینکه میذارم علایق دوران مجرد بودنش مثل ورزش رو دنبال کنه و اعتراضی نمیکنم در عوض خودش متوجه میشه و حتی تشکر میکنه.
    بگرد ببین دلیل رفتارش چیه، باهاش جدل نکن و اینکه ببین خواهراش چی کار میکنن.
    میتونید قبل سفر هم برنامه ریزی کنید و ازش بپرسی کجاها برید و نرید.
    قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را؛
    این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق !!

  16. کاربر روبرو از پست مفید mahtaaab تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (پنجشنبه 17 بهمن 92)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  2. توجه توجه، سریعا صندوق پیامهای خصوصی خود را تخلیه فرمایید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 تیر 90, 16:22
  3. توجه توجه :نكات بسیار مهم در رویكرد جدید تالار همدردی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 88, 22:57
  4. تجربه نيست ولي نظريه است ( توجه ، توجه ، توجه )
    توسط honarmand در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 25 اسفند 86, 18:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.