خوب شما هم قسمت هایی که با رنگ قرمز مشخص کردم رو بخون بعد ببین مثل من مغزت داغ نمیکنه من زبان شما رو بلد نیستم

نقل قول نوشته اصلی توسط amirmahmood نمایش پست ها
تو تاپیک قبلیت پست دادم اینجا هم پستم می ذارم که با دقت بخونی.



----------------------------------------------
حرف های شما رو کامل خوندیم ،
هیج کسی نگفت دنبال دوستی هستین ، همه ما فهمیدیم که دنبال ازدواج هستین اما شما چند تا مسئله خیلی مهم پیش رو دارین که چه بخوای یا نخوای باید در نظر بگیری.

1- شما هنوز تکلیفت را با خانواده خودتون معلوم نکردین. اول شما پدر و مادر را قانع کن که خودت دنبال مورد خوب هستی.( هر چند پدر و مادر هم ممکن هستش یک مورد خوب براتون در نظر گرفته باشن که شما بدون دلیل نمی خوای بررسی کنی) . تا وقتی خانواده رو قانع نکنی بهتره هیچ اقدمی نکنی چون وقتی پای ازدواج یا رابطه وسط باشه باید پدر و مادر در جریان باشن و بعد قانع بشن که بیان خواستگاری.

2- تازه بعدش باید دختر و خانواده اش رو با حرف هات و شرایط فعلیت قانع کنی که کار اصلا راحتی نیست. ( چه بسا که شما فعلا شغلی ندارین و اون خانم پرستار هستش و همین خودش دلیل محکم برای رد کردن شما هستش)

شما تنها کاری که می تونی انجام بدی اینکه سنگ مفته و شانست رو امتحان کنی.
یعنی اول =====> قانع کردن خانواده برای خواستگاری
مرحله دوم =====> قانع کردن اون دختر خانم و گرفتن شماره منزل برای خواستگاری (حالا توسط خودت یا مادرتون)

-------------------------
اگر هم نمی خوای خانواده رو قانع کنی برای خواستگاری و بعد مرحله دوم
و دنبال دوستی هستی کلا بی خیال این ماجرا بشی خیلی بهتره.(و برو یک اب به صورتت بزن و برو بیرون یک هوایی بخور)