خانم مهربان.شاید این صحبت من مقداری برای شما غیرمنتظره باشه.ولی پستهای شما،درج تاریخ دقیق رویدادها،درج ساعتها،به احتمال زیاد نشان ازوسواس فکری شما وفکرکردن بیش ازحدبه مسائل داره. البته این نشانگراین نیست که اعتراض شماکاملانابجاباشه.اول خودت باید به یه دیدگاه منصفانه برسی بعدش بتونی همه ی اعضا خانوار روقانع کنی که بطورمساوی برنامه ریزی کنن کنارمادرشون باشن.اگه فعلا چنین اقناع سازی درتوان شما نیست.بهتون پیشنهادمیکنم حساسیتتون روازموضوع بردارید.میتونی به شوهرت فقط اینو بگی که دیشب ازترس خوابت نبرده وصبح سردردگرفتی.قانع کردن شوهرت اول بایدبادرک احساس او همراه باشه بهش بگی که احساس دلسوزیت قابل درک واحترام هست اما برنامه ریزی کن که منصفانه کنارماهم باشی،اگه توی برنامه ریزی نیازبه کمک من هست حاضرم کمک کنم هم رسیدگی به مادرت روبتونی انجام بدی هم خونه ی خودت.اگه موفق به قانع سازی شدی فبها المراد موفق نشدی کامل حساسیتت روبرداروبیخیال موضوع شو.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)