طناز عزیز.مرسی ممنونم.حقیقت های زندگیمو بهم گفتی.آشفتگی هام ازعذاب وجدانه.عذاب وجدان از رفتارای نسنجیدم.شوهرمم اون قرصارو میخورد ولی اثر عکس داشت واسه روحیه اش.منم از تابستون سیتالوپرام 20میخورم البته به شوهرم نگفتم که میخورم.بهش خیلی گفتم کمکم کن بخدا افسردگی گرفته بودم.اما به قول شما من عشقو علاقه شو خاموش کردم.راستش اوضاع بدتر ازیناست امیدی به بهبودی ندارم.همه چی به بدترین شکل ریخته بهم واونا به همه خانوادشون گفتن که پسرشون دیگه منو نمیخاد و من زیاده خواه بودم.واسه شوهرم همه چی تموم شدست:(باید تلاش کنم. تا ازپادر نیام.باید کارایی فرشته مهربونو انجام بدم.ازخدا میخام آرومم کنه.عذاب وجدان شدیدی دارم.






علاقه مندی ها (Bookmarks)