به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 20:44]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    353
    سطح
    7
    Points: 353, Level: 7
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    814

    تشکرشده 146 در 71 پست

    Rep Power
    0
    Array
    امتحان جمعه ام را فکر نکنم بروم بدهم خوصله ندارم تا آن جا بروم...

  2. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    سلام.
    جاثیه جان خوبی؟

    من امروز تاپیکت رو خوندم.

    یه پیشنهاد دارم.
    دوستی نداری که بتونی باهاش هماهنگ کنی و ساعات مطالعه ت رو بهش گزارش بدی؟

    مثلاً یکی از بچه های کتابخونه، یا هر دوست دیگه ای که داری که ترجیحا اونم کنکور داشته باشه.
    این روش خوبیه که وقتی با هم استارت بزنین، انگیزه بیشتری داری برای خوندن. و هر ساعت یا هر دو ساعت وقت استراحت بهم اسمس یا میس بندازید. درس و استراحتتون با هم باشه تا بیشتر ترغیب بشی.

    بعد یه چیز دیگه، کوچکترین تغییر مثبتی در روند درس خوندن دیدی خودت رو تشویق کن، قربون صدقه خودت برو، مثلا بگو الهی قربون رتبه یک کنکور برم من:)

    این فکر رو از ذهنت بیرون کن که میگه: "من اگه روزی (مثلا) 8 ساعت درس نخونم قبول نمیشم. من هم که هیچ وقت به 8 ساعت نرسوندم. پس 1 ساعت و 2 ساعت و حتی 7 ساعت و نیم هم فایده ای نداره"
    حتی اگه 5 دقیقه بیشتر از دیروز خوندی، با یک عالمه تشویق خودتو غافلگیر کن.

    مثلا یه جدول بکش، روزهای ماه (مثلا آذر) رو توش جدول بندی کن. اون رو بزن به دیوار اتاقت.
    اولش قانون این باشه که هر روزی یک ساعت مفید درس خوندی، خونه ی جدول مربوط به اون روز رو سبز کنی. در غیر این صورت قرمز.
    تا 3 روز قانون روی یک ساعت باشه.
    وقتی روزی رسید که 3 تا خونه برای یک ساعته ها توی جدول سبز شده بود، 3 روز بعدی شروع میشه، که اگه نیم ساعت بیشتر شد سبزش کن.
    همین طور 3 روز 3 روز ساعتای مطالعه روزانه رو بیشتر کن تا حدودای 5 ساعت ببرش. (اگه فکر میکنی 3 روز کوتاهه، بازه ها رو 4 یا 5 روزه بگیر)

    خیلی راه ها هست واسه اینکه آدم علاقه ش بیشتر بشه.
    مثلا مباحث کتاب رو به کوچکترین تقسیم بندی موجود، تیکه تیکه کن و روی یه کاغذ بنویسشون. مثلا کتابت 10 فصل داره، هر فصلش هم 4 بخش داره.
    مثلا بنویس
    فصل 1 بخش 1
    فصل1 بخش 2
    فصل 1 بخش 3
    فصل 1 بخش 4
    فصل 2 بخش 1
    و...
    بعد هر قسمت رو که خوندی روش مارکر بکش.
    به آدم یه انرژی خاصی میده. یه دونه رو که روش خط بکشی، دوس داری زودتر دومی رو هم بخونی و خط بکشی و همینجوری ادامه میدی. یه روز میشه همه رو مارکر کشیده باشی و یعنی اون کتابت تموم.

    هر وقت کاری برات یکنواخت و خسته کننده شد عوضش کن. فکر کن و از خلاقیتت استفاده کن.

    حتی اگه کتابخونه راحت نیستی و خوابت میگیره، یه مدت خونه بخون. اگه خونه محیطش مناسب باشه که خب برات بهتر میشه. اگه خونه محیطش مناسب نباشه هم بعد چند روز میری کتابخونه و ایندفعه قدرش رو بهتر میدونی.

    کلا به کارای کوچیک مثبتت دقت کن و خودت رو بابت اونها تشویق کن.
    وجودت به توجه احتیاج داره. توجه خودت هم فقط چاره سازه.

    امیدوارم موفق باشی

    - - - Updated - - -

    یه چیزی یادم رفت بگم.
    ببین کلا وقتی آدم عزمش رو جزم میکنه که کاری کنه، فکر میکنه هزار تا درد و مرض داره.
    مثلا اگه امسال نمیخواستی کنکور بدی، بدون فکر کردن به اینکه چه ناراحتی های روحی داره، روزهات میگذشت.
    اما به محض اینکه میخوای متمرکز بشی روی درس، همه نیروهای منفی میاد تو ذهنت، یکی میگه تنهایی، یکی میگه چرا ازدواج نکردی، یکی میگه افسرده ای، یکی میگه نکنه باید قرص بخوری، یکی میگه .... (همه ی اینا تو وجودتن دارن حرف میزنن ها)

    عرض کنم خدمت شما که اینا یه جورایی به تنبلی هم برمیگرده.
    آدم میخواد از زیر کار در بره، هی میگه حالا من مریضم پس درس باشه واسه بعد!!

    خودت بشین قضاوت کن. چون از دسترس آدمای بیرونی خارجه.
    اگه از این جنس هست مساله، به هیچ کدوم از صداها گوش نده. تنبلی رو دورش بزن.

    آدم بدونه با تنبلی طرف هست یا با یک عالمه بیماری های خفیف و شدید روانی، تکلیفش راحت تر مشخص میشه.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
    ویرایش توسط دختر مهربون : پنجشنبه 30 آبان 92 در ساعت 02:16

  3. 3 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    N.I.K.I (پنجشنبه 30 آبان 92), Pooh (یکشنبه 03 آذر 92), جاثیه (پنجشنبه 30 آبان 92)

  4. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 دی 92 [ 19:23]
    تاریخ عضویت
    1392-7-26
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    398
    سطح
    7
    Points: 398, Level: 7
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 77 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array
    امتحان جمعه ام را فکر نکنم بروم بدهم خوصله ندارم تا آن جا بروم..
    سلام. چه طوری؟ خوبی؟
    نه حتما برو. حتی اگه نخوندی هم برو. حوصله ندارم یعنی چی؟
    بخش هایی که نخوندی را با ازمونهای مروری تکمیل کن. ولی اگه نری تنبل میشی.
    بعد میری می بینی خیلی ها هم مثل خودت نخوندن! و یکم امیدوار میشی!
    و از طرفی هم میری می بینی عده ای هم به شدت مشغول مطالعه هستند و در نتیجه حس رقابت در در درونت روشن میشه!
    از شنبه درست و حسابی با برنامه ازمونها بشین بخون. اگر کسی از دوستات هم نیستن که باهاشون درس بخونی, همین کارنامه ازمونها می تونه بهترین مشوق برات باشه. هر دفعه که نتیجه بهتر بگیری, امیدوارتر میشی.

    موفق باشی

  5. 3 کاربر از پست مفید N.I.K.I تشکرکرده اند .

    Pooh (یکشنبه 03 آذر 92), جاثیه (پنجشنبه 30 آبان 92), دختر مهربون (پنجشنبه 30 آبان 92)

  6. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 20:44]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    353
    سطح
    7
    Points: 353, Level: 7
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    814

    تشکرشده 146 در 71 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دختر مهربون عزیزم ممنونم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون نمایش پست ها
    یه پیشنهاد دارم.
    دوستی نداری که بتونی باهاش هماهنگ کنی و ساعات مطالعه ت رو بهش گزارش بدی؟

    مثلاً یکی از بچه های کتابخونه، یا هر دوست دیگه ای که داری که ترجیحا اونم کنکور داشته باشه.
    این روش خوبیه که وقتی با هم استارت بزنین، انگیزه بیشتری داری برای خوندن. و هر ساعت یا هر دو ساعت وقت استراحت بهم اسمس یا میس بندازید. درس و استراحتتون با هم باشه تا بیشتر ترغیب بشی.
    فکر خیلی خوبی است . اما ندارم متاسفانه.....

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون نمایش پست ها
    بعد یه چیز دیگه، کوچکترین تغییر مثبتی در روند درس خوندن دیدی خودت رو تشویق کن، قربون صدقه خودت برو، مثلا بگو الهی قربون رتبه یک کنکور برم من:)

    این فکر رو از ذهنت بیرون کن که میگه: "من اگه روزی (مثلا) 8 ساعت درس نخونم قبول نمیشم. من هم که هیچ وقت به 8 ساعت نرسوندم. پس 1 ساعت و 2 ساعت و حتی 7 ساعت و نیم هم فایده ای نداره"
    حتی اگه 5 دقیقه بیشتر از دیروز خوندی، با یک عالمه تشویق خودتو غافلگیر کن.

    مثلا یه جدول بکش، روزهای ماه (مثلا آذر) رو توش جدول بندی کن. اون رو بزن به دیوار اتاقت.
    اولش قانون این باشه که هر روزی یک ساعت مفید درس خوندی، خونه ی جدول مربوط به اون روز رو سبز کنی. در غیر این صورت قرمز.
    تا 3 روز قانون روی یک ساعت باشه.
    وقتی روزی رسید که 3 تا خونه برای یک ساعته ها توی جدول سبز شده بود، 3 روز بعدی شروع میشه، که اگه نیم ساعت بیشتر شد سبزش کن.
    همین طور 3 روز 3 روز ساعتای مطالعه روزانه رو بیشتر کن تا حدودای 5 ساعت ببرش. (اگه فکر میکنی 3 روز کوتاهه، بازه ها رو 4 یا 5 روزه بگیر)

    خیلی راه ها هست واسه اینکه آدم علاقه ش بیشتر بشه.
    مثلا مباحث کتاب رو به کوچکترین تقسیم بندی موجود، تیکه تیکه کن و روی یه کاغذ بنویسشون. مثلا کتابت 10 فصل داره، هر فصلش هم 4 بخش داره.
    مثلا بنویس
    فصل 1 بخش 1
    فصل1 بخش 2
    فصل 1 بخش 3
    فصل 1 بخش 4
    فصل 2 بخش 1
    و...
    بعد هر قسمت رو که خوندی روش مارکر بکش.
    به آدم یه انرژی خاصی میده. یه دونه رو که روش خط بکشی، دوس داری زودتر دومی رو هم بخونی و خط بکشی و همینجوری ادامه میدی. یه روز میشه همه رو مارکر کشیده باشی و یعنی اون کتابت تموم.

    هر وقت کاری برات یکنواخت و خسته کننده شد عوضش کن. فکر کن و از خلاقیتت استفاده کن.
    متشکرم کاملا درست است . باید همین کارها را بکنم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون نمایش پست ها
    هر وقت کاری برات یکنواخت و خسته کننده شد عوضش کن. فکر کن و از خلاقیتت استفاده کن.

    حتی اگه کتابخونه راحت نیستی و خوابت میگیره، یه مدت خونه بخون. اگه خونه محیطش مناسب باشه که خب برات بهتر میشه. اگه خونه محیطش مناسب نباشه هم بعد چند روز میری کتابخونه و ایندفعه قدرش رو بهتر میدونی.

    کلا به کارای کوچیک مثبتت دقت کن و خودت رو بابت اونها تشویق کن.
    وجودت به توجه احتیاج داره. توجه خودت هم فقط چاره سازه.

    امیدوارم موفق باشی

    - - - Updated - - -

    یه چیزی یادم رفت بگم.
    ببین کلا وقتی آدم عزمش رو جزم میکنه که کاری کنه، فکر میکنه هزار تا درد و مرض داره.
    مثلا اگه امسال نمیخواستی کنکور بدی، بدون فکر کردن به اینکه چه ناراحتی های روحی داره، روزهات میگذشت.
    اما به محض اینکه میخوای متمرکز بشی روی درس، همه نیروهای منفی میاد تو ذهنت، یکی میگه تنهایی، یکی میگه چرا ازدواج نکردی، یکی میگه افسرده ای، یکی میگه نکنه باید قرص بخوری، یکی میگه .... (همه ی اینا تو وجودتن دارن حرف میزنن ها)

    عرض کنم خدمت شما که اینا یه جورایی به تنبلی هم برمیگرده.
    آدم میخواد از زیر کار در بره، هی میگه حالا من مریضم پس درس باشه واسه بعد!!

    خودت بشین قضاوت کن. چون از دسترس آدمای بیرونی خارجه.
    اگه از این جنس هست مساله، به هیچ کدوم از صداها گوش نده. تنبلی رو دورش بزن.

    آدم بدونه با تنبلی طرف هست یا با یک عالمه بیماری های خفیف و شدید روانی، تکلیفش راحت تر مشخص میشه.

    دختر مهربون عزیزم کتابخانه زیاد راحت نیستم اما خانه هم نمی توانم بمانم پدر و مادرم مسن هستند و خانه مان کوچک است . احساس می کنم وقتی زیاد خانه می مانم از دستم حوصله شان سر می رود و بی دلیل با من دعوا می کنند. من هم ناراحت می شوم. اما اگر صبح بروم کتابخانه و عصر بیایم با من خوبند.
    معمولا خودم را تشویق نمی کنم اما راست می گویی باید خودم را تشویق کنم که بهتر درس بخوانم....
    تنبل که هستم واقعا و تنبلی زیاد می کنم. اما حس می کنم اگر کنکور نداشتم هم همین بود...... فکر منفی خاصی به ذهنم نمی آید مثل این که چرا ازدواج نکرده ام و نکند افسرده ام یا باید قرص بخورم فقط احساس بی حوصلگی و خستگی جسمی شدید دارم. درحدی که برایم سخت است کتابم را ورق بزنم مثلا. یا بین این که تصمیم بگیرم مدادم را بتراشم تا برش دارم و بتراشمش یک ربع طول می کشد!!!!..... وهمه اش می خوابم.........
    عادت دارم انجام دادن یک کار را به تمام شدن کار دیگر موکول کنم. بنابراین یا همه کار را درست انجام می دهم یا هیچ کاری را درست انجام نمی دهم. عادت بدی است و باید ترکش کنم. چون تنبل هم هستم و خداییش کم پیش می آید که همه کار را بتوانم درست انجام بدهم .........

    - - - Updated - - -

    البته کتابخانه ای که می روم جای خوبی است . خیلی ها با شرایط نامناسب تر از من می آیند آن جا و درس می خوانند و قبول می شوند.
    اصلا قابل تبرئه نیست که آدم این قدر تنبل باشد!!!!!
    تو هم موفق باشی عزیزم....

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط N.I.K.I نمایش پست ها
    سلام. چه طوری؟ خوبی؟
    نه حتما برو. حتی اگه نخوندی هم برو. حوصله ندارم یعنی چی؟
    بخش هایی که نخوندی را با ازمونهای مروری تکمیل کن. ولی اگه نری تنبل میشی.
    بعد میری می بینی خیلی ها هم مثل خودت نخوندن! و یکم امیدوار میشی!
    و از طرفی هم میری می بینی عده ای هم به شدت مشغول مطالعه هستند و در نتیجه حس رقابت در در درونت روشن میشه!
    از شنبه درست و حسابی با برنامه ازمونها بشین بخون. اگر کسی از دوستات هم نیستن که باهاشون درس بخونی, همین کارنامه ازمونها می تونه بهترین مشوق برات باشه. هر دفعه که نتیجه بهتر بگیری, امیدوارتر میشی.

    موفق باشی
    سلام niki عزیزم بله . بله . درست است. باید بروم... سعی می کنم بروم.مرسی . موفق باشی!

    - - - Updated - - -

    یک مقدار از منابع را از بس تنبلم نرفته ام بگیرم. کارنامه آزمونی که قبلا داده ام را هم از تنبلی نگرفتم ...باید بروم بگیرم . بله از همین شنبه ان شاالله ...

  7. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 20:44]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    353
    سطح
    7
    Points: 353, Level: 7
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    814

    تشکرشده 146 در 71 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آخرش جمعه نتوانستم خودم را راه بیندازم که بروم امتحان بدهم.....
    آخر واقعا چیزی بلد نبودم...... اما باید می رفتم ...........خیلی شرم آورم واقعا........
    ولی برای دفعه دیگر درست می نشینم درس می خوانم. ان شا الله.......
    از نکته هایی که دوستان تا به حال برایم نوشتند خیلی استفاده کرده ام واقعا دارم بهتر می خوانم....
    آن جا یک طوری است. از این که بروم روی صندلی بنشینم و بیایند ورقه و پرسشنامه بدهند پر کنم خوشم نمی آید. دلتنگ کننده است. آدم هایش هم همیشه دارند می گویند که این جا را خوانده اند و آن جا را نخوانده اند. شاید هم همه ی این ها فقط تصورات من هستند.....
    فکر می کنم یک مقدار هم حضور در جای شلوغ برایم مشکل است. ترجیح می دهم نروم. در جای شلوغی که کسی به کسی کاری نداشته باشد مشکلی ندارم ولی در جای شلوغی که باید یک کاری بکنم.............
    از خودم می پرسم می خورندت؟ می کشندت ؟ می گویم نه .نه . اما باز هم دوست ندارم بروم..........
    شاید سنم برای تحمل این فضاها رفته بالا....... هنوز هم زیاد می خوابم . تمرکزم هم کم است. کلاسی که باید تویش امتحان می دادم پنجره نداشت.

    این ها هیچ کدامشان دلیل نمی شوند. باید به خودم سخت تر بگیرم. مرا ببخشید که خودم هم می دانم دارم اشتباه می کنم اما می آیم اشتباهم را می نویسم.امیدوارم این طوری کمی به خودم بیایم . چون وقتی آدم یک چیزی را جلوی دیگران خراب می کند اقلا خجالت می کشد و امکان دارد این خجالت باعث شود که برود کارش را بهتر کند. اما اگر اصلا صدایش را در نیاورد و تمرکز هم نداشته باشد که تنهایی به آن فکر کند ممکن است مدت ها همان طوری ادامه بدهد.

    الان هیچ کس در واقعیت نیست که مجبور باشم به او جواب پس بدهم. فکر می کنم احتیاج دارم به کسی یا کسانی جواب پس بدهم و می آیم این جا می نویسم........

  8. کاربر روبرو از پست مفید جاثیه تشکرکرده است .

    Pooh (یکشنبه 03 آذر 92)

  9. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    سلام جاثیه جان

    آن جا یک طوری است. از این که بروم روی صندلی بنشینم و بیایند ورقه و پرسشنامه بدهند پر کنم خوشم نمی آید. دلتنگ کننده است. آدم هایش هم همیشه دارند می گویند که این جا را خوانده اند و آن جا را نخوانده اند. شاید هم همه ی این ها فقط تصورات من هستند.....
    مطمئنا کنکور توی یه اتاق در بسته و جایی که فقط خودت باشی انجام نمیشه.
    همینه. تا خود روز کنکور هم همینجوره. حتی جایی که هیچ کسی از اطرافیانت رو نمیشناسی ممکنه پشت سریت ازت بپرسه فلان کتابو خوندی یا نه، یا ازت یه سوال بپرسه که شما جوابش رو ندونی.

    اتفاقا اینجور سوالا (یا فضولی ها) الان خیلی خوبه. باعث میشه یه کمی به خودت بیای. روز کنکوره که اعصاب آدم رو بهم میریزه. که اون موقع باید یک گوش ت در باشه و یکی دروازه.

    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده است .

    جاثیه (یکشنبه 03 آذر 92)

  11. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام جاثیه خانم گل

    کم خونی نداری/ یه چکاپ کن. ممکنه خواب آلودگیت از کم خونی باشه.

    وقتی میری کتابونهو داری رس میخونی، یک سیب رو 12 قسمت کن و ببر همرات. هر وقت خوابت گرفت، بلند شو راه برو و یه قسمتش رو بخور. کشمش یا مویز حتما همرات ببر و بذار بغل دستت و هر مطلب رو که خوندی چند تا دونه بخور.

    اگر شد در روز نیم ساعتی حرکات کششی به همراه تنفس عمیق انجام بده.

    فکر کنم در کاهش حس خواب آلودگیت موثر باشه.

  12. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    جاثیه (یکشنبه 03 آذر 92), دختر مهربون (دوشنبه 04 آذر 92)

  13. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 20:44]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    353
    سطح
    7
    Points: 353, Level: 7
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    814

    تشکرشده 146 در 71 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون نمایش پست ها
    سلام جاثیه جان



    مطمئنا کنکور توی یه اتاق در بسته و جایی که فقط خودت باشی انجام نمیشه.
    همینه. تا خود روز کنکور هم همینجوره. حتی جایی که هیچ کسی از اطرافیانت رو نمیشناسی ممکنه پشت سریت ازت بپرسه فلان کتابو خوندی یا نه، یا ازت یه سوال بپرسه که شما جوابش رو ندونی.

    اتفاقا اینجور سوالا (یا فضولی ها) الان خیلی خوبه. باعث میشه یه کمی به خودت بیای. روز کنکوره که اعصاب آدم رو بهم میریزه. که اون موقع باید یک گوش ت در باشه و یکی دروازه.

    سلام دختر مهربون عزیزم درست است . کاملا همین طور است . باید با این شرایط کنار بیایم.... ممنونم عزیزم که پیشم می آیی و کمکم می کنی

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام جاثیه خانم گل

    کم خونی نداری/ یه چکاپ کن. ممکنه خواب آلودگیت از کم خونی باشه.

    وقتی میری کتابونهو داری رس میخونی، یک سیب رو 12 قسمت کن و ببر همرات. هر وقت خوابت گرفت، بلند شو راه برو و یه قسمتش رو بخور. کشمش یا مویز حتما همرات ببر و بذار بغل دستت و هر مطلب رو که خوندی چند تا دونه بخور.

    اگر شد در روز نیم ساعتی حرکات کششی به همراه تنفس عمیق انجام بده.

    فکر کنم در کاهش حس خواب آلودگیت موثر باشه.
    سلام pooh گلم کم خونی دارم! قرص باید بخورم که نمی خورم. یادم می رود. یک مدت خیلی سرگیجه داشتم و وقت راه رفتن تعادل نداشتم رفتم آزمایش دادم دکتر دارو برایم نوشت..... سیب را می برم فردا... بله ورزش هم واقعا اثر دارد..... ممنونم عزیزم

  14. کاربر روبرو از پست مفید جاثیه تشکرکرده است .

    دختر مهربون (دوشنبه 04 آذر 92)

  15. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    خب پس حتما داروهاتو بخور. چون کم خونی خیلی مشکلات ممکنه برات ایجاد کنه.
    اگه قرص آهن رو همراه شربت آبلیمو یا همراه یه قرص اسید فولیک بخوری جذبش بهتره.
    سعی کن یک ساعت قبل و یک ساعت بعد از خوردن قرص آهن ، لبنیات مصرف نکنی. چون جذب آهن رو کم میکنه.

  16. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    جاثیه (دوشنبه 04 آذر 92), دختر مهربون (دوشنبه 04 آذر 92)

  17. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 20:44]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    353
    سطح
    7
    Points: 353, Level: 7
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    814

    تشکرشده 146 در 71 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    خب پس حتما داروهاتو بخور. چون کم خونی خیلی مشکلات ممکنه برات ایجاد کنه.
    اگه قرص آهن رو همراه شربت آبلیمو یا همراه یه قرص اسید فولیک بخوری جذبش بهتره.
    سعی کن یک ساعت قبل و یک ساعت بعد از خوردن قرص آهن ، لبنیات مصرف نکنی. چون جذب آهن رو کم میکنه.
    ممنونم عزیزم
    امروز گیج و ویجم و درس نخوانده ام و ................................... یادم نیست دیروز خواندم یا نه . به نظرم نخواندم. نمی دانم................... چیزی یادم نمی آید.....................
    اهمیتی هم برایم ندارد. مطمئنم هرچه که بخواهد بشود می شود. خوب است این طوری ؟
    بروم بخوانم حالا..............


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بیحوصلگی شدید
    توسط esm در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 09 تیر 97, 19:39
  2. سردرگمی و بی حوصلگی
    توسط اسناء در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مرداد 92, 12:56
  3. چگونه با بی حوصلگی مبارزه کنیم؟
    توسط ویدا@ در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 08 تیر 92, 15:08
  4. با شكها و بي حوصلگي و سردي شوهرم چه كنم ؟
    توسط تنها مانده در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 تیر 92, 23:26
  5. اگه حوصله داشتين حرفاي من بي حوصله رو بخونين
    توسط sstanha در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: یکشنبه 04 اسفند 87, 00:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.