سلام.
توی صفحه ی دوم دنیز یه نظر داده که من کاملا باهاش موافقم و بهش رسیدم.البته نمیدونم واسه آدمی باطرز فکر شما صدق بکنه یا نه.چون از حرفاتون معلومه که خیلی رواین موضوع که به همسرتون تکیه کنید حساسینو فکر میکنید فقط درصورتی میتونید بهش تکیه کنید که از لحاظ تحصیلات از شما سرتر یا درحد خودتون باشه و توصیه میکنم(البته به عنوان یه دوست نه کارشناس)اگه همچین اعتقادی دارین حتما صبر کنید تا یکی منطبق با معیاراتون پیدا کنید.چون در هر صورت این اعتقاد شماست.
اما اینکه( همیشه باید آقایون سرتر باشن و گرنه مشکل پیش میاد)، هیشه نظریه ی درستی نیست و بستگی به نوع تفکر دوطرف داره. مثلا در مورد شما صدق میکنه چون بهش اعتقاد دارین و اگر باشرایطی غیر از این ازدواج کنید احتمالا به مشکل برمیخورید و مثال دوم خودم هستم که اینطوری فکر نمیکنم.
من مهندسم با درآمد خوب و ازلحاظ ظاهری میگن که خیلی زیبا هستم و خیلی خواستگارایی داشتم که از خودم سرتر یا در حد خودم بودن اما نتونستم بهشون احساس خوبی داشته باشم وبه نوبه و سهم خودم بهشون تکیه کنم(گفتم به سهم خودم چون بنظر من تکیه کردن دوطرفه ست).الان ازدواج کردم و همسرم بازاریه و تحصیلاتشون از من خیلی کمتره اما از لحاظ ظاهری و شعور و درک واقعا از من بالاتره و من کاملا بهش تکیه کردم و اصلا هم احساس بدی ندارم.اونم همیشه گفته که به من افتخار میکنه و اصلا غرورش خدشه دار نشده.تازه داره منو تشویق میکنه که دکترا بگیرم.
منم جلوی دیگران بهش افتخار میکنم.
اینارو گفتم که ببینی همه چی به طرز فکرت بستگی داره و همینطور به طرز فکر طرف مقابلت.
- - - Updated - - -
راستی یه چیز دیگه دوست من
چرا ما خانمای ایرانی فکر میکنیم همیشه باید یه نفر باشه که ما بهش تکیه کنیم؟چرا اینطوری فکر نمیکنیم که ما داریم با یه نفر بقیه ی عمرمونو شریک میشیم و باید هر دوتامون واسه ی اون یکی تکیه گاه باشه و باعث پیشرفت همدیگه باشیم.
و اینکه هرکسی استعدادش تو یه راهی شکوفا میشه.یکی مثه من و شما دکتر و مهندس میشه و یکی مثه همسر من توی بازار موفقه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)