ممنون بچه ها.
"توجیه" عزیز. شما اشاره کردید به یه چشم داشت دنیوی که احیانا هم خواست خانوم هاست و گفتید واسه چی میخوام؟
من انقدر مغرور و کله شق هستم که نه به بهشت چشم دارم، نه از جهنم واهمه. نمیگم خوبه. ولی خب اینجوریم. الان هم اگر اینجا هستم واسه اینه که از بهش های زیادی گذشتم. از چیزهایی که دلم به شدت مایل بوده گذشتم.
من خدا رو فقط به خاطر خودش میخوام. نه به خاطر اینکه سرورمه یا کارم گروشه. توی دنیا هیچ چیز ترسناک تر از خوم نیست. نه خدا. فکر نمیکنم اعتماد چشم داشت دنیوی محسوب بشه. بلکه لازمه ی عشقیه که من خواهانشم. لازمه ی تردید زدایی، لازمه ی بهشت های دیگه ای که نتونستم با اطمینان ازش بگذرم. وگرنه اگر نیازمو پیش خدا نبرم پیش کی ببرم؟ از کسی نمیپرسن خدا رو واسه چی میخوای. شاید جالب تر باشه بپرسید خدا رو واسه چی نمیخوای؟ هان؟ به نظر من که هیچ چیز بدون اون معنی نداره. واسه همین در جواب سعید عزیز گفتم دنیای بدون اون رو نمیخوام. بخورم، بخوابم، معروف شم، پولدار شم که چی بشه؟ نون در بیارم کار کنم، کار کنم نون در بیارم که چی؟ مثل آب ریختن از این کاسه به اون کاسه و برعکس هست.
و دانش به هم بزنم که چی؟ که 10 سال بعد یکی دیگه تکذیبش کنه؟ کارهای تکراری و نسل در نسل مدرن تر با یک جور تولد و یک جور مرگ منو توجیه نمیکنه که بخوام تو این دنیا باشم.
مشکلم حضور خدا نیست. حتی هدفم. مشکلم ناتوانیه. اینکه اگه به حال خودم رها شده باشم چی؟ اگر اشتباه میکنم که تصمیمم خواست خدا هست چی؟ میدونم دستمو میگیره، اما نمیتونم توکل کنم. میدونم با حکمته، اما نمیتونم دانش و خواست خودمو دخالت ندم. میدونم توبه پذیره،اما نمیتونم باور کنم توبه منم میپذیره. از غضبش میترسم. از همه ی کارم پشیمون میشم، از تغییر خودم ناتوانم. و بعد از هر شکست به خودم میگم چرا بهم سخت میگیری. نمیتونم. تجربه ی شکست های متوالی خیلی سنگینه، اما هر بار پا شدم و دوباره شروع کردم.
دیگه نا امیدم. نه از خدا. از خودم. و این پرسش ها شروع میشه....
و اما جناب سعید من اگر شما رو رنجوندم عذر خواهی میکنم. من الان نیاز به تمرکز دارم. خواستم تاپیک متمرکز باشه. وگرنه اگر یک تاپیک بحث گونه بود خودم کوچیکتونم هستم، همه جوره هم بحث میکردیم. ولی اینجا نه اینکه بخوام صحت گفته ی کسی رو تایید کنم یا نه اینکه سخن شما رو تکذیب کنم، فقط خواستم تو تاپیکم سخن از دل باشه، نه عقل. وگرنه از نظر من نظر شما قابل احترامه. باز هم از شما معذرت میخوام.








علاقه مندی ها (Bookmarks)