سلام مدیر محترم ممنون که به تاپیکم سر زدید. منم می دونم همیشه زندگی طبق خواسته های ما پیش نمی ره و این پستی و بلندی هاس که زندگی رو زیبا می کنه البته اخیرا زندگی من همش رو پشتی ها پیش می ره. تا سال پیش دردم ازدواج ام بود البته بالا رفتن سنم این خواسته مو پررنگ تر کرده بود ولی الان مشکلاتمون فراتر از این حرفاست. تو تاپیک یکی از دوستان فرموده بودین دنبال چراها نباشید ولی وقتی زندگی مو مرور می کنم خود به خود دنبال چراهام که چرا باید تا این سن ازدواج نکرده باشم. چون هیچ دلیلی پیدا نمی کنم. من خانواده ام خیلی اصیل و با فرهنگ اند طوری که شخصیت بابام زبان زده مردمه برادرام تحصیل کرده و خوب اند. خودم ظاهرم خوبه و حتی سن امم نشون نمی دم وضع مال بدی تا سال پیش نداشتیم ولی اکثر خواستگارام اومدن حتی بارغبت جلو اومدن ولی دیگه پیگیری نکردن. حتی چند نفر از همکارام هم پیشنهاد آشنایی دادن ولی وقتی من بار اول قبول نکردم رفتن و دیگه پیگیر هم نشدن . از وقتی هم یادم میاد به خدا پاک زندگی کردم نمی گم انسان کاملی ام ولی همیشه سعی کردم متانتم رو حفظ کنم.
داشته هام اینه که:
1_ خانواده خیلی خوبی دارم
2_ از نظر مادی تا حدودی به خواسته هام رسیدم
3_سلامتی که مهترین مسئله تو زندگیه رو دارم
ولی خیلی خستم چون از نظر روحی اصلا تو آرامش نیستم