نوپو گرامی و بهار عزیز از شما سپاسگذارم.من خودم هم گاهی فکر میکنم که اگه به ترسم غلبه کنم همه چیز حله روز تولد پسرم که به عموش گفتم چوب خدا صدا نداره خیلی دلم خنک شد و آروم گرفتم.درسته من هم خیلی در برابرشون کوتاه میام و این یک عادته که از موقعی که با پسرشون زندگی میکردم.کاشکی منم سنگدل بودم.بازم ممنونم نوپو جان حرفات خیلی منو به خودم میاره