به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 25 , از مجموع 25
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1392-6-19
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    584
    سطح
    11
    Points: 584, Level: 11
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [IMG]file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CADMINI%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5 Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_image001.gif[/IMG]جنابammin من چه جوری ازتون تشکر کنم.خدا خودش شاهده...[IMG]file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CADMINI%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5 Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_image002.gif[/IMG]
    چقدر قشنگ استدلال کردید.دستتون درد نکنه.چیزی که سالها پشت این افکارم خوابیده بود توسط حرفاتون مشخص شد[IMG]file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CADMINI%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5 Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_image003.gif[/IMG].
    من تاپیک پو و جناب sciرو خوندم. آره یه جورایی به دردم خورد.
    حالا شما میگین من چی کار کنم که خودم بشم.دلم برای خودم تنگه.فکر کن شما 4 سال روحتو با یه نفر یکی کرده باشی.بالاخره میخوام ازدواج کنم. به نظرتون الان میتونم.یاصبر کنم یه خواستگار دارم.مامانم همش میگه سنم میره بالا.
    چطور ترسو و منفعل نباشم؟شاید دلیل ترسم این باشه که با پسرای فامیل راحت نبودم همش یه ترس تو وجودم بود.؟
    یه چیزی تو وجودم داره میخنده.انگار ازاول هم میخندیده میدونه چیه؟نادونی و نفسمه.چون همون موقع که من اینجوری فکر کردم نباید می پذیرفتمش و خدا به آدم عقل داده ولی من انگار برای فرونشاندن گرمای جنسیم خود به خود منفعل شدم.
    چه جوری وجدانم را باظاهرم یکی کنم؟
    عجول شدم.اینجوری نبودم ولی شدم.
    میخام خودمو هدایت کنم.با این فکرایی که من تو این چند سال کردم شدم مثل یه آدم از فرنگ برگشته که هیچی نمی دونه.فقط ازدواج و ارضای جنسی بلد بوده.انگار تو همون سن مونده باشه و بزرگ نشده باشه.
    یه چیزی تو ذهنم میگه خداباهات اینکارو کرد تا درست شی.حالا سختی کشیدی ولی بالاخره بهتر شدی..
    همین منو به خدا بدبین میکنه.[IMG]file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CADMINI%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5 Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_image004.gif[/IMG]
    من شرطی شدم.هرکاری میکنم و فکری. ذهنم میگه ازدواج میکنی خوب میشی.اصلا انگار من فقط برای ازدواج آفریده شدم.چرا؟چرا؟
    من میخام عادی شم.بالاخره من یه دخترم مثل همه دخترا و درس خونده.باید با ادب باشم نه ترسو.هر پسری میاد سمتم انگار میخاد منو بگیره و ببره.من نمیدونم پسرا ترس دارن؟میشه بیشتر راهنماییم کنید نوشته هاتون عقلی و منطقیه

    - - - Updated - - -

    ببخشید من اینجوری نمینویسم اینجوری میاد چون اول ذخیرش میکنم توی word.

    - - - Updated - - -

    اون سالها واقعا عذاب بود.سردرد.فکرای شبانه جنسی.بعد احساس گناهکه چون با این بودم دیگه نمیتونم از ازدواج باهاش منصرف شم.
    ولی دیگه میخوام خودمو عوض کنم.من بیشتر مردهارو با اون منظور میبینم. دست خودم نیست.همش .....تصورشون میکنم.به صدای این پسر که ازم خواستگاری کردم گوش دادم خوشم نیومد میخام ردش کنم.چی کار کنم؟
    خیلی جنسیم.خوب درسته آدم باید خودشو درست کنه.ولی به نظر شما حس جنسیم زیاد نیست.تورو خدا بازم با مطالب علمیتون منو کمک کنید.خدا خیرتون به.


    - - - Updated - - -

    جناب sci چرا منو مثل پو راهنمایی نمیکنید؟



    - - - Updated - - -

    هم اکنون نیازمند یاری سبز همه ی شما هستم.

  2. 2 کاربر از پست مفید امیدوار66 تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 22 شهریور 92), simin (یکشنبه 16 شهریور 93)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1392-6-19
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    584
    سطح
    11
    Points: 584, Level: 11
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    حالم دیگه از خود نبودن داره به هم میخوره
    ولی از این به بعد به لطف خدا ولی نه اون خدایی که اینارو به دلم انداخت(چون اون اصلا خدا نبود اون مثلث بود که شما گفتید)میخوام عادی بشم و از این مسخره بازیهام دست بردارم.
    من باذهنم رفتم سمت خدا.پست جناب پو را خوندم. میخام خدامو عوض کنم.مدیر همدردی گفت خداتو عوض کن.ای خدای نفسانی....ای خدای جنسی..همش ارضا میخاد.....
    چرا تو که انقدر ادعات میشه چرا نرفتی بپرسی...که آیا فکرای جنسی شبانه گناه نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
    [IMG]file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CADMINI%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5 Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_image001.gif[/IMG]
    هان... تو که ادعات میشه که رفتی سمت خدا و توبه کردی .....چرا نگفتی........آها می خواستی بگی من از همه بهترم..........امان از شخصیت ریاکار..؟آشغال عوضی.به خودت فحش بده. نه به اون دو تاپسر که تو ذهنته.بابا اصلا گناه کن به جهنم .. همه جا میاد دستور میده.............[IMG]file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CADMINI%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5 Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_image002.gif[/IMG]
    اینکارو بکن این کارو نکن.پسرای دانشگاه دارن تورو میبینن و تشویق میکنن..........
    به خدا خودمو اون موقع که خودم بودم خیلی بیشتر دوست داشتم..خدا برو ..........
    هروقت خدایی یاد گرفتی بیا.........[IMG]file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CADMINI%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5 Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_image003.gif[/IMG]برو ........با توام برو.............حالا ما یه جوراب نازک میپوشیم...چی میشه.؟؟؟؟
    چرا اینهمه غیبت میکنی م
    فقط به خدا نبندش........[IMG]file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CADMINI%7E1%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5 Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_image001.gif[/IMG]

    آها خوب نمیشه بالاخره آدما مارو به خاطر مذهبی بودن ستایش میکنند ..............به به چه دختر چادری ای .به به در...............
    به خدا اونی که خودارضایی کنه و بگه کارم اشتباس.از آشغال منفعلی مثل من بهتره که همش به خدا میبنده.آخه من نمی دونم خدا چقدر بیکاره....ولم نمیکنه.ردم نگات نمیکنن...............
    گناهای دیگه که همشو یه ذره میکنی کارت ندارن..............هان؟؟؟؟
    کاش خدا ذهن منو اینجوری نیم آفرید.ولی باور کنین ولم نمی کنه................تو مترو. حموم.دستشویی.کلاس درس....حواسم به همه هست .........میفهمم کی رفت و کی اومد...............از اون موقع ذهنمو از سمت ازدواج دادم کنار و به این چیزا پرداختم........
    خرید............... یمرم سر کمد انگار یکی طلاهام که میبینمشونو میبینه.دوستام.میگن به چه طلاهایی داره.......
    د من عجول شدم...خیلی.آخه هیچ وقت فکرنمی کردم این فکرام توهم باشه.
    این زمانه......

    - - - Updated - - -

    من اون پستهارو خواندم.....انقدر عجول شدم....
    اصلا خوب من بهترم دیگه.این بهتر بودن عضلاتمو منقبض کرده. می خام عضلاتم باز بشه آخه این طرز فکر زشته بابا..
    هر چی از دین هستو تو رسالست را عمل میکنم...این مسخره بازیا چیه به قول شما با این لایه های نفسانی که من دارم...
    فقط ادعا...............


    - - - Updated - - -

    کمکم کنید من اینا رو بفهمم... با مطالب علمیتون آرومم کنید.......راستی من از این پسر دومی تو دانشگاه که گفتم می ترسم....آخه باهاش کلاس دارم...نباشه هم ازش میترسم...فرقی نداره اتفاقا اگه باشه یه ذره بهتره...چون واقعیت را نشون میده..........کمکم کنید .جناب ammin و بقیه.مدیر همدردی...
    مثل پو.........با من صحبت منطقی و علمی کنید....
    این دونفرو از من دور کنید تورو خدا............دعاتون میکنم..

  4. کاربر روبرو از پست مفید امیدوار66 تشکرکرده است .

    ammin (جمعه 22 شهریور 92)

  5. #23
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اول خونسردی وآرامش خودتو حفظ کن.داشتن میل جنسی گرم برای یک دختر اصلا عیب نیست .خیلیا با قرص ودوا میخان میلی جنسیشون رو زیادکنن.طبیعیه که ازازدواج خواسته ارضای جنسی داشته باشی ولی این فقط یکی ازاهداف اصلی ازدواجه اهداف دیگه ای هم هستن.اینقد خودتو سرزنش نکن این "فرامن"توست که اینقد سرزنشت میکنه اینقد خسته ت میکنه تابرای فراراز خستگیش دوباره به دام گناه بیفتی.سرزنش خود بایدمتعادل باشه،مدیریت میل جنسی چالش همه انسانهاست نه فقط تو. برای مدیریت میل جنسی هنگام تجرد خیلی راهها هست حتی همین باعث میشه نوع تخصص وشغل آیندت مشخص بشه.راههاش:ورزش ازهرنوعی که دوست داری،خطاطی،نقاشی،هرفعالیت دلخواهی که برات لذت بخشه. اگه زیاد خودتو محدود کنی که گناه نکنی وشخصیت خودتو خشک کنی ممکنه بیشتر تمایل به خیالپردازی جنسی کنی.چون محدودیت باعث ایجاد"خلاء لذت"میشه واین خلا به شدت توروبه سمت گناه سوق میده.‏..درمورداون دوپسر که میگی توی پست قبلی هم گفتم اول گردش احساس_تصویر_منطق ممکنه نیم ساعت حتی یک یاچند روزطول بکشه چون داری انتخاب وسنجش میکنی امابعدش به صدم ثانیه میرسه یعنی درصدم ثانیه ممکنه چندگیگ اطلاعات درذهنت راجع به این قضیه گردش کنه.روانپزشک ها معمولا دارو مینویسند تا ترمینالهای عصبی این اطلاعات راکمترانتقال دهندوتو آرومتربشی. اما کار روانشناس بالینی خوب ومتبحرلزوما این نیست اطلاعات درگردش ذهن ودلت که آزارت میده رو تغییر میده مثل ویروس کشی.من بازم پیشنهادمیکنم به دکترروانشناس خوب مراجعه کن.‏..وازالان تکنیک توقف وتغییرافکارآزار دهنده روپیش بگیر منتظر معجزه نباش معجزه اراده ای است که خدابهت داده برای تغییرافکارمخرب.توی پست های بعدی مقداری کمکت میکنم ازاین فکرا راحت بشی ولی مراجعه به روانشناس هم ضروریست هم مطمئن تر

    - - - Updated - - -

    اول خونسردی وآرامش خودتو حفظ کن.داشتن میل جنسی گرم برای یک دختر اصلا عیب نیست .خیلیا با قرص ودوا میخان میلی جنسیشون رو زیادکنن.طبیعیه که ازازدواج خواسته ارضای جنسی داشته باشی ولی این فقط یکی ازاهداف اصلی ازدواجه اهداف دیگه ای هم هستن.اینقد خودتو سرزنش نکن این "فرامن"توست که اینقد سرزنشت میکنه اینقد خسته ت میکنه تابرای فراراز خستگیش دوباره به دام گناه بیفتی.سرزنش خود بایدمتعادل باشه،مدیریت میل جنسی چالش همه انسانهاست نه فقط تو. برای مدیریت میل جنسی هنگام تجرد خیلی راهها هست حتی همین باعث میشه نوع تخصص وشغل آیندت مشخص بشه.راههاش:ورزش ازهرنوعی که دوست داری،خطاطی،نقاشی،هرفعالیت دلخواهی که برات لذت بخشه. اگه زیاد خودتو محدود کنی که گناه نکنی وشخصیت خودتو خشک کنی ممکنه بیشتر تمایل به خیالپردازی جنسی کنی.چون محدودیت باعث ایجاد"خلاء لذت"میشه واین خلا به شدت توروبه سمت گناه سوق میده.‏..درمورداون دوپسر که میگی توی پست قبلی هم گفتم اول گردش احساس_تصویر_منطق ممکنه نیم ساعت حتی یک یاچند روزطول بکشه چون داری انتخاب وسنجش میکنی امابعدش به صدم ثانیه میرسه یعنی درصدم ثانیه ممکنه چندگیگ اطلاعات درذهنت راجع به این قضیه گردش کنه.روانپزشک ها معمولا دارو مینویسند تا ترمینالهای عصبی این اطلاعات راکمترانتقال دهندوتو آرومتربشی. اما کار روانشناس بالینی خوب ومتبحرلزوما این نیست اطلاعات درگردش ذهن ودلت که آزارت میده رو تغییر میده مثل ویروس کشی.من بازم پیشنهادمیکنم به دکترروانشناس خوب مراجعه کن.‏..وازالان تکنیک توقف وتغییرافکارآزار دهنده روپیش بگیر منتظر معجزه نباش معجزه اراده ای است که خدابهت داده برای تغییرافکارمخرب.توی پست های بعدی مقداری کمکت میکنم ازاین فکرا راحت بشی ولی مراجعه به روانشناس هم ضروریست هم مطمئن تر
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  6. 2 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    simin (یکشنبه 16 شهریور 93), toojih (جمعه 22 شهریور 92)

  7. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 اردیبهشت 93 [ 13:55]
    تاریخ عضویت
    1392-6-19
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    584
    سطح
    11
    Points: 584, Level: 11
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باشه جناب ammin من که تا حالا باورم نمیشد اینجوری باشه.یعنی پسر داییم منو نگیره.........
    خوب اگرم بخوام اینجوری ادامه بدم قطعا چند وقت دیگه باید برم تیمارستان........
    باشه تسلیم من مریضم...راهی جز قبول این ندارم.اگه قبول نکنم هفته ی دیگه که برم دانشگاه وضعم بدتر میشه...یعنی باید بستری شم.........
    شما بگو به ترتیب اولویت من الان باید چیکار کنم؟
    برم دکتر یا باشما ادامه بدم..........اگه برم ...پیش کی باید برم؟
    روانشناس یا روانپزشک.....گرچه این حرفا مثل دارو عمل کرد..

    - - - Updated - - -

    چون تاحالا فکر میکردم فکرام درسته....نصف حل مشکل پذیرفتنشه....
    میدونید چه جوری با اینجا آشنا شدم؟
    با دیدن پسر دومی که توی دانشگاهمونه........ازش خوشم اومد رفتم تو رابطه دختر و پسر .می خاستم یه جوری بهش ثابت کنم دوستش دارم.فکر کردم دوباره خدا دادش.بعدش دیدم نه بابا اصلا چیزایی که من می خامو نداره. فکر کن من چقدر سادم رفتم بدون تحقیق بهش ثابت کنم دوستش دارم............وقتی میبینمش و میخنده با دخترا یا بچه ها انگار با چاقو هزار بار منو میکشن.گریم می گیره....و بقیه که اگه لازم باشه براتون میگم.اگه من دارو بخورم اعتیاد پیدا نکنم.اگه حالا نتونم به دلایلی برم دکتر چی؟
    حالا اگه شما می گید لازمه باشه می رم دیگه.............

    - - - Updated - - -

    زیاد محدود نکنم یعنی چه جوری باشم..........آره شما راست میگید .وقتی با این پسر دومی ارتباط فکری میگیرم یادم میره فکرامو......بعد میگم وا من قبلش چه فکرایی میکردم.........فکر اینکه این پسر الان داره دنبالم میاد تا از من خواستگاری کنه.همش فکر میکنم داره منو با دخترای دانشگاه که خشگلتر و بازترند مسخره میکنه.هیچ پسری منو دوست نداره مگر اون آشغال عوضی...میبینی بقیه دخترا چه جوری شوهر کردن و خوشن...........یا بالاخره یه کاری میکنن ..............خدا از باعث بانیه این بالا رفتن سن ازدواج نگذره..........شایدم من چونخودم این فکرارو کردم اینجوری حرف میزنم........نمیدونم.بازم برام بنویسید و برام دعا کنید....چون بازم باورم نمیشه......

  8. کاربر روبرو از پست مفید امیدوار66 تشکرکرده است .

    ammin (جمعه 22 شهریور 92)

  9. #25
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 12:34]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,500
    سطح
    100
    Points: 325,500, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و احترام
    خواهش می کنم همانطور که جناب sci هم مورد تاکید قرار دادند به صورت حضوری به یک روانشناس بالینی جهت رواندرمانی مراجعه کنید. اگر نتیجه نگرفتید یا ایشون ارجاع دادند شاید نیاز به روانپزشک باشد.
    با تشکر




    ======
    تاپیک قفل می شود.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  10. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    ammin (جمعه 22 شهریور 92)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.