سلام آسمانی عزیز
مرسی که جواب دادی
جریان دوست دختر سابقشو برای این گفتم که بدونید قبل از من خود ارضایی میکرده و به من ربطی نداره و با این کارش باعث شده که من میلم رو از دست بدم. (اینو هم بگم کلا توی این یک سال و نیم که با هم زندگی کردیم تعداد دفعاتی که من ارضا شدم به تعداد انگشتان یک دست هم نرسیدن).

مشکل من این نیست که خانواده هامون با هم ارتباط دارن یا نه! چون به من اصلا ربطی نداره.
من با خانواده همسرم در ارتباط هستم (ولی ایکاش نبودیم) چون همسرم به شدت تخت تاثیر اونهاست و همه جوره قبولشون داره که من فقط 30 درصد قبولشون دارم.

این دعوای آخری رو میگم خدمتتون.
ما دوشب قبل از دعوا رفته بودیم عروسی. عروسی هم کرج بود و در یک باغ برگزار شد و مختلط بود. این دخترای جورواجور وسط بودن و میرقصیدن. عروس خانم هم چاق بود. بعد هم شب برای خواب رفتیم خونه یکی از اقوام از اونجایی که ما اولین بار بود رفتیم خونشون و خودمون هم به نوعی تازه عروس و داماد محسوب میشیم به ما یه اتاق جدا دادند که بخوابیم. حالا کی هست؟ ساعت 4 صبح و من صبحش سرکار بودم تا ساعت 2:30 ظهر بعدشم یکراست حرکت به سمت کرج خستگی سرکار و راه و عروسی و... همسرم میل جنسیش تحریک شده بود و میخواست هر چی من گفتم خستم خونه مردم هست و ... تو کتش نرفت و من مجبور شدم تا حدی به خواستش تن در بدم.
ولی فردا صبحش تا از خواب بیدار شدیم و اومدیم به سمت شهر خودمون و تا بعداز طهر رسیدیم. من خیلی خسته نبودم و میخواستم کنارش باشم ولی خیلی راحت رفت کامپیوترش رو روشن کرد و نشست فیلم ببینه چون بازم میخواست. و من رفتم بهش گفتم خیلی پستی. و همین شروع دعوا بود. خودش علنا اعتراف میکنه باهام لجبازی میکنه. زمانی که نمیخوام اصرار میکنه و زمانی که میخوام ولم میکنه و اینطوری میشه.