به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 آذر 92 [ 21:05]
    تاریخ عضویت
    1392-6-01
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    226
    سطح
    4
    Points: 226, Level: 4
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered100 Experience Points
    تشکرها
    3
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنون از راهنمایتون دوست عزیز
    من از اینکه به داداشش زنگ بزنه هیچ مشکلی ندارم ولی اینکه میگه زنگ زدم به عروسمون ناخوداگاه میرم تو هم!! متوجه هستم حساسیت زنانه هس ولی تا الان نتونستم باهاش کنار بیام که از شما عزیزان کمک خواستم!!
    این راحتی که گفتم در حدی هس که عروسا جلو شوهرم و بقیه برادر شوهرام گاهی روسریشون میفته براشون مهم نیس و نمیپوشن یا لباس مناسبی نمیپوشن و من نمیدونم واقعا چطور با این موضوع کنار بیام
    و همین مسائل باعث شده حساس شم.:(
    شوهرم خوبه ولی از این مسائل میترسم که خدای نکرده حساسیتم باعث نشه به زندگیم لطمه ای بزنه
    :(

  2. کاربر روبرو از پست مفید ash تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (جمعه 01 شهریور 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    32
    Array
    عصبانیتها ت کنترل کن. و به خودت اجازه فرو ریختن حرمت بینتون تحت هیچ شرایطی ندهسلام خدا راکر که هر دو مقیدید و انشاالله مشکلات کمتر
    ببین اونا به این رفتارات عادت دارن درست یا غلطش کار ندارم پس اگه. در یه مهمونی با همید یه سری رفتارا تو رو رنجانده که شاید صد سال شوهرت فک کنه به ذهنش نرسه شاید اونجایی که همسرت غرق در شادی. بوده و فک میکرده تو هم شادی تو از حرص داشتی منفجر میشدی. باور کن وقتی میگه نمیفهمم چرا ناراحتی واقعا براش قابل حضم نیست ناراحتیت ولی میبینی باز دنبال به دست آوردن دلته



    اگه کوچکترین وابستگی عشقی عاطفی بود رابطه را پنهان میکرد و تو هم. هرگز باخبر از تماس تلفنی نمیشدی در صورتی که خودش میگه احساسش نکن که محبتت زیادیه یه طور دیگه میشه یه جورای جا برای رقیب خالی میکنی

    برعکس احترامشون را مقدس بدان و راجه بهش صحبت کنو متمعا باش بعد ازدواج تون فقط خط احترام بیمنتنشونه که ماندگار و پر رنگ میشه پس نذار طور دیگه بشه

    تو از اینکه بری در خودت بهت توجه کنه و اسرارکنه صحبت کنی لذت میبری کما کان که در حین التماسش احساست بهت میگه که موضوع حل شد و زیاد مهم نیست اما یه جورای مجبور میشی مطرح کنی که با مطرح کردنش یا حل میشه یا دعوا
    اگه به این حالت زود رنجی و رفتن تو لاک خودت ادامه بدی بعد یه مدت که اکثر دلخوریات و موضوعاتس. متوجه شد باعث میشی اون هم دنیا را از دید تو ببینه زود رنج نکته بین که با کوچکترین رفتارت دلگیر، قهر و.... پس این اشتباه نکن(شاید الان به حرفم باور نداشته باشیَ ولی اطمینان بهت میدم)
    با زودرنج نباش تو هم همپای او بخند ناراحت شدی واضع گفتگو کن

  4. کاربر روبرو از پست مفید hana 68 تشکرکرده است .

    ash (شنبه 02 شهریور 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 آذر 92 [ 21:05]
    تاریخ عضویت
    1392-6-01
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    226
    سطح
    4
    Points: 226, Level: 4
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered100 Experience Points
    تشکرها
    3
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام hanaعزیز
    ممنونم از راهنماییت،من اصلا دوستندارم حرمتا شکسته شه و بخدا قسم نگرانی الانم از همینه!
    دوست عزیز شما به موضوعی اشاره کردی که واقعا همینطوره"تو از اینکه بری در خودت بهت توجه کنه و اسرارکنه صحبت کنی لذت میبری...." به محض اینکه ناراحت میشم دقیقا همین حسو دارم وشما خیلی خوب اینو بیان کردید فکر کنم اگر این حسو نداشته باشم مشکلم خیلی کمتر میشه ولی نمیدونم چطور ! واقعا دیگه از این احساسات زیادی خسته شدم دنبال راه حلم که زود رنجیم و این نکته بینیم و...کم شه و بعضی توقعات رو مثل همین که گفتید رو نداشته باشم چون بشدت دارم اذیت میشم بعضی اوقات با خودم میگم برم دکتر که دارویی بهم بده که یه کم بیخیال باشم واقعا خسته شدم چرا باید اینجور باشه که نتونم رو دلم کنترل داشته باشم :((
    ایندفعه که با هم بودیم خواهر شوهرم برا اولین بار متوجه ناراحتی من شد دلیلش رو نمیدونه ولی به شوهر گفته بود مگه با هم بحثتون شده خانمت تو همه!! و شوهرعزیزم انکار کرده بود.

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام خوشحالم
    آره خیلی خوبه که نگران حرمتها هستی که اگه نبودی اینجا نبودی

    هر انسانی از مورد توجه قرارگرفتن مسرور میشه عیبی هم نداره زن هم بیشترین خوشحالیش میتونه توجه مثبت همسرش باشه


    یه جای گزینی برای. انتخاب کن برا بروز ناراحتیت مثلا به جای اینکه مثلا تو همون مهمونی یا گرد همایی احساس کنی عمدا انجام داد(چون من تذکر داده بودم یا خودش میفهمید اهمیتم نمیده) تو فکرش باشی ناراحت باشی با مادرش بگو بخند خواهرش و... با خودش هم حرفی زد تاییدش کن یا مثلا شوخی کردن و خواستن به همسرت بخندن طرفتاری کن حتی. شده با مزاح بگو عزیز دلمم هم اومد یا چکار اقام دارید؟ منظورم اینه تو هم شروع کننده در جمع باش همش انتظار نباش اونا حرف بزنن که طبیعتا دو حالت داره یا تو خوشحال میشی یا ناراحت
    بعد در یه موقیت مناسب ناراحتیت صصحبت کن و بگو حس خوبی نداشتم با فلان رفتارا


    ببین تو جمع زیاد فک نکن که اگه من با همسرم صحبت کنم شاید نظر همسرم نه یا خلاف من باشه پس اونا میفهمن ما مشکل داریم نه تو هم جنبه شوخی صحبت کن. مثلا بگو خواهرت از دپایم خوشش اومده میخوام بهش بدم. اگه اون جواب داد دیگه نمیخرما... ؟؟ بگو نه تازه باید زنگوله دار قرمزش بخری (منظورم اینه روابطت تو هر شرایطی محکم نشون بده)

    درسته میدونم سخته از دختر احساساتی و کسی که سعی میکنه تو همه شرایط همه را محترم بشماره و خیلی رعایت احترام بکنه یک دفعه از حساس. بودن دست بکشه و ریز بینانه دنبال کسب احترام متقابل البته از جنبه خودش، نباشه و جسورتر رفتار کنه ولی سعی را بر این بذار



    ببین دور و اطراف ما پر است از کسانی که شاید زیاد مسایل فرهنگی دینی توجه ندارن خدا را شکر که همسرت آدم پاکیه تو میتونی توجه همسرت را در زمانی که اونا حجاب ندارن به یه صحبت دو نفره گرم کنی نه اینکه نخوای شوهرت ببینه اینکه خودت چندان توجه ای نداشته باشی یا یه وقت که همسرشون هم بودن به شوخی و واقعا خواهرانه بگو نمیخوای دم اسبیت(موهات)بپوشانی؟؟ حداقل اینه میفهمن احساس خوبی نداری ولی زیاد اهمیت نده

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 آذر 92 [ 21:05]
    تاریخ عضویت
    1392-6-01
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    226
    سطح
    4
    Points: 226, Level: 4
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered100 Experience Points
    تشکرها
    3
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    ممنون از راهنماییت دوست عزیز
    من حس میکنم این حساسیت زیادی رو خیلی از جاهای زندگیم اثر منفی میذاره امیدوارم خدا خودش کمک کنه که بتونم این حس رو کنار بذارم و عادی باشم کاش این مشاورین سایت راهنمایی میکردن که مفید باشه
    من هیچوقت نمیتونم به همچین حرفی رو به عروسشون بزنم و تصور میکنم اگه بگم شاید همون شوهرشم ناراحت شه !!!


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 تیر 94, 18:47
  2. بیخیال بودن همسرم یاحساسیت زیادمن
    توسط meh-di در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 اردیبهشت 94, 14:29
  3. حساسیت های زیادی نسبت به همسر
    توسط قلب تپنده در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 15 دی 91, 21:15
  4. حساسیت زیاده همسرم به خانوادش خستم کرده
    توسط آواا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 18 شهریور 91, 07:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.