الف) علاقه به جنس مخالف :
1)دوره نوجواني دوره تبلور احساسات در دختر و پسر است. از سويي تغييرات هورموني كه در دو جنس ايجاد ميشود نوعي كشش و جاذبه جنسي در دختر و پسر ايجاد مي كند كه گاه به غلط از آن به عنوان عشق ياد مي شود كه البته روانشناسان به آن عشق هاي هورموني می گويند. در اين دوران چون فرد به لحاظ روحي و زيستي نياز به جنس مخالف دارد، لذا هرگونه ابراز محبتي را حاكي از يك عشق پاك مي داند، اما به واقع بايد در نظر داشت كه طبق نظريات روانشناسي، عشق مانند مثلثي است كه سه جنبه مهم دارد : صميميت ، تعهد و رابطه جنسي. انچه امروزه در ميان نوجوانان وجوانان ما به عنوان عشق متداول گشته معمولا دو ضلع صميميت و رابطه را دارد، اما در آن از تعهد خبري نيست؛ از اين روست كه ما مي بينيم كه پيامدهاي منفی چنين ارتباطاتي دامنگير دختران و پسران مي شود
2) عشقي كه از روي شناخت و آگاهي نباشد فايده اي ندارد و مي توان گفت عشق بدون شعور فقط شور و هيجان است و ما نبايد زندگي خود را بر پايه هيجانات زودگذر جواني بنا كنيم.
3) شما خوب مى دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين نوجوانى و جواني، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مى باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسانی و وسوسه هاى شيطانى قوىتر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مى كند انسان خود را در معرض خطرى كه بسيارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. «بل الانسان على نفسه بصيره».آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست. (سوره مبارکه قيامت ، آيه شریفه 14)
4) قرآن در دو جا يعني يكي در سوره مائده آيه 5 و ديگري در سوره نساء آيه 25 ، زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه 25 سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني كه روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران داشته اند ازدواج نكنيد ... «فانكحوهن باذناهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان» يعني آنان را با اجازه خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه] پاكدامن باشند و زناكار و دوست گيران پنهاني نباشند.
در آيه 5 سوره مائده نيز به مردان خطاب مي كند و مي فرمايد شما با زنان پاكدامن مسلمان ازدواج كنيد و خود نيز پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد «... ولا متخذي اخدان ...»
5) رابطه دختر و پسر اگر به معناي داشتن ارتباط عاطفي و دوستانه باشد كه از ديدن و صحبت كردن يكديگر شاد شوند و لذت ببرند، قطعا يكي از محرمات است اما اگر به صورت يك ارتباط عادي باشد، مانند اينكه در يك موضوع علمي يا شغلي با يكديگر گفتگو كنند، در صورتي كه خطر تبديل شدن به رابطه دوستانه، كه در نوع اول توضيح داديم، در آن وجود داشته باشد، به جهت اينكه مقدمه معصيت مي شود، اشكال دارد. در روايات آمده است، با نامحرم بيش از پنج كلمه ضروري صحبت نكن و نيز هرگز با او درجاي خلوتي قرار نگيريد؛ زيرا گرچه نفس اين كار شايد اشكال نداشته باشد، ولي چون زمينه مبتلا شدن به معصيت را فراهم مي سازد، بايد از آن پرهيز كنيد.
6) البته ما قبول داريم كه ممكن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته باشد ولي اولا : ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرایط جواني مشكل است و ثانيا : گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي خود را به صورت يك رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي كه مسأله غير از اين است؛ در هر حال ما سعي مي كنيم بدبين نباشيم شما هم سعي كنيد سر خود را كلاه نگذاريد.
7) رسول گرامي اسلام (صلی الله و عليه و آله و سلم) فرمودند : عَنِ اللّهِ جَلّ وَ عزَّ أنَّهُ قالَ: كُلُّ أمرٍ ذى بالٍ لَم يُذكَر فيهِ بِسمِ اللّهِ فَهُوَ أَبْتَرُ؛ ز خداوند عزيز و جليل نقل كرده است كه فرمود : هر كار ارزشمندى كه در آن بسم اللّه ذكر نشود ناقص است (بحارالأنوار، ج 76، ص 305 ). از اين روايت فهميده مي شود كه كاري كه با نام وياد خدا نباشد و همراه با نافرماني و معصيت او باشد سرانجام خوشي نخواهد داشتپس آيا مي شود اينگونه رابطه ها را آغازي براي يك زندگي مشترك دانست؟
ب) روابط دختر و پسر:
روابط بی چهارچوب دختر و پسر داراي آفت ها و آسيب هاي رواني و اجتماعي جبرانناپذيري است كه چند نمونه آن به شرح زير است :
1. سركوب شدن استعدادها
يكي از مهمترين عواملي كه با وجود رشد نيروهاي جسمي، فكري و روحي نوجوان، مانع از به جريان افتادن صحيح و اصولي آنها و تأمين سعادت آينده او ميشود، تسلّط ميل جنسي بر وجودش ميباشد. عدم كنترل اين ميل، سبب ميشود كه تمام حواس و توجّهات انسان و تمام قواي جسمي و مغزي او معطوف هوسبازيها شود و اگر عملاً هم موفق به هوسبازي نگردد، تمام فكر و ذهن او به وسيله اين خيالات و افكار، اشغال شده و او مجالي براي انجام كار ديگري و شكوفايي انديشه و استعدادش پيدا نميكند. اين شعله اي كه در سراسر وجودش زبانه ميكشد، تمام تر و خشك را با هم ميسوزاند و شكوفههاي تازه دميده در گلزار شخصيت معنوياش را طعمه آتش سوزان ميكند.
2. افت تحصيلي يا ركود علمي
اين گونه روابط، باعث مي شوند كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات هاي حضوري و تلفني خود كنند و اين بزرگ ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش، نيازمند تمركز نيروهاي فكري و روحي است.
دلمشغولي و اضطرابي كه بر اثر اين گونه پيوندها پديد مي آيد، بزرگ ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ از اين رو، مشاوران مدارس و دانشگاه ها توصيه مي كنند كه هنگام تحصيل و امتحانات، مراسم خواستگاري و عقد را به تأخير اندازند؛ تا افراد بتوانند با تمركز و آسودگي خيال، در انجام تكاليف درسي و امتحانات موفق شوند؛ چه رسد به روابط فرصت سوز مستمري كه بسيار انرژي سوز است.
مطالعه و درس، در زندگي هر انساني، به ويژه در دوران دانش آموزي، از مهمترين عوامل سازنده شخصيت وي ميباشد كه فدا كردن آن به خاطر تن دادن به دوستيهاي احساسي و غيرآگاهانه و پاسخگويي به خواستهاي تمام نشدني هوس و ميدان دادن به ميل جنسي، خطايي نا بخشودني و شكستي بزرگ و رسوا كننده است. تجربه نشان داده كه اين نوجوانان و جوانان، به علت پريشاني افكار و حواسپرتي، ذوق درس خواندن و اشتياق هر گونه مطالعه اي را - اعم از كتابهاي درسي و غير درسي - به كلي از دست ميدهند كه خودتان هم به آن اشاره كرديد.
اگر زندگي بزرگان، شخصيتهاي علمي، محققين، نوابغ و دانشمندان و متفكرين را مورد مطالعه قرار دهيم، متوجه خواهيم شد كه همه آنان افرادي بودهاند كه از خوشگذرانيها و هوسبازي خود را كنار كشيدهاند و احتياجات جسمي و غريزي خود را از طريق مشروع و معقول و در حد اعتدال، برآوردهاند.
دروغ بزرگي است اگر كسي بگويد : ميل جنسي، سراسر وجودش را گرفته و ذهن و زبان او را دوستيهاي نامطلوب با جنس مخالف پر ساخته، اما از نظر درس، مطالعه و تحقيقات علمي، لطمه اساسي بر او وارد نشده است و به ويژه در دوران نوجواني و جواني، تحقق چنين امري، از محالات است.
«با شكلگيري روابط عاطفي بين دختر و پسر و افزايش تدريجي آن، زمينه وابستگي آنها به يكديگر و تشديد آن فراهم ميشود و از آن جا كه نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن، در دوران جواني، به اوج خود ميرسد و فضاي نسبتا مناسبي براي ارضاي اين نياز (هر چند به طور غيرصحيح آن) در محيط آموزشي و دانشگاهي وجود دارد، به شكل خودكار، دختر و پسر در اين كانال قرار ميگيرند، در اكثر موارد، به طور ناگهاني و بدون توجه به نتيجه كار، گرفتار چنين گردابي ميشوند و آن را با عنوانهاي عرف پسند و موجه، پوشش ميدهند و باطن غيرموجه آن را با ظاهري نيكو و پسنديده، جلوهگر مينمايند.
به اين ترتيب، علاقه ابتدايي شدت يافته، با وجود تصميم اوليه دو طرف يا يكي از آنها، كم كم به وابستگي به يكديگر تبديل ميشود. اين وابستگي، در بسياري موارد – شايد در تمام موارد - آفت بزرگي براي تمركز حواس، تحصيل و تفكر عميق در امور درسي آنها ميشود؛ به گونه اي كه گاهي مطالعه و حضور در كلاس درس را غيرممكن ميسازد و هر كدام از آنها در تمام اوقات شبانهروز و حتي در كلاس درس، در فكر طرف مقابل است. اين سخن، ادعاي بدون پشتوانهاي نيست و اگر به نوشتههاي چنين افرادي مراجعه كنيم، مثنوي هفتاد من كاغذ ميشود.
3. ايجاد جو بدبيني
اغلب اين گونه دوستي ها و روابط، به ازدواج منتهي نميشود و اگر هم به ازدواج بينجامد، پس از مدتي، جو بدبيني و سوء ظن آن دو نسبت به هم، فضاي زندگيشان را، جهنمي خواهد ساخت و هر دو در آن خواهند سوخت.
پسر با خود مي گويد : دختري كه به راحتي با من رابطه نامطلوب و نامشروع برقرار كرد، از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابراين از كجا معلوم كه پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري هم طرح دوستي نريخته باشد و از كجا كه در آينده و پس از ازدواج با من، با ديگري ارتباط برقرار نكند؟ دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر خواهد داشت. بنابراين، اين گونه ازدواج ها، پايدار نخواهد بود و تجربه نشان داده كه منجر به طلاق و جدايي مي گردند.
4. اضطراب، تشويش و احساس نگراني
در دوستي هاي موجود بين دختران و پسران، از آن جا كه مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر و مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي ها وجود دارد، اين گونه دوستي ها، با مخاطرات رواني گوناگوني، مانند اضطراب وتشويش همراه است. وجود افكار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي كه توسط پسر، براي فاش كردن روابطش با دختر صورت مي گيرد، يك تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال دارد.
بنابراين، وجود چنين دلهره ها و اضطراب هايي كه گاهي لطمه هاي جبرانناپذيري بر جسم و روان انسان وارد ميكند، از آسيب هاي جدي اين گونه روابط است؛ همچنين هيجانات كاذب مثل خيال ازدواج، خوشبختي و در نتيجه، شكست روحي ، قرباني شدن دختران به خاطر از بين رفتن آبروي آنها و خانوادهشان و حتي اقدام به خودكشي از ديگر آسيبهاي اين نوع ارتباط است.
5. فقدان شناخت درست و واقعبينانه
كساني كه مدعياند كه اين گونه روابط و دوستي ها با انگيزه ازدواج شكل مي گيرد، با كمي دقّت، در خواهند يافت كه روح حاكم بر اين گونه دوستي ها، عاقلانه و از سر انديشه نيست؛ بلكه در آغاز و يا پس از مدتي، تنها عامل ادامه روابط، ميل و كشش جنسي خواهد بود.
امام علي عليه السلام مي فرمايد: «حُبُّ الشّيءِ يُعْمي وَ يُصِمُّ» دوست داشتن چيزي [آن هم ناآگاهانه و از سر هيجان و احساسات]، انسان را كور و كر ميكند.
وابستگيهايي كه بين دختر و پسر ايجاد ميشود، مانع گزينش صحيح و دقيق براي شريك آينده زندگي ميشود و از آن جا كه دختر يا پسر به فردي خاص وابسته شده، تمام نيكيها، خوبيها، زيباييها را در فرد مورد علاقه خود ميبيند و ديگر توان مشاهده عيوب احتمالي طرف مقابل را ندارد، زيرا از روي علاقه و از پشت عينك وابستگي، به طرف مقابل نگاه ميكند، نه با نگاه خريدار و نه با نگاه نقادانه و بررسي كننده اي كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوي حقيقت بين، مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
دوستي و ارتباط احساسي و غيرعاقلانه قبل از ازدواج، راه عقل را مسدود و چشم واقعبين انسان را كور مي سازد و اجازه نمي دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي گيرد، به دليل نبود شناخت عميق و واقع بينانه، اگر هم به ازدواج منتهي گردد، زندگي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي سازد.
6 . محروميت از ازدواج پاك
هر انساني در سرشت و نهاد خويش، به دنبال پاكي و نجابت است. دختراني كه در پي روابط آلوده هستند، در حقيقت، پشت پا به سرنوشت خود زده اند و اين امر، باعث مي شود كه آنان به جرم آلودگي به اين روابط، شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند و اگر به وسيله اين گونه روابط ناسالم، در ازدواج پسران تأخير ايجاد شود، دختران بيش از پسران، در معرض اين آسيب قرار ميگيرند.
روابط دختر و پسر، بيش از آن كه مفيد باشد، تهديد كننده نهاد خانواده در جامعه به شمار ميآيد. با نگاهي به آمار ميتوان ديد كه آمار طلاق در بين كساني كه قبل از ازدواج، ارتباطهاي دوستانه داشتهاند، بالاتر است. از طرفي آشنايي و ارتباط دختر و پسر در محيط اجتماع، بيشتر از آن كه معرفتساز باشد، فروزنده هوسها و معرفتسوز است. عمدتاً ديده ميشود فرد آن گونه كه هست، خود را نشان نميدهد يا به سبب محبت و عشقي كه ايجاد شده، نميتواند عيوب طرف مقابل و جوانب مختلف قضيه را بسنجد. بيشتر رفتارها در آشناييهاي خياباني به شكلهاي تصنّعي ابراز ميشود.
7. عدم استقبال از تشكيل كانون خانواده
اين گونه روابط و دوستي ها، معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي گيرد و در خلال آن از خودباوري و زودباوري دختران، سوء استفاده ميشود. متأسفانه در بسياري از موارد، تفاوت عشق و هوس، ديده نمي شود. عشق حقيقي و پاك، با هوس هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي، رو به سردي و افول مي نهد. جاذبه و دلربايي ها، مربوط به روزها و ماه هاي اول دوستي است؛ ولي ديري نمي پايد كه اين روابط، عادي شده، به جدايي ميكشد. حس تنوعطلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر، باعث مي شود كه برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند. جامعه اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند، هيچ گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. اغلب خوبي ها و كمالات والاي انساني، در پرتو تشكيل خانواده اي سالم، به فعليت مي رسد.
8. كمرنگ شدن ارزشهاي اسلامی و فرهنگ اصيل ايراني
غرق شدن جوانان در عشق هاي آن چناني و دوستي هاي ناباب، نتيجه اش دوري از معنويات و از دست رفتن ارزشهاي انساني و الهي است كه نتيجهاش نابودي سرمايه هاي انساني و بهترين فرصت براي رواج فرهنگ بيخدايي و ابتذال غرب و تسلط دشمنان ديرين اسلام و قرآن در كشور است. آيا تجربه كشور اندلس اسلامي كه جوانان را از راه فساد و فحشا، از ارزشهاي الهي و انساني تهي كردند و توانستند شكست را برآنان تحميل كنند، براي ما كافي نيست؟ آيا ميدانيم كه چرا دنياي بيخداي غرب و آمريكا، براي رواج ابتذال و تهيسازي جوانان از ارزشهاي ديني هزينههاي نجومي ميكند؟
9 . انحطاط اخلاقي
شكلگيري شخصيت انسان، تابع نوع رفتار كساني است كه با آنها رفت و آمد دارد. بنابراين، نوع دوست در تعيين سرنوشت و ساختن حقيقت انسان، بسيار مهم است. ريشه بسياري از مفاسد اخلاقي از همين دوستي ها و روابط ناشي مي شود كه سبب سقوط انسان در گناه و معصيت مي گردد. ما نمونه بارز آن را در جوامع غربي شاهديم. طبق آمار، در دهه 1990، از هر سه كودك آمريكايي، يكي نامشروع بوده است و از همين روست كه انحطاط اخلاقي در غرب، باعث نگراني شده است. دوستي ها و روابط نامطلوب دختران و پسران، بزرگترين مانع رشد و كمال انساني است. دوستي هاي غير صحيح، باعث مي گردد كه دختران و پسران به صورت ابزاري درآيند كه هر روز، تغييراتي در آرايش، پوشش، حركات و... داشته باشند و اين، چيزي جز مشغول شدن به كارهاي بيارزش و دور شدن از هدف اصلي و شناخت خود و شكوفايي خلاقيت ها و عقب ماندن از قله كمال نيست. در اين صورت، انسان به دنبال خواسته هاي ديگران است و خودش را فراموش مي كند.
در آستانه بلوغ، شرم و حيا در هر نوجوان عفيفي، مانع از اين است كه او به طرف مسائل غريزي تنزل كند و با وجود اين كه در اين دوران، هورمونهاي جنسي شخص را تحريك ميكنند و به جنس مخالف متمايل ميكنند، امّا به جهت همان حجب و حياي فطري، فرد به نوعي احساس حقارت ميكند. شخصيتهاي بزرگ و چهرههاي ماندگار، كساني بودهاند كه با پاكي و تقوا زيستهاند و هرگز عظمت روحي و شخصيت معنوي خود را در قربانگاه نفس و شهوات، ذبح نكردهاند؛ اما افسوس كه برخي از نوجوانان و جوانان، به جهت ضعف اراده و فقدان تجربه و اطلاعات لازم و يا انحطاط و آلودگي محيط زندگي خود و اطرافيان، با تسليم شدن در برابر طوفان غرايز و شهوات، آن پاكي و معصوميت فطري و ذاتي خويش را از دست ميدهند و راه تكامل و سعادت ابدي را به روي خود ميبندند.
ب) راهكارهاي فراموش كردن فرد مورد علاقه :
براي فراموش كردن اين موضوع كه بهترين كار براي شماست، عمل به راهكارهاي زير موثر خواهد بود :
1.بايد قبول كنيد كه فراموش كردن فردي كه انسان به او علاقه دارد و دائم ياد او در ذهنش تداعي مي شود، كاري سخت و دشوار است. انسان مثل كامپيوتر يا آدم آهني نيست كه با تغيير يك برنامه، رفتارش تغيير كند. انسان موجودي است پر از عواطف و احساسات و همين احساسات و عواطف هستند كه گاهي اوقات او را در تصميم گيري ها و اجراي برنامه هايش با مشكل مواجه مي سازند. بسياري از اوقات فرد از لحاظ عقلي و منطقي به تصميمي مي رسد، ولي به راحتي نمي تواند آن تصميم را عملي كند. طبيعتاً در مدتي هم كه او را فراموش می كنيد كاملا بر خودتان و فكر و ذهنتان مسلط ميشويد و بهتر ميتوانيد در مورد آينده تان تصميم بگيريد. البته انجام كارهاي مهم و بزرگ بدون تحمل سختيها و مشكلات امكانپذير نيست، اما ديري نميپايد كه شهد شيرين پيروزي و موفقيت، خستگي را از تن انسان بيرون ميكند.
2.فراموشي فردي كه به او علاقه داشته ايد و دائماً فكر و ذكرتان، ياد او بوده است، نياز به زمان دارد. همانطور كه علاقه به فردي در انسان به تدريج شكل مي گيرد، فراموشي او هم به تدريج رخ مي دهد. نبايد از خودتان انتظار داشته باشيد به راحتي بتوانيد ياد او را از صفحه ذهنتان پاك كنيد. پس عجله نكنيد و مأيوس هم نشويد. يكي از مصاديق صبر و شكيبايي، صبر در سختي هاست. پس بر خودتان مسلط باشيد و باور داشته باشيد كه با توكل بر خدا مي توانيد اين راه را طي كنيد.
3.به جاي انديشيدن به ايشان به اين موضوع بيانديشيد كه اين علاقه كه سرانجامي ندارد، چه سودي دارد؟ مسلما نه تنها سودي ندارد بلكه باعث مي شود فرصت هاي عالي را براي ساختن آينده اي واقعي، از دست بدهيد.
4.روابط اجتماعي و دوستانه بيشتري با هم سن و سالان خود برقرار كنيد.
5. هرگونه ارتباط را با فرد مذكور قطع كنيد (تلفني، مكاتبهاي و ملاقاتهاي رو در رو).
6. از فكر كردن به او و ازدواج تخيّلي با او اجتناب كنيد و هرگاه فكر او به ذهن شما خطور كرد بلا فاصله خود را به فكر ديگري و كار ديگري مشغول كنيد و به خود بگوييد او به فكر ازدواج با من نيست.
7. احتمالاً چند نكته يا ويژگي منفي هم در او يافتهايد يا مشاهده كردهايد؛ بنابراين هرگاه ذهنتان به سوي او معطوف شد بلافاصله به ويژگيهاي منفي او فكر كنيد و به خود بگوئيد او به خاطر اين اوصاف مناسب و شايسته من نيست.
8.به خودتان تلقين كنيد كه او هيچ علاقه اي به من ندارد و اگر هم احيانا ابراز علاقه كند، علاقه اي دروغين است و قصد سوء استفاده از من را دارد.
9.به خود تلقين كنيد كه «چرا من بايد علاقه و انرژي عاطفي خودم را روي فردي هزينه كنم كه با من ازدواج نمي كند، من بايد اين علاقه ها و عواطف را براي زندگي آينده خود حفظ كنم».
10.با افراد با تجربه، دلسوز و مورد اعتمادتان (بويژه والدين) در اين مورد مشورت كنيد و از تجارب آنها (موفقيت ها و شكست هاي آنها) استفاده كنيد. مطمئنا شكست ها و يا عدم موفقيت هاي آنان را مي توانيد فراروي خود قرار دهيد، تا مجددا آن ها را تجربه نكنيد و دچار حسرت و خسران نشويد.
11.يكي از نعمت هاي خداوند به انسان فراموشي است. شايد خودتان هم ديده باشيد كه وقتی بستگان نزديك شخصي از دنيا مي روند، در روزهاي اول او فكر مي كند كه ديگر دنيا برايش غير قابل تحمل است، ولي به مرور زمان ممكن است روزها بگذرد ولي حتي براي چند ثانيه هم، يادي از آن مرحوم نكند. شما در نهايت بعد از مدتي ايشان را فراموش خواهيد كرد و الان تنها كاري كه مي توانيد بكنيد اين است كه سرعت اين كار را افزايش دهيد تا از ضررهاي روحي، رواني و مادي اين افكار بكاهيد.
12.از لحاظ روان شناسي يكي از علل ايجاد افسردگي در افراد، شكل گيري دلبستگي هاي بيجا بين افراد و سپس گسسته شدن اين دلبستگي است. تحقيقات متعدد هم اين امر را اثبات نموده است. پس قبل از اينكه سروكارتان با قرص هاي آرام بخش و شوك الكتريكي و ... بيفتد به فكر سلامت روان خود باشيد و اراده جدي در فراموشي فرد مذكور را پيشه خود كنيد.
13.با توجه و تمركز روي مسائل معنوي به ويژه نماز و شركت در مراسم مذهبي به خود آرامش دهيد.
14.در اولين فرصت اگر خداوند فرد مناسبي را روزيتان نمود و شرايطش را داشتيد و احساس نياز به ازدواج كرديد، ازدواج كنيد و عواطف و علاقه خود را در جهت صحيح هزينه كنيد.
15.باور كنيد حالتان بهتر مي شود اگر از فعاليت هاي مثبت و تقويت كننده و لذت بخشي كه قبل از اين ماجرا برايتان مطرح بود استفاده كنيد و به ورزش ها، كوهنوردي و فعاليت هاي بدني روي بياوريد.
16.هرگاه فكر او به ذهنتان آمد، موضوع يا موضوعات مختلفى را در ذهن يا در دفترچه يادداشت خود داشته باشيد و به سراغ آنها برويد و درباره آنها فكر كنيد.
17.هرگاه متوجه شديد ذهنتان ناخودآگاه به ياد او مشغول شده است، به خود چنين تلقين كنيد و بگوئيد «بس است» و آهسته مشت خودتان را روى ميز يا زمين بزنيد. بدين ترتيب تغيير حالت به وجود آمده، فضاى ذهنىتان را تغيير خواهد داد.
18. انجام يك كار مهم و جدي كه در راستاي تحصيلات و رشته درسي تان است را آغاز كنيد. مثلا روي يك موضوع علمي به طوري جدي به تحقيق بپردازيد يا خود را براي مراحل بالاتر تحصيل آماده نماييد.
19. هر روز حداقل ده دقيقه قرآن (با توجه به معنا و ترجمه آن) تلاوت كنيد.
20.با افراد مومن، موفق، با نشاط و اهل كار و فعاليت طرح دوستي بريزيد كه نقش بسيار زيادي در تقويت ايمان و اراده شما دارند.
21.سعي كنيد از بيكاري اجتناب كنيد و خود را با موضوعات مورد علاقه مشغول كنيد. مسائلي مانند مناجات با خدا، مطالعه، ورزش، كارهاي گروهي، كارهاي هنري و ... .
22.سعي كنيد از قرار گرفتن در تنهايي اجتناب كنيد مگر در مواقع ضروري. زيرا هنگام تنهايي آن فرد بيشتر در ذهن شما مجسم مي شود و ذهن و دل شما را به خود مشغول مي كند.
23.با مطالعه درباره خداوند و اولياي الهي محبت به خداوند و اوليائش را در خود تقويت كنيد، زيرا كمال واقعي انسان با عشق به خداوند و كمالات معنوي تأمين مي شود و عشق ورزيدن به امور ديگر همه زودگذر و موقتي است.
24.همواره از خداوند بخواهيد كه آنچه موجب خوشبختي و سعادت شماست نصيب و روزي شما كند و آنچه كه خداوند براي شما مقدر فرموده به آن راضي باشيد كه سعادت شما در همان نهفته است و خير و صلاح شما در آن قرار دارد.
25.توكل به خدا و توسل به ائمه اطهار (عليهم السلام) را فراموش نكنيد.
در پايان شاخه گلي از گلستان نبوي پيش كش شما مي كنيم: پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: «آنچه از دنيا نصيب تو باشد، اگر ناتوان هم باشى، به تو مى رسد و آنچه به زيان تو باشد، به زور نمى توانى آن را از خود دور كنى. هركس به آنچه از دستش رفته اميد نداشته باشد، آسوده است و هر كس به آنچه خداوند روزى اش كرده، خرسند باشد، شادمان مى گردد.»
به او عادت کردم ولی می خواهم فراموشش کنم | پرسمان دانشجويي - تربیتی و مشاوره








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)