ببینید من خانواده خوبی ندارم. من هر کاری بخوام بکنم باید خودم واسه زندگیم کنم. هیچ کس پشتم نیست. دارم خودم زندگیمو می سازم از طرفی هیچ کسی هم نیس که باهاش مشورت درستی بکنم. بیشتر این تردیدها ناشی از شرایطیست که فقط من خودم درکش می کنم.
اگه تاسف می خورم به خاطر اینه که گاه فکر میکنم یا با این دختر خانوم ازدواج می کنم یا هیچ شانس دیگه ای در کوتاه مدت برام نیس. هر چند الان به نظر میرسه حتی ایشون هم نمی خوان با من ازدواج کنند.
در مورد ملاکها هم حجاب جزو معیارام بود ولی احساسات بهم فشار آورد و رفتم پیشنهاد دادم چون احتمال میدادم شاید بتونیم این مساله رو دو نفری حلش کنیم.