من دختر بزرگ خانواده هستم كه مادرم رو در سن 23 سالگي از دست دادم و تمام مسئوليت خونه افتاد رو سر من. يك خواهر و يك برادر دارم. دليل جداييش داشتن بيماري سر بوده كه همسرش داشته. ما تو محل كارمون آشنا شديم. عصباني زياد ميشه ولي اين اولين بار بود كه كتكم زد. اصولا من خيلي وقتها سعي مي كنم كه رفتار هاشو به روم نيارم و يا اينكه سر موضوعات مختلف كوتاه بيام ولي راستش نمي دونم تا كي مي تونم به اين وضع ادامه بدم. نمي دونم به خانوادش بگم كه اين با من اينوطري كرده يا نه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)