
نوشته اصلی توسط
شیدا.
آقای کامروا نه چشم داره خواهر و مادر به خانمش ببینه
نه با جناق
تمام عواطفش معطوف به شما و بچه اش می شه !!!!
همین دو روز پیش بود که تزهای عجیب غریب می دادید که ....
اون زن بیچاره توجه و عاطفه نمی خواد که شما دوجا دوجا قسمتش کنید؟
به باجناق و مادرزن حسودیش می شه، اما هووووووووووووووووووووو!!!!!! !!!!!!
می دونم پست اسپمه.
ولی نتونستم نگم. ببخشید.
اولا اگه یک بخاری انرژی کافی داشته باشه میتونه دوتا اطاق را گرم کنه!
درثانی:
یادتون باشه یک طبیب حاذق همیشه برای مراجعش با توجه به شرایط همون شخص نسخه مخصوص میده!مثلا ممکنه دویدن واسه پزشک بد باشه ولی به بیمارش بگه روزی یک ساعت باید بدوی و یا برعکس!!!!
وگرنه ی پزشک از صبح تا شب مینشست فقط آنتی بیوتیک تجویز میکرد واسه همه بیماراش! حالا واسه خودشم اگه نیاز بشه ی نسخه جدید با توجه به شرایط خوش بده میده! این که عجیب نیست!!!
از نظر شما بهتر بود اینجوری مینوشتم:
آقای "این راهش نیست! خیلی بدبختی بزرگی که اون دختر خواهر و مادر نداره و همین امروز باهاش بهم بزن و اگه تونستی بکشش چون اون بخاطر این مسایل دیگه حق زندگی کردن و ازدواج کردن نداره"
باید ببینید مراجعه کننده تو چی گیر کرده نه ما از چی خوشمون میاد!
*به جادوی چشم تو شیدا شدم*
*ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
*من آن قطره بودم که با موج عشق*
*در آغوش مهر تو دریا شدم*
ویرایش توسط کامران : سه شنبه 03 اردیبهشت 92 در ساعت 13:49
علاقه مندی ها (Bookmarks)