خانومی
اارام کردن همسرت در اون شرایط اصلا کار درستی نیست.همین که سکوت کنی و بگذاری شروع کننده صحبت اون باشه خودش نوعی اعتراضه اما از نوع ملایمش.
من فکر میکنم شما بیشتر دیدگاه مادرانه به همسرت داری.از طرفی میگی اعتماد داری و از طرفی میگی باید مثل پاک کن دنبالش باشم.
شما نباید به فکر اصلاح دیدگاه دیگران در مورد همسرت باشی.شما همسرت رو همینجوری که هست دوست داری و کنارش خوشبختی..درسته؟دیگه چه کار به دیدگاه دیگران داری؟
دیگران اگر خوشی و سلامتی روحیو روانی شما رو ببینن خودشون میفهمن دخترشون..خواهرشون چقدر خوشبخته و چه حس و حالی داره
توجه کن که شما از دو فرهنگ و دو خانواده مختلفید.نمیشه و نمیتونی بگی چون در خانواده من فلان رفتار نمیشد در اینجا هم تحمل یکسری از رفتارها برام سخته.
سنگ صبور همسرت باش.اگر حرفهاش رو به شما نگه به کی بگه!؟!
اینکه همسرت میاد و تورو قابل اعتماد میدونه و باهات درد و دل میکنه بده؟
اگر مثل یکسیر از مردها بود که میامدن خونه دراز میکشیدن جلوی تی وی و همونجا هم خوابشون میبرد خوب بود!>؟
من موافق نیستم به همسرت بگی نگه دار پیاده میشم.
بلکه وقتی اروم شد کاملا بهش بگو:
عزیزم...تو رانندگیت حرف نداره..عالیه....عجب دست فرمونی...چقدر خوب اون دست انداز رو رد کردی....کارت عالی بود....اما کاش یکمی از دست راننده های بی ملاحظه کمتر حرص بخوری....من دوست ندارم ببینم تو عصبی میشی...وقتی تو عصبی میشی به خصوص توی رانندگی من حس میکنم تکیه گاهم سست میشه...
و از این جملات..!
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)