دوست عزیز من اگر فرزندم و خودم در معرض خطر باشیم همون شب دست بچمو میگیرم میرم تو مسافرخونه های میدون راه آهن میمونم تا وضعیتم سر و سامون پیدا کنه (در مورد دارو و عوارض و بیماری به تفصیل دوستان براتون توضیح دادند).
من خانومی رو میشناسم که به دلیلی از همسرش جدا شده و به خاطر بیماری یک کلیه اش رو از دست داده ، اما با عزت و شرافت توی خونه مردم کار میکنه و نون حلال با بچه هاش میخوره و شب با آرامش میخوابه. فکر میکنین دوست شما وضعیتش سخت تر از این خانومه؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)