مهر طلب، کسی است که نیازمند و محتاج مهر دیگران و تایید آنهاست چون نیاز نوازشی او در دوران کودکی به درستی پاسخ داده نشده است. نیاز به محبت، عشق بی قید و شرط، تایید و توجه والدین و دیگران از نیازهای اصلی کودکان است و زمانی که این نیازهای کودک نادیده گرفته می شود و والدین نمی توانند پاسخ سالم سازنده، درست و به جایی به این نیازها بدهند، الگوهای رفتاری تاییدطلبانه و مهرطلبانه را در درون او به شدت تقویت می کنند. در این شرایط فرد برای گرفتن مهر دیگران حاضر است دست به انجام هر کاری بزند. درواقع آنچه که به عنوان نیاز عاطفی در کودکی وجود داشته، به خوبی از سوی پدر و مادر ارضا نشده و به این ترتیب این فروخوردن ها و سرکوب شدن نیازهای عاطفی در کودک، او را به سوی مهرطلبی سوق داده است.
آیا تا به حال با افرادی برخورد کرده اید که مدام به توجه دیگران نیاز دارند و حاضرند محبت شان را به نوعی گدایی کنند؟ نوجوان هایی را دیده اید که برای به دست آوردن تایید و محبت دیگران و حتی دوستان شان حاضرند خودشان را به آب و آتش بزنند و توی دردسر بیندازند مبادا که توجه طرف مقابل را از دست بدهند یا تنها بمانند؟ تا به حال چیزی در مورد اختلال مهرطلبی شنیده اید؟ به راستی مهرطلبی چیست؟ و کدام یک از رفتارهای والدین در کودکی و نوجوانی، فرد را به این اختلال مبتلا می کند؟
چطور مهرطلب ها را بشناسیم؟
افراد مهرطلب معمولا با افراد مهربان اشتباه گرفته می شوند چون از آن تیپ آدم هایی هستند که می خواهند دائما به دیگران کمک کنند و برای این کار حاضرند حتی از خودشان هم بگذرند و هر سختی را به جان بخرند. آنها معمولا نمی توانند به کسی نه بگویند و هر کاری می کنند تا آنچه که افراد مختلف از آنها خواسته اند انجام دهند. این افراد به توجه و محبت دیگران نیاز شدیدی دارند و به شدت از تنها ماندن از سوی دیگران واهمه دارند. درواقع افراد مهرطلب به شدت به دیگران وابسته هستند و معمولا اعتماد به نفس پایینی دارند که رفتارشان را تقویت می کند.
مهرطلبی نتیجه عدم سلامت روانی پدر و مادر است
آسیب مهرطلبی اختلالی است که از پدر و مادر ناآگاه به فرزندشان رسیده است. البته آنها این کار را به صورت غیرعمد انجام داده اند که دلیل آن عدم آگاهی نسبت به نیازهای واقعی فرزندشان و نداشتن شرایط پدر یا مادر شدن است. والدینی که فرزندشان را مهرطلب تربیت می کنند، از سلامت روانی لازم برای چنین مسئولیت بزرگی، برخوردار نبوده اند و از اطلاعات و آموزش های مناسب برای فرزندداری بی بهره بوده اند و همین ناآگاهی شان باعث شده که امروز فرزندشان برای نفس کشیدن هم نیازمند توجه، تایید و مهر دیگران باشد.
در نتیجه تربیت غلط و رفتارهای نادرست پدر و مادر، فرد مهرطلب نمی تواند از زندگی لذت ببرد زیرا روانش آسیب دیده است. او دنیا را مکان بدی می داند چون احساس می کند که خودش نیست که سبک زندگی اش را انتخاب می کند و خودش را نسبت به زندگی کنونی خود مسئول نمی داند.
وقتی ما به عنوان پدر و مادر کودکمان را به هر دلیل و به خاطر هر کاری توبیخ می کنیم یا به ندرت کارهایش را تایید می کنیم، این احساس را در او به وجود می آوریم که همه تقصیرها و اشتباهات به گردن اوست. در نتیجه او را دچار استرس می کنیم و به این ترتیب هر روز او را بیشتر به سمت چاه مهرطلبی هل می دهیم.
انگشت اتهام به سمت اجتماع
وقتی با فرد مهرطلب مواجه می شویم، قرار نیست فقط انگشت اتهام مان را به سمت والدین بگیریم و رفتارهای نادرست آنها را عامل بروز این اختلال شخصیتی بدانیم بلکه گاهی وقت ها این جامعه است که نسلی را مهرطلب می کند.
نقش اول اجتماع آموزشی است که باید به پدر و مادر بدهد. مفهوم آموزش از این نظر برای والدین اهمیت دارد که بدانند فرزندپروری کار بسیارسختی است. در بسیاری از موارد کودک در خانواده ای به دنیا می آید که تک فرزند است و به همین دلیل والدین تجربه تربیت و برخورد با کودک را ندارند و نمی دانند چطور باید عشق و محبت خود را به صورت بی قید و شرط به فرزندشان بدهند. در اینجاست که نقش آموزش هایی که اجتماع به والدین می دهد، بسیار پررنگ شده و نقش جامعه و مسئوین برای بالا بردن سطح روانی والدین، اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند. چون همان طور که قبلا گفته شد، مهم ترین دلیل مهرطلب شدن کودک، رفتار والدین نسبت به اوست. هرچه سلامت روان والدین بالاتر نسبت بالاتر باشد و کودک شان را طرد نکنند، پرخاشگر نباشند، عشق شان را شرطی نکند و…میزان مهرطلبی هم در کودکان به شدت کاهش پیدا می کند.
نحوه برخوردهای اجتماعی با کودکان نیز یکی دیگر از عوامل اصلی مهرطلب شدن آنهاست. کودکان بخش مهمی از روز خود را در مدرسه می گذرانند و با ناظم و معلم و…در تماس مستقیم هستند. بنابراین وقتی کودکی در مدرسه طرد می شود یا ویژگی های فردی اش نادیده گرفته می شود، به احتمال بیشتری در آینده به آدمی مهرطلب تبدیل می شود که با این کار هم خودش را آزار می دهد و هم اطرافیانش را.
کودک باید در مدرسه یاد بگیرد که اگر به دیگران محبت می کند نباید در مقابل، انتظار محبت داشته باشد یا محبت را گدایی کند. همچنین کودک باید دوست داشتن خود را یاد بگیرد و بیشتر به خودش تکیه کند و بداند که چطور نباید از نظر عاطفی به دیگران وابسته شود و دقیقا به دلیل نبود این آموزش ها در جامعه و خانواده است که امروز شاهد شیوع بیش از حد مهرطلبی در اجتماع هستیم.
درون مهرطلب ها پر از خشم و کینه است
مهرطلب ها در رابطه با همسر و فرزندان خود یا در تعامل با والدین شان آسیب پذیرتر هستند. این افراد نمی توانند به خواسته های دیگران نه بگویند پس خشم را درون خودشان می ریزند و در عوض لبخند می زنند و کاری را که از آنها خواسته شده انجام می دهند. این افراد برای همه اطرافیان خود بیش از حد کامل هستند اما درون شان پر از کینه و خشم و ناراحتی است که پشت نقاب آرامش پنهان شده است.
مهرطلب ها مظلومند؟
ممکن است افراد مهرطلب با مظلوم اشتباه گرفته شوند. البته این افراد به نوعی مظلوم هستند اما مشکل اصلی اینجاست که دیگران آن ها را به الگو تبدیل می کنند. یعنی یک فرد مهرطلب به دلیل نوع رفتارهایی که در خانواده بروز می دهد، به الگوی رفتاری تبدیل می شود و همه می خواهند فرزندشان مانند فلانی باشد که مهربان است و اصلا نه نمی گوید! در حالی که اختلال شخصیت مهرطلبی در وجود او نادیده گرفته می شود.
مادری را تصور کنید که در دوران کودکی اش توجه کافی ندیده و حالا مادری مهرطلب است. فرزندان این زن هم با مشاهده مستقیم رفتارهای مادرشان این ویژگی را پیدا کرده اند و به این ترتیب این سیکل معیوب را تکرار می کنند.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)