سلام دوست عزیز
من تقریبا با این وضعیت آشنام . منم هم همسرم تمام پس اندازش رو تو حساب پدرش می ذاشت و همین باعث دعوا بین ما و بی اعتمادی من شد. اما فقط سعی کردم بی خیال شم. کاری نمی تونی بکنی شایدم اینجوری که فکرمی کنی نباشه. شاید خواسته چک و ... این موارد رو پدرش بده برای رهن که راحت تره باشه. حالا خوبه پدرش سهمی داره برای من که پدرش هیچ سهمی هم نداشت و پولهای پسرش رو می گرفت. تمرکزت رو از این موارد بردار و سعی کن با شوهرت خوب باشی که اگرم اینجوری که فکر می کنی باشه بعد از یه مدت اعتمادش برگرده.
یه نصیحت از من قبول کن کاری به مسائل مالی نداشته باش قشنگ خودتو بکش کنار و اگه کار هم می کنی برای خودت پس انداز کن و لازم هم نیست شوهرت بدونه. وظیفه ایشون تهیه خوراک و پوشاک و مسکن و تفریح شماست حالا به نام کیه یا چرا اینکار رو کرده مهم نیست. از احتیاجات تو نزنه بده به خونوادش خودش خیلی عالیه.
اصلا به فرض باباش گفته این کار رو بکنه که تو نتونی مهریه بگیری مگه می خوای بگیری که ناراحتی؟ خودشم که چیزی نمی گه پس بی خیال باش و چیزی هم به روش نیار. اگر قصدت زندگی هست و می خوای بمونی خودت رو برای این چیزا اذیت نکن بعضیا به خاطر ضربه هایی که توی گذشته خوردن به برادر خودشونم شک دارن.
منم مثل شما خیلی خودخوری می کردم و موارد اینچنینی زیاد بود حالا شوهر من و خونوادش علنا می گفتن واسه چی و ازت می ترسیم که مهریه رو بذاری اجرا انگار با دزدیا محتاج وصلت کرده بودنبعد دیدم این از فقر فرهنگی خودشونه . و مشاور به من گفت کاری به کار مسائل مالی شوهرت نداشته باش در عوض اون هم حق نداره کاری به کار مسائل مالی تو داشته باشه (شوهرم کار داشت و دخالت می کرد) و این جوری شد من به آرامش رسیدم و ایشون و خونوادش هم به آرامش رسیدن که کسی نمی خواد پولای پسرشون رو بگیره ازشون.
موفق باشی و بیخیال باش برای عروسیت برنامه ریزی کن ایشالا خوشبخت بشی.









علاقه مندی ها (Bookmarks)