سلام شیدای عزیز
باور کن من اصلا دوس ندارم طلاق بگیرم چون از بعدش میترسم هم شوهرمو دوس دارم
ولی واقعا رفتاراش کلافم میکنه
نمیدونم راه حل درست چیه و باید چطوری بااین خانواده کنار بیام
آخه تا این حد وابستگی اون به خانوادش منو دچار خفگی میکنه
مثلا امروز عکس پروفایلشو عوض کرده و ی چیزی درباره مادر گذاشته
بااینکه تو این دوسال هیییچ وقت نشده همچین کاری رو واسه من انجام بده
با اینکه من اکثر اوقات عکس دوتامونو میزارم شاید این موضوع خیلی بی اهمیت باشه
ولی امروز خیلی اعصابمو بهم ریخت آخه منم زنم دل دارم احساس دارم
فهمیدم این وابستگی کم نمیشه
من به هییییچ عنوان دوس ندارم اون از خانوادش جدا بشه چون آدمم و احساس دارم ولی فقط میخوام استقلال داشته باشه اولویت زندگیش صلاح من و اون باشه نه اینکه تو همه تصمیماش اول به خودش و خانوادش فکر کنه بعد به من
همش میپرسم ازخودم که این که اینقد وابسته بود چرا ازدواج کرد
لطفا بگین که اگه خانواده ها باهم روبرو شدن من چیکار کنم
از انتظاراتم و ناراحتیام به خانوادش بگم یا نه
کمکم کنین خیلی داغونم








علاقه مندی ها (Bookmarks)