به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 21 اسفند 94 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1394-2-12
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    2,513
    سطح
    30
    Points: 2,513, Level: 30
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 124 در 73 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام به دوتا دوست خوبم....چقدر شما مهربونید اخه...
    حقیقت توی ارتباط با خانواده شوهرم حقیقت...رفتارهای من به گفته های دختر جوان نزدیک تر بوده...خوب یا بدش رو هم نمیدونم......گرچه تمام تلاشم توی این چند سال بر این بوده که بشم عین اون خانومی که یاس پاییزی عزیز مثال زدن....ولی نمیدونم چرا اینجوریم.....اخه میدونین من مادر نداشتم که خیلی چیزا رو بهم یاد بده...خیلی هم زود عروس شدم..19 سالگی عروس شدم..20 سالگی هم تک و تنها توی یه شهر غریب بچم رو به دنیا اوردم....یادمه چون بخش زنان بود شوهرم رو هم راه ندادن بیاد کنارم....خلاصه اینکه خیلی تجربه مهارت های برخورد رو نداشتم...من نمیخواستم..یعنی هیچوقت توی ذاتم نبوده که مثلا خودمو واسه خانواده شوهرم بگیرم...اما خب بلد نیستم..یعنی از خودم نمیدونم کجا باید چکار کنم...تا کسی ازم خواهش نکنه کاری رو نمیکنم....یا مثلا تازگیا فهمیدم..وقتی مثلا میرم به مادرشوهرم میگم کمک نمیخواهین...اونم میندازه توی تعارف و میگه نه.....خوب من فکرم نمیرسید که مثلا داره تعارف میکنه....و باید برم حتما کمکش..با یه بار نه گفتنش منم میرفتم دنبال کار خودم.......چون خودم اصلا و ابدا اهل تعارف نیستم...مثلا یادمه چند وقت پیش خواستیم با مادر شوهرم بریم جایی..خوب بهش گفتم برید جلو بشینین....اونم گفت نه من عقب میشینم...منم رفتم جلو نشستم..خب بعد از چند وقت یه بحث بزرگی راه انداخت..که چرا احترام نگه نداشته و رفته جلوی ماشین نشسته....منم گفتم خب من که ازتون خواستم....خودتون قبول نکردین....بعدشم مگه ماشین جلو و عقب داره؟؟؟؟واسه همین به دوستان میگم مثال بزنین....
    گرچه واسه من فقط شوهرم مهمه....اما خب اونا هم خانواده همسرم هستن....هیچوقت ازم راضی نمیشن..اما من که از تلاش کردن دست نمیکشم....دوستای خوبم به درخواست شوهرم داریم امروز میریم مسافرت...چند روزی نیستم...شما پیام بزارین..برگردم با تمام وجودم به سر میام میخونمشون...

  2. کاربر روبرو از پست مفید خورشید30 تشکرکرده است .

    khaleghezey (جمعه 20 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آقای باغبان عزیز میشه لطفا راهنماییم کنید
    توسط دختر قصه ها در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 08 اسفند 95, 17:53
  2. دختر عموی متاهلم عاشق من است برای رهایی از او چکار کنم
    توسط Mr.amir در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 دی 95, 10:06
  3. هنوز یکماه از ازدواجم نگذشته احساس میکنم به بن بست رسیدم.لطفا راهنماییم کنیید
    توسط بهاره6666 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 13 تیر 94, 06:03
  4. سیاست زنانه و حرف شنوی همسرم از من....چیکار کنم؟
    توسط ziiba در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 خرداد 92, 11:22
  5. شخصیت شناسی ازروی رنگ چشم
    توسط tina_asheghetanha در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 خرداد 87, 18:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.