به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مسئله ای که شما بیان کردید کلی بقول معروف بهتر بود پیشگیری بشه نه اینکه ایشون مثلا حالا که متاهل شدن رفتن توی زندگی مشترک تازه یادشون اومده باید مهارت های زندگی متاهلی را فرا بگیرند!!!بازهم خدا را شکر از خیلی از بانوان ایارنی ایشون جلوتر هستند.ولی مسئله ای که بیشتر آدم را اذیت میکنه مقاومتیه که میکنن پافشاری که دارن روی اینکه همان رفتارهای قدیم را داشته باشند و همانطوری در زندگی متاهلیشان رفتار کنند و نتیجه دیگری هم بگریند وجالب اینه نتیجش هم دلبخواه اونها باشه!!!!!!!!!!
    مردها همین هستند که میبینی چندین بار گفتم کاری با شوهرتان نداشته باشید لطفا اگر میخواهی زندگیت درست بشه یک بانوی سنتی باش با همان خصوصیاتی که دارد بیرون از منزل یک بانوی مدرن و روشنفکر امروزی ولی در منزل در مقابل شوهر و خانواده شوهرت یک بانوی سنتی باش.انعطاف پذیر باشید.شوربختانه بانوان ایارنی بخاطر تحصیلاتی که دارند و رفتن به دانشگاه و بالا رفتن اگاهیشان پر از خشم و کینه هستند بخاطر ظلم هایی که به خودشان مادرشان و گذشتگانشان روا داشته شده توسط آقایان و اینهمه خشم را میخواهند بر سر مردشان پیاده کنند و بقول خودشان حقشان بگیرند و سرشان کلاه نروند همانند مادر و مادربزرگ و بانوان سنتی چون اینان باسواد هتسند و فرق میکنند!!!نتیجش هم داریم میبینیم از هر 4تا یکی طلاق و یکی هم طلاق عاطفی نهایت 30% زندگی ها موفق هستش.

    نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی با سلام و احترام
    معمولا مشکلاتی بدین شکل، یه جوری ریشه های مختلف و عمیق دارد. که هم ناشی از نوع شخصیت، آموزه ها و از همه مهمتر بینش و تصمیم گیری فرد هست.
    لذا وقتی فرد سعی می کند یک دستور یا یک توصیه بگیرد وحلش کند، خیلی زود می فهمد نمی تونه، نمیشه!!
    چرا چون توجه به عمق ریشه ها نمی کند.

    من اینجا سعی می کنم یه کمی بیشتر در این خصوص توضیح بدهم.
    اینجا من روی قسمتی که بیشتر قابل تغییر هست صحبت می کنم یعنی بخش سوم(بخش اول: شخصیت و ژنتیک فرد بخش دوم: تربیت و آموزه های فرد بخش سوم: بینش و انتخاب و تصمیمهای فرد)
    .
    .
    .

    خواهش می کنم از همه iq خود اینجا بهره بگیرید چون یک مفهوم انتزاعی پیچیده رو می خوام توضیح بدهم.
    ما آدمها از وقتی که بند نافمون را می برند یک حب ذاتی داریم که تمایل به کسب منافع حداکثری و دفع مضرات حداکثری داریم.

    از همان کودکی شیر مادر را به درون خود می کشیم و--------------------------------- مواد زائد را دفع می کنیم.

    اگرچه این جذب (منافع)، و دفع (مضرات) حداقلی هست و برای نوزاد کافی هست. ا
    ما به مرور که بزرگتر می شویم این جذب و دفع ها تحت تاثیر سه عنصر اثر گذار(شخصیت، تربیت و انتخاب) روی ما شکلهای مختلف و حتی پیچیده به خود باید بگیرد.
    یعنی چه:
    یعنی بنا نیست که یک فرد 20 ساله هم مثل نوازد جذب منافع و دفع مضرات داشته باشد و باید این روش را ارتقاء دهد.
    ارتقاء این نیست ؛ مثلا نوزادی که شیر می خورده است. و مدفوع دفع می کرده است. حالا 20 سالگی ارتقا ء یافته و چلوکباب بخورد و زباله دفع کند.
    اینکه ارتقاء نیست!!!!
    همچنین این هم ارتقاء نیست که : لذت و تفریح و حال و حول را جذب کند. و سختی کار و رنج تحمل را دفع کند.


    بلکه مهم:

    باید با برجسته کردن قدرت خود کنترلی ، انتخاب آگاهانه و مسئولانه، بتواند به خوبی منافع ماندگار و بلند مدت و مستمر راجذب کند. و رنجهای دائمی و ناآرامی های دائمی و عمیق را دفع کند.
    در این مسیر ممکن است منافع کوتاه مدت را دفع کند.
    در این مسیر ممکن است مضرات کوتاه مدت را جذب کند.



    مثال ذیل را توجه کنید:

    خوابیدن و خوردن و تفریح و فیلم و دیدن جز منافع جذب شدنی هست.
    سختی بی خوابی، مطالعه و تحقیق هم جز سختی ها و رنج های دفع شدنیست.

    اما یک نفر که می خواهد منافع بلند مدتی دانشمند شدن و دکتر شدن را جذب کند:
    لذتهای کوتاه مدت را دفع می کند(خوابیدن و خوردن و تفریح و فیلم دیدن و ...)
    و به عکس رنجهای کوتاه مدت را جذب می کند(مطالعه، بی خوابی و کار و پرداخت هزینه و ....)






    پس ما مخالف کودک درون نیستیم. اما کودک درون منافع حداقلی نوزادی را جستجو و دنبال می کند. و نمی گذارد منافع بزرگتر حاصل شود. اگر یک میلیون تومان هم داشته باشد لواشک و چیپس و پفک می خرد و در برابر موانع جزع و فزع راه می اندازد.



    خلاصه:
    باید بینش ما نسبت به خودمان ، زندگی و انتخابهایمان عوض شود.
    منافع خود را باز تعریف کنیم.
    رنجهای واقعی را بشناسیم.
    تا بتوانیم چه چیز را جذب کنیم و دفع کنیم.
    زن و شوهری که برای انتخاب محل سفر درگیر می شوند. برای خریدن یا نخریدن یک وسیله درگیر می شوند. هر دو کودکانه به دنبال منافع کوتاه مدت حداقلی هستند. شاید هم به دست بیاورند و یا از دست بدهند.
    اما چه به آنچه بخواهند برسند (به ظاهر برنده)، چه به خواست خود نرسند(به ظاهر بازنده)، هر دو بازنده هستند. چون ناآرام شده و یک منافع بزرگی از اصل زندگی از دست می دهند.


    یکی از منافع بزرگ یک خانواده:
    آرامش مستمر و لذت بخش با هم بودن هست.




    حالا وقتی زن و شوهر به دنبال خواسته هایشان هستند(حالا یا کودک درون یا والد درون)، هر دو بازنده هستند.
    این سیکل معیوب هم از بین نمی رود تا حداقل یکی از طرفین بالغانه عمل کند.
    آن که بیشتر می فهمد معمولا بالغانه عمل کرده و کودک یا والد خود را کنترل می کند.



    مسابقه بین زوجین باید در فهم این مسئله یعنی منافع اصیل باشد.
    باید صورت مسئله مشکلات زندگی توسط زوجین باز تعریف شود.
    اگر مشکلات به سبک پست اول این تاپیک تعریف شود. این دعوا همیشگی هست. (آن طور که شوهر یا خانواده شوهر یا حتی این خانم مسئله را می بیند!)

    اما اگر حداقل یکی از زوجین برای یک منفعت بزرگ برنامه ریزی می کند که جذب کند کم کم لذت کسب آن منفعت سیرابش می کند.
    در واقع این فرد از همسرش طلب کار نمی شود. درون خود نمی ریزد، رنج نمی برد. بلکه می داند چه می کند. و در دنبال منفعت بزرگ و لذت دائمی و جاویدان از زندگی هست. و به همین مقدار هم که قدم بر می دارد می فهم.


    مثال:
    زوجی می خواهند با هم باشند و از هم لذت ببرند. خب حالا چند پفک و لواشک و اسباب بازی هم به فرزندش می دهد و در اتاق دیگر سرگرمش می کنند.
    برنده کیست؟ بازنده کیست؟
    آیا زوجین تصور می کنند که به فرزندشان باج دادند، کوتاه آمدند ، خوشمزه ها را به او دادند ، تحمل کردند، رنج بردند. سختی کشیدند. و مورد ظلم واقع شده اند؟!!!! یا به عکس لذت می برند که سهم لذت بچگانه را به فرزندشان دادند. اما سهم ماندگار لذت بالغانه را خودشان نوش جان کرده اند.

    ما در خانواده نیاز داریم که حداقل یکی از همسران اینقدر بالغ باشد که از درگیرها برای لذات و منافع سطح پایین بگذرند.
    این به معنی تحمل نیست. این به معنی درون خود ریختن نیست. این به معنی رنج بردن نیست. بلکه به معنی کسب یک منفعت لذت بخش بزرگتر و دائمی هست.

    برای بالغ شدن"
    اولین قدم فهم این موضوع هست.
    بعد فکر و واگویه های ذهنی و تکرار شونده باید به این مفاهیم مرتب فکر کند تا ذهن قوی شده و جذب کند.
    و وقتی به مرور اقدام می کنیم همسرمان هم کنجکاو می شود که در این آرامش و منافع بالغانه سهیم بشود.



    تا وقتی عرصه درگیری برای کسب منافع کوچک و لواشک گونه هست، دعواها پایان ندارد. دو نفر تا بچه هستند درگیر پفک ها هستند. باید حداقل یک نفر بالغ شود و لذتی والاتر داشته باشد تا جنگ و درگیری تمام شود.

    اما چرا در بعضی خانواده های آتش بس موقتی هست.
    چون فرد بچه مانده هست و در هوس پفک.....
    سکوت می کند و در خود می ریزد و آخرش می برد.
    مهارت سکوت و سیاست تا وقتی که از درون فرد بالغ نشده است. موقتی هست. و جمع می شود و یکباره منفجر می شود.

    پس باید انرژی روی درون خود بگذاریم و منافع و مضرات دائمی و ماندگار خود را باز تعریف کنیم تا بتوانیم مضرات و هزینه های کوتاه مدت را کم ببینم و اذیت نشویم
    با دقت بخوانید.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  2. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    ستاره زیبا (جمعه 13 شهریور 94), سرشار (دوشنبه 16 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آقای باغبان عزیز میشه لطفا راهنماییم کنید
    توسط دختر قصه ها در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 08 اسفند 95, 17:53
  2. دختر عموی متاهلم عاشق من است برای رهایی از او چکار کنم
    توسط Mr.amir در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 دی 95, 10:06
  3. هنوز یکماه از ازدواجم نگذشته احساس میکنم به بن بست رسیدم.لطفا راهنماییم کنیید
    توسط بهاره6666 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 13 تیر 94, 06:03
  4. سیاست زنانه و حرف شنوی همسرم از من....چیکار کنم؟
    توسط ziiba در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 خرداد 92, 11:22
  5. شخصیت شناسی ازروی رنگ چشم
    توسط tina_asheghetanha در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 خرداد 87, 18:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.