با سلام
دختری 24 هستم دارای مدرک کارشناسی؛ در حال حاضر بیکارم ؛ آدم مذهبی هستم ولی خودمو خشکه مدهب نمیدونم. خودم با انتخاب خودم نزدیک یک ساله که چادری شدم؛نمازامو تا جایی که بتونم اول وقت میخونم؛ اهل دروغ نیستم؛ ولی خب آهنگم گوش میدم؛ جلوی شوهر خاله و پسرخاله هام با بلوز شلوار میام البته بلوز بلند. خواستگاری دارم که جلسه اولی که باهاش صحبت کردم گفت که من با کار کردن خانوما مخالفم؛ بنظرم خرج زندگی به عهده مرد هست و وقتی مرد میره بیرون از خونه باید یه مدیر توی خونه باشه؛ بعدشم اینکه بچه های الآن رو نمیشه به حال خودشون گذاشت؛ و پدر و مادری که هر دو بیرون از خونه کار میکنند اون حقی که فرزند به گردن والدین داره ادا نمیشه! دیگه اینکه گفت من آهنگ اصلا گوش نمیدم مخصوصا صدای خانوم! عروسی نمیام؛ وقتی هم به زور میبرنم میرم توی حیاط! برای خودمم همچین مجلسی نمیگیرم چون زندگی با گناه شروع میشه! آرایش جلوی نامحرم اصلا قبول ندارم( یعنی حتی آرایش خیلی ساده هم قبول نداشت) ولی با ادامه تحصیل مشکلی نداشت. بعدا مادرش تماس گرفت ما جواب منفی دادیم ولی اصرار کرد که یه بار دیگه اینا حرف بزنن شاید به توافق برسن؛ پدرم رفت بیرون با اون آقا صحبت کرد؛ گفته بود من آهنگ گوش نمیدم ولی زنم گوش بده عروسی هم بره! گفته من میخوام گناه نکنم که اینا رو میگم. حالا قراره یه بار دیگه بیان من و اون آقا برای دفعه دوم حرف بزنیم ببینیم به نتیجه ایی میرسیم یا نه! حالا هرکسی یه نظری میده؛ یکی میگه خیلی پسر خوبیه و میتونه باعث رشد معنوی تو هم بشه؛ پدربزرگم میگه نه خیلی بده و یه کلفت میخواد واسه بچه هاش!
حالا واقعا سر در گمم! بنظرتون من و این آقا تناسب داریم؟ وقتی اومد چه سوالاتی بپرسم ازش؟؟! خیلی میترسم که خانه گمان باشه یعنی از اینایی که میگن زنشون بشینه خونه هیچ جا نره با هیشکی ارتباط نداشته باشه! اگر سوالی داشتین در خدمتم
با تشکر فراوان








علاقه مندی ها (Bookmarks)