با سلام
عرض معذرت بخاطر تأخیر به علت عدم امکان حضور در تالار
نوشته اصلی توسط Dreams end
ببینید این تصور شما از شیطان امضاء انفعال شما در برابر اوست . شیطان کارش اینه که دعوت کنه ، مزین کنه و وسوسه کنه اما نمیتونه صحنه ای را بدون اختیار انسان ایجاد کنه ، وقتی می گویم خواب القاء شیطان یعنی اینکه اگر شماساز و کار ذهن و مغز و حافظه را بدانید خواهید فهمید که وقتی در بیداری تسلط بر خود از این جهات نداشته باشید و عنان افکار و ذهن و تخیلات و رویاهایتان در دست شما نباشد و جهت حرکت و رفتارتان تحت کنترلتان نباشد وساوس در شما نفوذ می کند و ذهن شما را به خودش مشغول می کند و تصورات پیش می آید و انعکاس آن در خواب پیش می آید و ..... اینکه خوابی می بینید که در واقعیت اتفاق می افتد گاه رویای صادقه هست یعنی خوابهای رحمانی و گاه شدت تمرکز فرد بر جهتی خاص است که روح را به آن سوی سوق می دهد و چون عالمی مثل عالم خواب زمان و مکان دنیایی ندارد چه بسا روح با اتفاقاتی مواجه شود که بعدش شما در بیداری آنرا می بینید . رویای صادقه نشانه های خاص خودش را دارد و هر کسی نمی تواند تشخیص دهد اگر خواب شما رویای صادقه باشد نباید تصور کنید که مثلاً وقتی چنین دیده اید و اتفاق افتاده پس مثلاً مواجهه با این دختر حق است و خدا خواسته او را ببینید ..... بلکه شما در بیداری معیار عمل دارید برای تشخیص درست و غلط . چه بسا این خواب تلنگری از پیش برای شما باشد که خود را قوت ببخشید به بی اغتنایی در وقت مواجهه تا غافلگیر نشوید و تحت تأثیر نامناسب قرار نگیرید و یا رفتار نسنجیده پیش نیاید و این تعبیری از زاویه ای دیگر است و دیدن لطف خداست برای مراقبه .
دشمنی شیطان خاص شما نیست با همه بنی بشر کار دارد و آن هم از روی حسادت و خودخواهی است که منجر به غرور و تکبر و گردنکشی می شود و هر کس هم زمینه ای از حسادت و خود خواهی و تکبر و ...... داشته باشد روزنه ای به روی شیطان باز گذاشته برای نفوذ . بنا براین برای در امان ماندن از شر شیطان باید این راه های نفوذ را ببندید و خدا خودش هم دستور العمل را داده و آنهم دستور العملی هست که خطاب به پیامبر صلوات الله علیه و آله داده و فرموده هروقت شیطان ترا وسوسه کرد مرا به یاد آور . جایی که خدا باشد شیطان نمی تواند حضور پیدا کند و به یاد خدا بودن هم منظور یاد ذهنی صرف نیست بلکه منظور این است که هرکاری می خواهی بکنی چک کنی که خدا چه نظری دارد آیا آن کار مورد رضایت هست یا خیر در این صورت وقتی امورات را با خدا تنظیم کردی یعنی دقتت این شد که هر کاری و حرفی و فکری و ..... خلاف رضای او نباشد وسوسه ها آشکار می شود چون برای درک اینکه کار یا حرف یا فکری مورد رضایت او هست یا خیر ، نیاز داریم بدانیم او از ما چه چیز را می پسندد و می پذیرد و می خواهد و مواظب باشیم که خلاف آنرا مرتکب نشویم . وقتی اینگونه شد در واقع یا درب نفوذ برای وسوسه به روی شیطان بسته هست یا با معیارهایی که پیدا کرده و داریم،ــ که در مسیر رضایت خدا ، کار و حرف و هدف و برنامه خود را با آن محک می زنیم ــ وسوسه ها را تشخیص خواهیم داد و اسیرش نمی شویم و از این شناسایی و تن ندادن به حالی خوش می رسیم وقوت و قدرت پیدا می کنیم و تسلط بر خود کمترین نتیجه فردی آن هست که لذت بخش و اعتماد به نفس آفرین است و مقاومت بخش در برابر شیطان .
خدا هرگز شیطان را امر به گمراهی ما نمی کند که امتحانمان کرده باشد خدا خواسته شیطان مبنی بر طول عمر را اجابت کرد در پاسخ به عباداتی که تا قبل از تکبر و گردنکشی داشته و پاداش آنرا با اجابت تقاضای طول عمر داده و او برای آخرتش هیچی ندارد چون هرچه کرده دنیوی بوده ( عبادتش ) و پاسخش و پاداشش هم فقط در دنیا هست وقتی شیطان بعد از مهلت یافتن ، به خود خدا قسم خورد که همه ذریه آدم را گمراه می کند خداوند پاسخ داد که من هم دری به نام توبه به روی آنها باز می کنم . یعنی هرجا گول ترا خوردند توبه می کنند و من می پذیرمشان .
نکته جالب توجه این است که حتی خود شیطان ناخواسته کد در امان ماندن از شرش را داده ، وقتی گفت همه را گمراه می کنم الا مخلصین . این استثناء کردن نه از این است که مخلصین را دوست داشته باشد ، بلکه برای آن است که دستش به مخلصین نمی رسد یعنی راه نفوذی در وجود آنها ندارد لذا می توانی راه اخلاص را در پیش بگیرید









علاقه مندی ها (Bookmarks)