سلام شيدا جان
حرفهات خيلي به دلم نشست
ما از هم جداييم فقط اخر هفته و بيشتر ماه رمضون نا كنار هم هستيم ...چون ماه رمضون نميتونن غذا بذارن من پايين يا بالا درست ميكنم باهم ميخوريم
همسر من محبت كردنش بلد نيست نه دوست داره پدر و برادرش تنها باشن نه دوست داره من برم پذيرايي كنم و بلند بشم و بشينم
من اصلن به باباش نميگم خودش يا ميشنوه يا توي خونه اونا بحثمون ميشه ......دخالت ميكنه و هميشه طرف منو ميگيره
نميدونم منظورت از عضو شدن چيه ميشه بهتر برام بنويسيد بتون اقدام كنم
هم روي حس حقارت خودم كار كنم تا حس تحقير نداشته باشم
و هم بتونم به همسرم تاثير بذارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)