سلام آقای ebrat
من یادمه بهتون گفتم تهمت نزنید به همسرتون نمیدونم چرا از تهمتی که زدید ذره ای پشیمون نیستید،ولی واقعا خدا همسرتون رو دوست داره که داره از شما جدا میشه،شما حتی ادبیات برخورد با همسرتون هم نمیدونستید و حتی در کنار ماهایی که اصلا شما رو نمیشناسیم و غریبه ایم به خانمتون میگفتید دختره،جوری از خودتون و شرایطتون گفتید که دقیقا انگار نقش قربانی داشتید و توی عمل انجام شده قرار گرفته بودید،ولی از تهمت و بهونه هاتون انگار اینطورا هم نبوده بلکه ازدواج کری و نخواستی این وسط تکلیف اون خانومی که هنوز هم همسر شماست چی میشه رو فقط خدا میدونه،ولی اینو آویزه ی گوشتون کنید با دل کسی بازی نکنید دست بالای دست زیاده برادر من.
در ضمن پدرهای ما از مردهای قدیمی هستن ولی این چیزهایی که گفتید نیستن،پدر من اگه حرفی زده مردونه پای حرفش و قولش مونده یقینا اختلافات زیادی با مادرم داشته ولی هرگز بلایی سر مادرم نیاورده که حاضر به پذیرش تهمت از سمتش شوهرش بشه ولی بذاره فرار کنه اونم "توافقی"،برادر من این فرق مردهای قدیم و امروزه که پای حرف و تعهدشون میمونن نه اینکه از میدون فرار کنن هرچند همین الان هم مردهایی هستن که مردونه پای زندگی و همسرشون میمونن.همسر شما توافقی جدا نمیشه بلکه راهی به جز جدایی از شما براش نمونده،امیدوارم روزی نرسه که حسرت بخورید.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)