سلام hanaعزیز
ممنونم از راهنماییت،من اصلا دوستندارم حرمتا شکسته شه و بخدا قسم نگرانی الانم از همینه!
دوست عزیز شما به موضوعی اشاره کردی که واقعا همینطوره"تو از اینکه بری در خودت بهت توجه کنه و اسرارکنه صحبت کنی لذت میبری...." به محض اینکه ناراحت میشم دقیقا همین حسو دارم وشما خیلی خوب اینو بیان کردید فکر کنم اگر این حسو نداشته باشم مشکلم خیلی کمتر میشه ولی نمیدونم چطور ! واقعا دیگه از این احساسات زیادی خسته شدم دنبال راه حلم که زود رنجیم و این نکته بینیم و...کم شه و بعضی توقعات رو مثل همین که گفتید رو نداشته باشم چون بشدت دارم اذیت میشم بعضی اوقات با خودم میگم برم دکتر که دارویی بهم بده که یه کم بیخیال باشم واقعا خسته شدم چرا باید اینجور باشه که نتونم رو دلم کنترل داشته باشم :((
ایندفعه که با هم بودیم خواهر شوهرم برا اولین بار متوجه ناراحتی من شد دلیلش رو نمیدونه ولی به شوهر گفته بود مگه با هم بحثتون شده خانمت تو همه!! و شوهرعزیزم انکار کرده بود.