سلام
گفتم دیگه این تاپیک رو ادامه ندم، ولی ظاهرا جایی غیر از اینجا نیست برای حرف زدن!
نمیخواستم و نمیخوام تاپیکم فقط جنبه دردودل داشته باشه.انگار هر چی بیشتر به غصه هات بها بدی بیشتر میشن!یه بار بی دل عزیز هم یه اشاره ای به این موضوع کردن... برا همین تمام سعی ام رو میکنم دردودل نکنم! هر چند...
فرشته مهربان عزیز، من مرحله دوم (حساسیت زدایی) رو خواستم بدون مرحله اول انجام بدم! ولی تاثیر نداشت. تازه مادرم عصبانی میشه و...
راه میره میگه شما همیشه از پدرتون دفاع می کنید. شما همیشه منو مقصر میدونید و...
ولی واقعا ما هیچوقت تو این مورد، از پدرمون دفاع نکردیم. نمیدونم چرا این حرفا رو میزنه
ما خودمون کم از کارای پدرم ناراحتیم، اونم بیشتر ناراحتمون میکنه
---------------------------------------------------------------------------------------
راستش مادر من اینجوری نیست که بیاد مثلا 1ساعت پیش من بشینه و حرف بزنه! همیشه اینجوری نیست. (کاش اینطور بود)
مثلا من میرم آشپزخونه کمکش کنم، شروع میکنه به گفتن. منم منصرف میشم از همکاری باهاش.میام تو اتاق
یا مثلا میاد تو اتاق، چند دیقه حرف میزنه میره
یا من میشینم تلویزیون ببینم او از دور با اشاره حرف میزنه!!!!!!
خب منم خسته میشم! ازش دوری میکنم.
تازه انگار موج جدید اختلافات داره شروع میشه!
نمیدونم چرا هر سال که من میخوام برای کنکور درس بخونم اینجوری میشه.
4سال پیش همین اتفاقات باعث شد رشته دلخواهم قبول نشم، الانم که میخوام برای ارشد بخونم باز میترسم نتونم خوب بخونم و...
من فکر می کنم باید رو خودم کار کنم نه مادرم! چون مادرم حرف منو نمی فهمه! نه من ،هیچ کدوم از ما رو.
میخوام برای ارشد بخونم.ولی وقتی نتونم تمرکز کنم چه جوری میشه آخه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)