راستش من اصلا نمی فهمم شما چطور ازدواج کردین که نفهمیدین خانمتون قبلا ازدواج کرده و به قول خودتون یکی دو سال هم زندگی کرده.
تحقیق؟ پرس و جو؟ بکارت؟ هیچییییییی
شما از هیچی متوجه نشدید این خانم دو سال شوهر داشته؟ کسی که دو سال مرتب رابطه جنسی داشته باشه، فیزیک بدنش و همینطور رفتارش کاملا متفاوت و مشخصه.
شما اگر تحقیق کرده بودین بالاخره یه دوستی، همسایه ای، آشنایی ... یکی یه چیزی می گفت.
تو این چند سال زندگی یکی از اقوام و آشنایان هیچی نگفت؟
زمانی که باید چشماتون را باز می کردید، به یک ارتباط راه دور اینترنتی بسنده کردین و ازدواج کردین.
حالا هر روز کشف تازه ای می کنید.
الان یه عکس دیدید که مبلمانش شبیه جیهزیه خانم شماست، برادر خانمتون با لباس رسمی تو عکسه و گوشه لباس عروس هم دیده می شه.
خب می تونسته عروسی هر کس دیگه ای باشه. عروس را که ندیدید.
مبلمان هم اگر شبیه جهیزیه خانم شما باشه، دلیل نمی شه. مگه جیهزیه همسر شما استفاده شده بود؟
شرایطی که توش هستید خیلی سخته. می فهمم.
موضوع این نیست که این خانم قبلا ازدواج کرده یانه، موضوع اعتماد و باورهای شماست که هر بار یه قسمتیش فرو می ریزه و واقعا آزار دهنده است.
ولی نمی تونم بفهمم شما چطور بعد از 5-4 سال زندگی تازه اینها را فهمیدید و چطور از عکسی که خانمتون هم توش نیست، می گید عکس عروسی خانم منه.

آیدا جان،
کسی که هنوز ازدواج نکرده، بهتره که حقیقت را بگه. ازدواجی، دوستی، ... هر چیزی که فکر می کنه برای طرف مقابلش مهمه.
نه برای این که بکارت مهمه. بلکه برای این که اعتماد خیلی مهمه. پس هر چیزی که برای طرف مقابل مهم هست و به شما اعتماد کرده، باید راستش را بگی.
اما بعد از ازدواج اگر دروغی رو می شه یا مسائلی شبیه این پیش می آد، طرف مقابل اعتمادش که از دست رفته، حالا باید دید صلاح هست که زندگیش را هم از دست بده؟
طلاق موضوع راحتی نیست. کسی که یک ضربه به خاطر اعتماد بهش خورده، آیا تحمل ضربه ی بعدی، یعنی طلاق را هم داره؟
شاید کسی باشه که توانایی بخشیدن داشته باشه، توانایی فراموش کردن داشته باشه. برای همین هست که می گن راههای دیگه را هم بررسی کن.
اگر به این آقا می گن طلاق نگیر، به خاطر خودش هست. اول باید مطمئن بشه، طلاق در این شرایط به نفعش هست یا نه.
خب به فرض جدا شن فکر کردید چه ضربه ای این خانوم میخوره با دو تا جدایی
والا اگر همه داستان اینطور باشه که من فهمیدم،
تنها چیزی که مهم نیست، ضربه اون خانومه!!
مگه زندگی و احساس آدمها اسباب بازی دست ماست، که هر کاری بکنیم، بعد بگیم بعد طلاق چی به سرش می آد؟ این آقا اگر خودش نتونه تحمل کنه و براش قابل بخشش و فراموشی نباشه و اذیت می شه، اصلا درست نیست که به خاطر زندگی اون خانم، بخواد تحمل کنه و عذاب بکشه. فکر کردین به ادامه این رشته و زندگی بچه هایی که تو این فضای بی اعتمادی و نارضایتی و افسردگی می خوان رشد کنند؟ زندگی چند نفر باید فدای فریبکاری این خانم بشه؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : سه شنبه 15 مهر 93 در ساعت 18:41
علاقه مندی ها (Bookmarks)