به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 37 , از مجموع 37
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    اگر چنین بود چرا باهمه ادمها اینقدر عصبیه؟چرا من شاهد دعواهای چند ساعتش با مادرو پدرش در دوران عقدمون بودم؟اونا که خیلی مذهبی نیستن و کاملا فضای بازی برای بچه هاشون ایجاد کردن که بخوایم بگیم اشکال ازوناست؟چرا وقتی خواهرش اونم اوایل عقدمون به گوشی من زنگ زدو شام دعوت کرد اینقدر عصبانی شد که اون باید به من زنگ میزد که داداششم نه تو!!!!!
    یه جای کار اشکال داره که نمیفهمم

    - - - Updated - - -

    ناراضی بودن همسرم که درسته اما فکر میکنم دلیلشو میدونم،تو تایپیک قبلیم گفته بودم که همسرم همیشه میگه زن باید اطاعت مطلق کنه نباید رو حرف شوهرش نظر بده.منم خیلی سعی میکنم و تا چیزی میگه میگم چشم.اما گاهی که فکر میکنم الان این فقط یه نظر دادنه و باهم به یک نتیجه میرسیم کارو خراب میکنم(واقعا نه به عمد اونجا نمیفهمم که نباید نظر بدم و بعدش به شدت پشیمون میشم)
    اینکه ایشون مشکل عدم کنترل عصبانیت و اینا داره درست. که البته تا خودش نخواددرمان شه شما کاری نمیتونی بکنی. اینها حالا به کنار!

    اما شمیم الزهرا جان این آدم عصبی و از خود متشکره. و شما هم آتو دستش میدی و تحریکش میکنی و زمینه عصبانیت را براش ایجاد میکنی. این چیزهایی که شما تعریف میکنی منو یه جورایی یاد بازی *یه اردنگی به من بزن* آنی عزیز میندازه. یعنی شما زمینه ناراحتی ایشون را خود آگاه یا ناخودآگاه ایجاد میکنی بعد میافتی به دست و پاش.

    یکی از راهکارهای موثر برای اینکه به آرامش برسی و عزت و اعتماد بنفس ات ههم در مقابل این آدم حفظ شه به نظر من اینه که یک کودتای نرم راه بندازی! این کودتا در این جهت است که ایشان را آرام آرام از صحنه نظر دادن راجع به جزییات مسائل حذف میکنی. و راست خیلی از مسائل رو هم باهاش عنوان نمیکنی. چه ضرورتی داره که مرد خونه راجع به جزییات وسایل خونه و کادو بردن و روز زن اینجا چی بردیم و عروسی اونجا چه کردیم و ....نظر بده. بابا زنی گفتن مردی گفتن.

    یه ظرف بر میداشتی کادو میکردی خودت هم طوری که تو چشم نباشه میبردی توی ماشین. کادو رو تو زنونه میدن و احیانا باز میکنن. شوهرت هم حساس نمیکردی.
    البته شاید الان باز بیای بگی نه! اون میخواد بدونه چیه و یا اینکه میخوایم تفاهم باشه و...
    اما من بهت میگم با توجه به حساسیتهای همسرت (صداقت رو برای کسی بکار میبرن که ظرفیت اش رو داشته باشه) دخالت دادن ایشون توی تک تک جزییات نشان دهنده هیچ چیز خوبی نیست و عملا نقش شما رو در همه مسائل کمرنگ میکنه و به اختلافاتتون دامن میزنه. حتی شاید لازم باشه توی مراسمات یک چیز با قیمت بیشتر یا گمتر (بسته به تشخیص خودت) برداری اما اگه همسرت قیمتش رو پرسید، بپیچونی.

    نمیخوام موردی مطالب رو بگم. اما همینو میتونی تعمیم بدی به مسائل دیگه.

    و مورد دیگر که بنظرم میرسه اینه که انگار شما دو تا همش هی جلوی چشم همید. هر کار میکنید هی با همید. بعد هم هی از این مهمونی در می آیید میرید اون یکی مهمونی! کار و زندگی ندارید؟!!! با تفاهم ترین آدمها هم اینقدر ور دل همدیگه باشن بالاخره سر یک مسائلی با هم اختلاف پیدا میکنند. به نظرم بد نیست که قدری همسرت رو به حال خودش بگذاری و سرت به کار خودت گرم باشه.

    در راستای همون کودتای نرم که گفتم، دقت نظر و حساسیت اش رو از روی خودت و کارهات بردار.
    به تجربه دیدم که زنهای مارموز بسیار بسیار بسیار برای اینجور آدمهای عصبی خوبند و از پسشون بر می آیند و محبتشون رو جلب میکنند. چون عوض اینکه هی بخواهند خیلی منطقی با اون آدم عصبی و ایراد گیر و پرخاشگر بشینن ساعتها حرف بزنند که قانعش کنند، در ظاهر تاییدش میکنند اما در باطن کار خودشون رو پیش می برند. از هر گونه تنش هم جلوگیری میکنند و در نظفه خفه اش میکنند.

    در دراز مدت لازم است همسرت رو به این نقطه برسونی که اصلا کاری به جزییات زندگی و ارتباطات شما با دیگران نداشته باشه.

    از طرفی، یک نگاهی به خودت هم بندازی و عملکرد خودت رو بازنگری کنی بد نیست. همسرداری همش با هم مهمونی رفتن و صداقت و کوتاه آمدن و عذرخواهی و سکوت سیاست هم که پو ...و در نهایت منفعلانه دنبال همسر از اینور به اونور رفتن نیست. زندگی سیاست میخواد. تدبیر میخواد. هر چند که به شخصه علیرغم همه صدماتی که از صداقت خوردم هیچ وقت نتونستم غیر از اون عمل کنم. اما واقعا دیدم و اعتقاد پیدا کردم که صداقت بیش از حد هم حماقته. اصلا اشکالی نداره که مردها گاهی جزییات و مسائل ریز زندگی را ندانند. جزییاتی که نداستنش ضرری را متوجه کسی نمیکند.

    و در پایان، بازهم تکرار میکنم که همه تایید و نوازشی را که لازم داری بگیری از شوهرت انتظار نداشته باش. از منابع دیگر از جمله کار و تحصیل و تفریحات و خانواده مادری و دوستان ....اونقدر خودت رو از توجه و نوازش لبریز کن که توی خونه هم بتونی متعادل تر عمل کنی. و نظرات همسرت یا تاییدهای ایشون یا دعوای ایشون برات اونقدر پر رنگ نباشه.

    شمیم الزهرا جان پستهایمان همزمان شد. یا اینکه من قبل از دیدن پست اخیر شما پست زدم. اما اتفاقا وقتی پست جدیدت را دیدم به توصیه هایی که در این پست نوشتم بیشتر تاکید دارم.
    هر چند که توصیه میکنم حتما نظر مشاور رو انجام بدید.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

    ویرایش توسط بی دل : یکشنبه 15 اردیبهشت 92 در ساعت 15:15

  2. 5 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    Aram_577 (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), khoshkhabar (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), meysamm (جمعه 28 فروردین 94), احسان. (شنبه 15 تیر 92), شمیم الزهرا (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    در متون نوشته شده توسط شما پررنگترین کلماتی که به چشم میاد عباراتند از : "نمیدونم" "نمیتونم" "چی کار کنم" "اشتباه" و .... به نظر میاد شما اصلیترین موضوع براتون دونستن حرف و افکار همسرتون هست اونهم به جزئیات! و این یعنی ایجاد یاس و ناتوانی روزافزون برای شما. به شما توصیه میکنم کمی به خودتون و فکرتون ایست بدید.
    مهم نیست آدمها در مورد ما چی فکر کنند مهم این هست که خودمون پیش وجدان و خدامون از کارمون راضی باشیم. بقیش دست ما نیست که برداشتهای آدم ها رو تصحیح و کنترل کنیم.
    شما دائما دارید از اصولتون که همسرتون با اون شرایط شما رو پذیرفتند کوتاه میایید این نهایتنا به ضعف شخصیتی شما منجر خواهد شد. البته انسان باید اشتباهات کارهای خودرا تصحیح کنه اما به شرط منطقی بودن اون اشتباه نه اینکه برای رضای دل دیگری!!!
    شما برای غلبه بر این موضوع باید کارهایی را که موجب شادابیتون میشه رو ترک نکنید (طبق گفته خودتون شرکت در مراسمات و انجام مستحبات و ...) البته نه به صورت افراطی ولی به میزان کم به آنها نیاز دارید چون در چنین فضاهایی راحتتر هستید پس باید ارتباط خود را با امور مورد رضایتتون قطع نکنید. چون شادابی شما باعث خواهد شد که روحیه سختگیری همسرتون تعدیل بشه.
    ضمنا یکی از آفت روابط زوجین تقلید از رفتار بد طرف مقابل هست که زندگی رو به پیچهای بدی میبره از این کار پرهیز کنید.
    جهاد یک زن خوب همسرداری هست اما این رو هم در نظر داشته باشید که هر کس مسوول اعمال خودش هست
    وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
    (وکسانی که در راه ما جهاد کنند قطعا ما یه راه خودمان هدایتشان خواهیم کرد. و همانا خداوند همراه همیشگی نیکوکاران هست.)
    در پناه حق.

  4. کاربر روبرو از پست مفید Aram_577 تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    39
    Array
    یه کم صبر کنین و به مشاورتون فرصت بدین ، با توجه به اینکه ایشون بهتر از همه ما رو در رو در حال صحبت با هردو شما هستند بهتر از همه کاربران این سایت میتونن بهتون کمک کنند.

  6. کاربر روبرو از پست مفید samanis تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  7. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    ببین عزیزم خیلی دوست دارم کمکت کنم و منظورم رو واضح بگم. اما شاید کلمات کمکم نمیکنن.
    آدما همه دو تا دنیا دارن. یکی اون چیزیه که در درونشونه یکی اون چیزیه که بیرونشونه. همه آدما بیرون ما رو میبینن ولی اون کسی که به لحاظ عاطفی به ما نزدیک تره درون ما رو هم میبینه و درک میکنه. دفاع و موضع گیری و تعصب فقط تو کلام نیست. گاهی هیییچ حرفی نمیزنی اما نگاهت پیام قلب ناراضیت رو به همسرت میرسونه و این هزار بار بدتر از کلامته. من اصلا موافق این نیستم که آدم به خاطر شوهرش کلا بشه یه انسان دیگه! و از کلیه اعتقاداتش بگذره! ولی وقتی به خاطر کسی خودت رو تغییر میدی اما از درون نابود میشی خیلی فرقی با این نداره که تغییری تو رویه ات ندی! چون طرف مقابلت احساس داره دوستت داره و میفهمه...من حدس زدم که شاید صورت مسئله شما این اختلاف عقیده باشه اونم از رو نوشته های خودت! اگر اینه، اگر در جهت رضایت همسرت از یه سری از علایقت نه عقایدت!!!گذشتی قلبا بگذر.
    ویرایش توسط گل آرا : یکشنبه 15 اردیبهشت 92 در ساعت 18:23

  8. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  9. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    اما شمیم الزهرا جان این آدم عصبی و از خود متشکره. و شما هم آتو دستش میدی و تحریکش میکنی و زمینه عصبانیت را براش ایجاد میکنی. این چیزهایی که شما تعریف میکنی منو یه جورایی یاد بازی *یه اردنگی به من بزن* آنی عزیز میندازه. یعنی شما زمینه ناراحتی ایشون را خود آگاه یا ناخودآگاه ایجاد میکنی بعد میافتی به دست و پاش. سلام بی دل عزیز.
    خیلی ممنونم بابت حرفات.خیلی خوب به ضعف های من پی بردی ممنونم.
    میشه لینک این بازی که گفتی رو بهم بگی تا بیشتر متوجه حرفت بشم؟

    یکی از راهکارهای موثر برای اینکه به آرامش برسی و عزت و اعتماد بنفس ات ههم در مقابل این آدم حفظ شه به نظر من اینه که یک کودتای نرم راه بندازی! این کودتا در این جهت است که ایشان را آرام آرام از صحنه نظر دادن راجع به جزییات مسائل حذف میکنی. و راست خیلی از مسائل رو هم باهاش عنوان نمیکنی.
    .



    و مورد دیگر که بنظرم میرسه اینه که انگار شما دو تا همش هی جلوی چشم همید. هر کار میکنید هی با همید. دقیقا دوتاییمون اینو فهمیدیم.ولی چی کار کنیم؟به شدت هردو به هم وابسته ایم.تا جایی که یک شب همسر من ماموریت قبول نمیکنه بره و منم اکثرا مگه اینکه خیلی مهم باشه، عصرا که اون از سر کار میاد تنها جایی نمیرم و منتظر میمونم تا از سر کار بیاد و باهم باشیم .ما باید چی کار کنیم؟
    در راستای همون کودتای نرم که گفتم، دقت نظر و حساسیت اش رو از روی خودت و کارهات بردار.
    نمیفهمم چه جور سیاستی منظورته؟من آدم سیاست مداری نیستم لطفا بهم یاد بدین


    در ظاهر تاییدش میکنند اما در باطن کار خودشون رو پیش می برند. از هر گونه تنش هم جلوگیری میکنند و در نظفه خفه اش میکنند.

    چه جالب.ممنونم خیلی نکته قشنگی بود.ولی من هر بار میخوام این کارو کنم همش استرس دارم نکنه بفهمه؟
    و این میشه که آخرش گند میزنمو میفهمه!


    زندگی سیاست میخواد. تدبیر میخواد. هر چند که به شخصه علیرغم همه صدماتی که از صداقت خوردم هیچ وقت نتونستم غیر از اون عمل کنم. اما واقعا دیدم و اعتقاد پیدا کردم که صداقت بیش از حد هم حماقته. اصلا اشکالی نداره که مردها گاهی جزییات و مسائل ریز زندگی را ندانند. جزییاتی که نداستنش ضرری را متوجه کسی نمیکند.

    خوب منم میدونم ته بی سیاستی هستم.از کجا سیاست یاد بگیرم؟فکنم یکم ذاتیه.مامانمم ادم ساده ایه.
    اگه لینک یا کتاب هم میشناسین بهم بگبن لطفا

    و در پایان، بازهم تکرار میکنم که همه تایید و نوازشی را که لازم داری بگیری از شوهرت انتظار نداشته باش. از منابع دیگر از جمله کار و تحصیل و تفریحات و خانواده مادری و دوستان ....اونقدر خودت رو از توجه و نوازش لبریز کن که توی خونه هم بتونی متعادل تر عمل کنی. و نظرات همسرت یا تاییدهای ایشون یا دعوای ایشون برات اونقدر پر رنگ نباشه.خیلییی ممنونم کاملا درست میگین.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    میدونی چرا من از دید شوهرت به این قضیه نگاه میکنم؟ چون همسرم انسان معتقدیه...نمازشو میخونه...ولی وقتی اذیتم میکرد و بعد میرفت وضو میگرفت که نماز بخونه؛ برداشت من از نمازش یک نمایش پر از ریا بود! نمیفهمیدم کسی که دل بنده خدا رو میشکنه با حرفش با نگاهش چه طور روش میشه مقابل خدا حاضر بشه و نماز بخونه؟
    چه قشنگ... مرسی گل ارا فکر کنم منظورتو خوب فهمیدم. چقدر هم این که گفتی تاثیرگذاره.اما من معصوم نیستم و سراسر از اشتباهم و دائم دارم تاثیرات منفی روی همسرم میذارم...چقدر بد

    - - - Updated - - -

    خوب خانم گل آرا چی در این زمینه شمارو آروم میکرد؟مثلا فرض کنین من همسرتونم راهنماییم کنین که چی کار کنم که این حسی که گفتین بهتون دست نده؟

    - - - Updated - - -

    من فکر میکنم برای اینکه بتونم توصیه های خانم(اگه درست فهمیده باشم)بی دل رو انجام بدم،نیاز دارم اول عزت نفس و اعتماد به نفس پیدا کنم و خودمو دوست داشته باشم.درسته؟چون فکر اینکه بخوام چیزایی که ممکنه ایجاد دعوا کنه بهش نگم منو میترسونه که اگه فهمید چی؟خیلی بدتر میشه که...
    اگه براتون یه ماجرا از همین ترسم بگم شاید مسخرم کنین که موضوعی رو دو ماه به همسرم نگفتم از ترس اینکه عصبانی بشه و بعد که سر اتفاقی مجبور به گفتنش شدم واقعا آرزوی مرگ کردم...
    حالم از اینهمه ضعیف بودنم به هم میخوره

  10. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    من این قسمتی که شما نوشتی رو تو ویرایش حذف کردم که نکنه سوتفاهم بشه! ولی انگار خوندیش:d
    در جواب سؤالت باید بگم ...هیچی!!!....همسر بیچاره من گناهی نداشت که نماز میخوند من دلم از جای دیگه پر بود و همه کاراش رو بد میدیدم...الان هم اوضاع زندگی شما یکم به هم ریخته. این جو ناآروم اگه یه روزی آرامش بگیره که انشاالله میگیره؛ همسرت خودش کارهایی رو انجام میده که شما دوست داری.
    به نکته خوبی اشاره کردی. خودتو دوست داشته باش. عذاب وجدان رو از خودت دور کن. چرا فکر میکنی اعتقاداتت ته کشیده؟
    تا جایی که من میدونم عقیده تو قلب آدمه نه کارهایی که انجام میده و حالا بنا به هر مصلحتی مدتی نمیخواد انجام بده. همین.
    وقتی همسرت عصبانیه احساسش رو تأیید کن و درکش کن بدون اینکه عذرخواهی کنی! مگر اینکه واقعا مقصر باشی. من با این گفته بی دل خیلی خیلی موافقم. هیییییییچ لزومی نداره همسرت بفهمه تو به کی چی کادو دادی؟؟؟ مطمئن باش تا وقتی خودت در جریان میذاریش پیگیر میشه. اگه نگی اونم حرفی نمیزنه.

  11. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  12. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    به نام خدا و سلام
    این اولین پست منه اما چند ماهیه با همدردی آشنا هستم و خیلی هم از تجربیات بقیه استفاده کردم.
    تصمیم گرفتم برای شما بنویسم چون حس میکنم شباهت های زیادی با من داری.
    من فکر میکنم مشکل همسر شما تقریبا ربطی به مسائل دینی نداره چون اون شما رو همینطور پسندیده و از اول در جریان اعتقادات شما بوده.عزیزم،خیلی سخته که شما بعد از عقد متوجه این همه تفاوت اعتقادی شدی.واقعا درکت میکنم.چون برای افرادی مثل ما مهمترین مسائل در انتخاب همسر میزان اعتقادات طرف مقابله اما مطمئنا این یک امتحان الهی برای شماست.شما ماموری همسرت رو به راه خدا بیاری نه اینکه خودت از اعتقاداتت بگذری.و البته از راهش.تا زمانی که همسر ایده الی براش نشدی هیچ تاثیری نمیتونی رو همسرت داشته باشی.نیاز به صبر و زمان داری.الان شما حتما به واجباتت عمل کن.زیاده روی نکن .اما به مسائل پایه حتما عمل کن. اما با اون در این مورد فعلا صحبتی نکن و هیچ واکنش منفی هم نشون نده.همین عملت به لطف خدا تاثیرگذار خواهد بود .بازم میگم به شرط حل شدن سایر مشکلات.
    اما میخوام بگم این مشکلاتت و دعواهاتون واقعا چیزی نیست که نتونی حلشون کنی.این زنه که قدرت مدیریت رابطه دو نفره رو داره.تو با رفتارت میتونی از همین شوهرت مردی رو بسازی که رو حرفت حرف نزنه و کمترین بی احترامی رو بهت نکنه.واقعا این شدنیه چون من تونستم و خیلیای دیگه هم تونستن.باید انرژی بذاری برا زندگیت.شوهرت زود عصبی میشه ،این یه واقعیته،شما نباید بذاری عصبی بشه نه اینکه بشینی فکر کنی حالا که عصبی شد چیکار کنم؟چطور خودمو نجات بدم؟خودمو بزنم به بی خیالی درست میشه؟ به جای این همه سوال فقط به دنبال یک چیز باش.چیکار کنی که شوهرت عصبانی نشه؟
    ببخشید که اینطوری میگم.درسته که اون زود از کوره در میره اما شما حتما یه کاری میکنی که اینطور میشه.شاید به نظرت دلایل عصبانی شدنش غیرمنطقی باشه اما شما سعی کن همون دلایل غیرمنطقیو هم از بین ببری.
    وقتی شوهرت یه روی خوب داره چرا این روی خوبشو همیشه حفظ نمیکنی؟
    پس فکر کن.به تک تک حرکاتت و تک تک حرفات فکر کن و ببین چی ناراحتش میکنه.
    امیدوارم حرفام کمکی برات باشن.
    یا علی،التماس دعا

  13. 2 کاربر از پست مفید reyhan تشکرکرده اند .

    zendegiye movafagh (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), شمیم الزهرا (یکشنبه 05 خرداد 92)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کاش خانواده هم انتخابی بود ،ازین همه درگیری خانوادم به ستوه اومدم
    توسط Banoye sorkh. در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 خرداد 96, 10:39
  2. از رفتارهای خودخواهانه خانواده همسرم به ستوه آمدم
    توسط kesmaeili در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 مرداد 94, 12:46
  3. ازدواج با یک فرد کلستومی
    توسط alirezaalireza در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 خرداد 93, 00:36
  4. یه کاری کردم کارستون
    توسط هاله نو در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 آذر 90, 22:57
  5. به ستوه امدم!
    توسط النا61 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 08 اردیبهشت 88, 23:31

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.