سلام دوستان عزيز. مدتي پيش به مشاور مراجعه كردم جهت پيشگيري از افكار و تخيلاتم كه در موردش هم تاپيك زده بودم. اون بهم گفته ايده آليسم شديد هستم و ازم خواسته تمرين كنم و واقع گرايانه فكر كنم. اما تا هفته بعد كه برم پيشش ديوونه ميشم، چون من از مواجه شدن با واقعيت ميترسم.راستش من هميشه احساس خوشبختي ميكردم ولي حالا به اين نتيجه رسيده ام كه احساس كاذب بوده و اگه بخوام تو واقعيت بهش نگاه كم خيلي وحشتناكه. از طرفي ازم خواسته به خودم تلقين مثبت كنم، اما حالا ميگم چطور ميتونم چيزي رو كه واقعيت نداره به خودم بقبولونم
گفته نه به گذشته فكر كنم و نه به آينده و با توجه به تاپيك قبليم، مثل معتاد ها تو خماري ميموم. يعني تا نصف فكر رو ميرم، اما بقيشو كات ميكنم، خيلي بهم فشار مياد. احساس ميكنم روحيه ام بدتر به هم ريخته. ميگيد چيكار كنم.
يه نكته: از زماني كه تلاش ميكنم افكارمو كنترل كنم ، شب ها بي دليل غمگين و ناراحت ميشم. بي اينكه اتفاقي افتاده باشه. مثل كسي كه احساسش رو سركوب ميكنه.






راستش من هميشه احساس خوشبختي ميكردم ولي حالا به اين نتيجه رسيده ام كه احساس كاذب بوده و اگه بخوام تو واقعيت بهش نگاه كم خيلي وحشتناكه. از طرفي ازم خواسته به خودم تلقين مثبت كنم، اما حالا ميگم چطور ميتونم چيزي رو كه واقعيت نداره به خودم بقبولونم

راستش اين مدت خيلي پريشونم. خب شايد بهم بخندين ولي، من تا حالا اينجوري فكر نكردم. واسه همين بلد نيستم واقع گرايانه فكر كنم .
)

علاقه مندی ها (Bookmarks)